تاریخ استعمار و اهمیت قدرت دریایی در قرون معاصر
مقدمه کتاب تاریخ استعمار و اهمیت قدرت دریایی در قرون معاصر دوران احتضار به دورانی گفته میشود که کشور ایران در اوایل زمان احمد شاه قاجار و اوایل مشروطه در شرایطی بود که از نظر حقوق بینالملل نه کاملا مستقل بود و نه مستعمره و یا به معنی دیگر نمیتوان گفت کشوری کاملا مستقل است، این دوران در شروع مشروطه و حکومت محمدعلی شاه از سال 1907 میلادی شروع میشود برابر ق
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-475102
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
مقدمه کتاب تاریخ استعمار و اهمیت قدرت دریایی در قرون معاصر دوران احتضار به دورانی گفته میشود که کشور ایران در اوایل زمان احمد شاه قاجار و اوایل مشروطه در شرایطی بود که از نظر حقوق بینالملل نه کاملا مستقل بود و نه مستعمره و یا به معنی دیگر نمیتوان گفت کشوری کاملا مستقل است، این دوران در شروع مشروطه و حکومت محمدعلی شاه از سال 1907 میلادی شروع میشود برابر قراداد محرمانه روسیه تزاری و امپراطوری بریتانیا مقرر میشود که قسمت شمالی ایران در حوزه نفوذ روسیه و قسمت جنوبی در حوزه نفوذ انگلیس و حوزه میانی بیطرف نامیده شد تقسیم ایران به سه منطقه تا سال 1921 در اواخر زمان حکومت محمدعلی شاه و همزمان با لغو قرارداد 1919 وثوق الدوله با بریتانیا که کشور را تحتالحمایه بریتانیا قرار میداد و انعقاد قرارداد دوستی1921 با روسیه بلشویکی که کلیه قراردادهای ظالمانه قبلی بین دوطرف و همچنین قراردادهای قبلی ظالمانه روسیه و دیگر کشورها برعلیه ایران را باطل اعلام کرد خاتمه پیدا میکند یعنی حدود 14 سال طول میکشد، لیکن ریشههای این دوران از سالها قبل بهمرور پرورش پیدا کرده و تا سالها بعد نیز اثراتی بر کشور میگذاشت لذا پیش زمینهها و پس زمینههای زیادی داشته که توجه به این عوامل ضروری است. بهطور کلی پیش زمینههای این دوران تلخ از سال 1507 با تصرف هرمز و قشم و بندرعباس و بعضی مناطق دیگر ساحلی توسط پرتقالیها و متعاقبا تصرف جزایر و بنادر توسط هلند و بریتانیا در جنوب و روسیه تزاری در شمال نشان دهنده توان برتر پرتقالیها و انگلیسیها و هلندیها و روسها در علوم و فنآوری بود که بمرور ایرانیها از این علوم و فن آوریها عقب ماندند. احاطه به این علوم و فن آوریها به کشورهای اروپایی امکانات فنی و تکنولوژیکی لازم را داد تا با اجرای سیاست کشتیهای جنگی (Policy Gunboat) بتوانند سیادت بر سرزمینهای ثروتمند را در پیش بگیرند و از مواد اولیه این سرزمینها جهت گسترش صنایع خود استفاده کرده و تولیدات ساخته شده از محل این صنایع را روانه این بازارهای بکر نمایند، این سیاست از تقریبا 1500 میلادی برعلیه ایران و سواحل خلیج فارس و دریای مکران (خلیج عمان) در جنوب و همچنین سواحل دریای خزر در شمال که با سلسله صفوی بتازگی متحد شده بود سعی میشود بمرور به معرض اجرا گذاشته شود و نهایتا تا 1971 یعنی زمان خروج نیروهای بریتانیا به غرب کانال سوئز و استقلال کشورهای حاشیه خلیج فارس و خلیج عمان (دریای مکران) و خاتمه هژمونی تحمیلی بریتانیا بر جنوب ایران و همچنین سقوط اتحاد جماهیر شوری در سال 1991 و استقلال کشورهای شمال ایران و حاشیه سواحل دریای خزر و خاتمه هژمونی تحمیلی روسیه شوروی بر شمال ایران ادامه داشته یعنی در طیفی وسیعتر دوران احتضار ایران را پوشش میداد که جمعا 14 سال میباشد در طیف گستردهتری از دوران پیش زمینه و پش زمینههای این دوران تلخ یعنی از سال 1507 الی 1991 که جمعا 484 سال طول کشید قرار میگیرد. سخن مولف کتاب تاریخ استعمار و اهمیت قدرت دریایی در قرون معاصر رویکرد و کاربرد سیاستهای کشتیهای نظامی (Gunboat Policy) توسط قدرتهای بزرگ فرا منطقهای از قرون 16 به بعد و همچنین سیاستهای فرهنگی، اقتصادی کشورهای بزرگ فرامنطقهای در قرون اخیر با هدف دورنگاه داشتن مردم ایران از دریا و صنایع دریایی قابل تأمل بوده است به عنوان مثال نگارشات نیش دار لرد کرزون نایب السلطنه انگلیس در هند در رابطه با دریا ترسی ایرانیان که مکمل سیاستهای کشتیهای نظامی بوده قابل ذکر است. برعکس سیاستهای قبلی که فیزیکی و سخت افزاری بود این سیاستها نرم افزاری بوده و سعی میشده که در فرهنگ و سنن دریایی کرانه نشینان نفوذ کرده و در روند طبیعی فعالیت بنادر و جزایر کشور خلل ایجاد نموده و ارتباطات سواحل و بنادر اصلی کشور مانند بندرعباس و بوشهر را با مراکز عمده جمعیتی در داخل کشور را با ایجاد ناامنی و موانع مختلف مشکل نمایند، و بدین وسیله بمرور راههای آبی و تجارت خارجی کشور را در دریاهای اطراف در کنترل خود گرفته و از این طریق به شریانهای اقتصادی کشور استیلا یابند. ارتباطات دریایی تجاری حتی در زمانی که جاده ابریشم دریایی با ابریشم جنوبی توسط استعمار گران اروپاییان با حمله و غرق کشتیهای تجاری بومی به آفریقا و هند کاملا خطرناک شده بود در سخت ترین شرایط روابط تجاری دریایی با سواحل غربی هند و آفریقای شرقی با اینکه خیلی کاهش پیدا کرد ولی بهطور کلی و کامل قطع نشد.


































