انچه در مورد قانون مالیات بر ارزش افزوده باید بدانیم
فهرست مطالب کتاب «آنچه در مورد قانون مالیات بر ارزش افزوده باید بدانیم» مقدمه فصل اول: تعاریف و کلیات فصل دوم: ماخذ، نرخ و نحوه محاسبه فصل سوم: معافیتها فصل چهارم: وظایف و تکالیف مؤدیان و اشخاص ثالث فصل پنجم: ساختار سازمانی مالیات بر ارزش افزوده، وظایف و اختیارات آن فصل ششم: مالیات کالاهای خاص فصل هفتم: مالیاتها و عوارض خاص فصل هشتم: جریمهها آنچه در مورد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-970342
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۷۴۲۱۴۹
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
فهرست مطالب کتاب «آنچه در مورد قانون مالیات بر ارزش افزوده باید بدانیم» مقدمه فصل اول: تعاریف و کلیات فصل دوم: ماخذ، نرخ و نحوه محاسبه فصل سوم: معافیتها فصل چهارم: وظایف و تکالیف مؤدیان و اشخاص ثالث فصل پنجم: ساختار سازمانی مالیات بر ارزش افزوده، وظایف و اختیارات آن فصل ششم: مالیات کالاهای خاص فصل هفتم: مالیاتها و عوارض خاص فصل هشتم: جریمهها آنچه در مورد قانون مالیات بر ارزش افزوده باید بدانیم فصل نهم: تخصیص، انتقال و توزیع مالیات فصل دهم: سایر مقررات فصل یازدهم: تغییرات ایجاد شده در قانون جدید فصل دوازدهم: فرآیند ثبت نام اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده ضمائم سخن مولف قبل از اینکه به مفهوم مالیات بر ارزش افزوده بپردازیم، لازم است ابتدا مختصری راجع به تعریف مالیات و نقش و اهمیت آن در اقتصاد جامعه توضیح دهیم. در یک تعریف ساده، مالیات بخشی از عایدی اشخاص حقیقی و حقوقی است که در ازای استفاده از امکانات و خدمات عمومی، طبق قانون باید به حساب دولت واریز گردد. بر اساس تعریف حقوقی، «مالیات یک مالیِ اجباری یا نوعی خراج است که توسط یک سازمان دولتی بهمنظور تأمین هزینههای مختلف عمومی یا هزینههای دولت، به مالیاتدهنده (یک شخص حقیقی یا حقوقی) تحمیل میشود. عدم موفقیت در پرداخت، فرار یا مقاومت در برابر پرداخت مالیات میتواند طبق قانون مجازات در پی داشته باشد.» ـ ویکیپدیا مالیات یکی از مهمترین منابع درآمدی دولت است. دولت از طریق مالیاتها میتواند منابع مالی مورد نیاز برای تأمین هزینههای عمومی مانند آموزش، بهداشت، امنیت، زیرساختها و سایر خدمات عمومی را فراهم کند. مالیات همچنین میتواند به توزیع عادلانه درآمدها در جامعه کمک کند. مالیات در سراسر دنیا بهعنوان بخشی از منبع درآمد دولتها به شمار میرود و بسیاری از افراد جامعه، بدون اطلاع از این موضوع، روزانه در حال پرداخت مالیات هستند؛ تا آنجا که در برخی کشورهای توسعهیافته بیش از ۹۰ درصد درآمد دولتها از مالیات وصولی از اشخاص (حقیقی و حقوقی) تأمین میشود. مالیات انواع مختلفی دارد و در قوانین مالیاتی ایران، مالیات به دو دسته مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم تقسیمبندی میشود که هر کدام از آنها نیز شامل مالیاتهای مختلفی هستند. واقعیت این است که اگر دولتها بتوانند بهگونهای برنامهریزی کنند که بدون اتکا به ذخایر خدادادی، کشورشان را با درآمدهای مالیاتی اداره کنند، بزرگترین خدمت را به جامعه نمودهاند. زیرا در این صورت منافع مردم و دولتها به هم گره میخورد و دولتها برای آنکه بتوانند درآمد لازم برای اداره کشور را فراهم کنند. لازم است ابتدا زمینههای سالم کسب درآمد برای مردم را فراهم نمایند تا بتوانند بخشی از درآمد کسبشده آنها را بهعنوان مالیات وصول و درآمدهای پیشبینیشده دولت در قوانین توسعه و بودجههای سنواتی را تأمین کنند. در غیر این صورت، همهساله با کسری بودجه مواجه و در اجرای تکالیف خود دچار مشکل خواهند شد. با این وجود، متأسفانه در کشور ایران، دولتها در طول سالیان متمادی از این واقعیت غافل بودهاند؛ زیرا با استخراج و فروش نفت و گاز، از ذخایری که متعلق به نسلهای آینده نیز میباشد، درآمدهای مورد نیازشان بهراحتی تأمین میشده و احساس نیازی به درآمدهای مالیاتی نمیکردند. در دو دهه اخیر، دو عامل موجب توجه بیشتر به درآمدهای مالیاتی شد: از یکسو نوسانات قیمت نفت در سطح دنیا در اثر تحریمها موجب عدم تحقق درآمدهای نفتی دولت و کسری بودجههای فراوان گردید، و از سوی دیگر هشدار کارشناسان در ارتباط با محدود بودن ذخایر نفت و گاز و لزوم توجه به درآمدهای پایدار برای مدیریت کشور، در این امر مؤثر بود. تصویب عجولانه قانون مالیات بر ارزش افزوده در کمیسیون اقتصادی مجلس در سال ۱۳۸۷ که یک نوع مالیات غیرمستقیم بود و موافقت مجلس با اجرای آزمایشی آن، بلافاصله بعد از تصویب قانون و به مدت ۵ سال، ناشی از همین احساس نیاز بود. تصویب و اجرای این قانون بهصورت ناقص و مرحلهای، مشکلات و نارضایتیهای فراوانی را به دنبال داشت. ضمن اینکه به دلیل نبود زیرساختها و ساختارهای قانونی لازم برای نحوه نظارت بر آن، زمینه سوءاستفادههای گستردهای نیز فراهم شد. بر اساس قانون مالیات بر ارزش افزوده که هر سال تعدادی از صنوف و فعالیتهای اقتصادی را شامل میشد و سالبهسال به دایره شمول آن افزوده میگردید، مشمولین قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلف بودند میزان مالیات بر ارزش افزوده کالاها و خدماتی را که مورد مبادله قرار میگرفت، از خریدار کالا اخذ نمایند؛ اما هیچ سامانه، بستر یا الزام قانونی برای ثبت و ضبط میزان مالیات وصولی وجود نداشت.


































