زنبق دشت
۴۴۸
صفحه
رقعی
قطع
گالینگور (جلد سخت)
نوع جلد
«زنبقِ دشت» رمانی است عاشقانه که در سال ۱۸۳۵ توسط اونوره دو بالزاک نویسندهٔ نامآور فرانسوی نوشته شده است. شرح عشقی ناکام و آسمانی میان جوانی به نام فلیکس دو وُنْدنِس و مادام دومورسوُف. عشقی که تا لبهٔ پرتگاه گناه میرود، ولی پاک و سربلند در نهایتِ لطافت و نازکدلی در آشیانی از پاکدامنی و وفاداری آرام میگیرد. قسمتی از متن کتاب کنت رفته بود بخوابد. من و هان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-659868
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۷۹۹۹۱۲
- تعداد صفحه
- ۴۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور (جلد سخت)
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از مهراندیش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مهدی سجودی مقدم
مشاهدهی همهتوضیحات
«زنبقِ دشت» رمانی است عاشقانه که در سال ۱۸۳۵ توسط اونوره دو بالزاک نویسندهٔ نامآور فرانسوی نوشته شده است. شرح عشقی ناکام و آسمانی میان جوانی به نام فلیکس دو وُنْدنِس و مادام دومورسوُف. عشقی که تا لبهٔ پرتگاه گناه میرود، ولی پاک و سربلند در نهایتِ لطافت و نازکدلی در آشیانی از پاکدامنی و وفاداری آرام میگیرد. قسمتی از متن کتاب کنت رفته بود بخوابد. من و هانریت تا مدتی بعد از غروب’ ماندیم زیر درختهای اقاقی. بچهها دوروبرمان میپلکیدند و خودشان را سپرده بودند به نور دمدمههایِ غروبِ آفتاب. سخنان خیلی مختصر و صرفاً اظهار تعجب یا تأیید ما نشان میداد افکارمان، که خودمان را با آن از درد و غمِ مشترک رها میکردیم، همسو و همجهتاند. وقتی کلمات’ کاری از پیش نمیبردند، این خاموشی بود که وفادارانه به خدمت جانهای ما میآمد. نیازی هم نبود که دعوت بوسهای در کار باشد، روحهای ما بیهیچ مانعی باهم در رفتوآمد بودند، هر دو از جادوی نشئهای فکورانه سرمست میشدند، در تلاطم مواج یک رؤیا شناور بودند، در ژرفای یک رود غوطه میخوردند، مثل دو پریِ دریاییِ زیبا و بشاش از آن بیرون میآمدند و بیآنکه پیوندی از نوع خاکیاش آنها را به هم متصل کند، تا هرچقدر که شور و التهابشان میطلبید، در هم گره میخوردند.




































































