
رنج های ورتر جوان
نوشتهی یوهان ولفگانگ فون گوته
هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باشقیمت از
۴۰۰٬۰۰۰تومان
گوته رمان رنج های ورتر جوان را در عرض چند هفته نوشت، در اوایل سال 1774 آن را منتشر کرد و کتاب خیلی زود با موفقیتی باورنکردنی روبهرو شد. رنج های ورتر کتابی بود که میشد آن را همان روزها با خیال آسوده «کتاب پرفروش» نامید. گوته با نگارش این رمان دست روی نبضِ زمانهی خود گذاشت، آنچنانکه ورتر در کوتاهترین زمان ممکن چندینبار تجدیدچاپ شد. خوانندگان با ورتر
نسخههای موجود
۴۰۰٬۰۰۰تومان
۴۸۰٬۰۰۰تومان
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از لاهیتا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر از ماهی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی علی اصغر حداد
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمود حدادی
مشاهدهی همهتوضیحات
گوته رمان رنج های ورتر جوان را در عرض چند هفته نوشت، در اوایل سال 1774 آن را منتشر کرد و کتاب خیلی زود با موفقیتی باورنکردنی روبهرو شد. رنج های ورتر کتابی بود که میشد آن را همان روزها با خیال آسوده «کتاب پرفروش» نامید. گوته با نگارش این رمان دست روی نبضِ زمانهی خود گذاشت، آنچنانکه ورتر در کوتاهترین زمان ممکن چندینبار تجدیدچاپ شد. خوانندگان با ورتر، قهرمان اثر، احساس همدلی میکردند: عاشقی جوان که شور و شیداییاش او را دوستداشتنی و در عینحال رقتانگیز میکرد. ضمناً فرمی که گوته در نگارش این رمان به کار برده است ـ داستان در قالب تعدادی نامه شرح داده میشود که ورتر به دوستش ویلهلم مینویسد ـ آن را به ادعانامهای علیه جامعهی طبقاتی ـ اشرافی بدل میکند، جامعهای که به نیازها و محرومیتهای فردیِ انسانها بیاعتناست. کلام پرشوری که ورتر، قهرمان اثر، در قالب آن عشق پرشورش را به زنی دستنیافتنی شرح میدهد، تا امروز قدرت تأثیرگذاری خود را حفظ کرده است. رنج های ورتر جرقهای بود که به پیدایش نهضت ادبی اشتورم اوند درانگ انجامید، جنبش پرقدرتی که در مخالفت با نهضت عقلگرای روشنگری شکل گرفت. رنج های ورتر را میتوان نخستین رمان مدرنی در نظر گرفت که ادبیات آلمان به جهان عرضه کرده است. راوی داستان نخست به خواننده اجازه میدهد نامههایی را که ورتر به دوستش نوشته است، یکبهیک بخواند، و فقط در بخش پایانی کتاب به صحنه میآید و خواننده را از وقایعی باخبر میکند که بیرون از چارچوب نامهها رخ دادهاند. ورتر جوانی است ناهمساز با جامعه که فقط با پیروی از احساسات خود زندگی میکند و با عرف و سنتهای اجتماعی سرِ سازگاری ندارد. این جوان در یک مجلس رقص به لوته دل میبازد، عاشق دختری میشود که قرار است با مردی دیگر ازدواج کند. در مدتی که نامزد لوته، مردی به نام آلبرت، در سفر بهسر میبرد، ورتر تقریباً هرروز به دیدار لوته میرود. عشق ورتر زمانی مشکلآفرین میشود که نامزدِ لوته از سفر برمیگردد. ورتر در مباحثهای با آلبرت از حق انسان به خودکشی دفاع میکند. این جوان از تحققناپذیریِ عشق خود آگاه است و لوته را ترک میکند. اما دوری او را تاب نمیآورد و خیلی زود به کنار او برمیگردد. ولی سرانجام واقعیتْ خود را به او تحمیل میکند و به چارهناپذیری عشقش پی میبرد. رنج های ورتر جوان از یکسو به شوربختی انسانی میپردازد که با پیروی از احساسات خود عمل میکند، و از سوی دیگر ادعانامهای است علیه جامعهای طبقاتی ـ اشرافی که سرپیچی از قوانین سفتوسختش را بههیچوجه مجاز نمیشمارد. راوی، به عبارت دیگر گوته، وانمود میکند قصد دارد رویدادی مستند را بازگو کند. در همان صفحهی نخست، پیش از نخستیننامه، در متنی کوتاه و مقدمهمانند به خواننده اطمینان میدهد تمام مطالبی را که میتوانسته است دربارهی سرنوشت ورتر به دست بیاورد، با جدیت گرد آورده است و آنها را در کتاب کمحجمی که پیش روی خواننده قرار دارد، گنجانده است. نامهها در فاصلهی زمانی چهارم ماه مه 1771 تا بیستوسوم دسامبر 1772 نوشته شدهاند و حسو حالی شبهمذهبی دارند، از غلیان درونی و مهارنشدنیِ جوانی خبر میدهند که اسیر عشقی پرشور شده است. ورتر در نامههایش از زیبایی وصفناپذیر و بهشتگونهی طبیعت میگوید و از شهری ناخوشآیند که او را در غلو زنجیرِ مناسبات خود به بند کشیده است: «طراوتی بس دلنشین جانم را فرا گرفته است، همانگونه که این صبحِ شیرینِ بهاری را؛ و من با تمام روحو روانم از این طراوت بهرهمند میشوم. تنها هستم و از زندگی در این منطقه، که برای ارواحی همچون من آفریده شده است، خشنودم». نامهها با لحنی پرقدرت و شورانگیز نوشته شدهاند: علامت تعجب (حرف ندا)، جابهجایی جملهها (وارونگی) و جملات ناتمام (کوتاه و گنگ) فراواناند. بهویژه آنجایی که قهرمان گوته در حالت شور و شیدایی از خود بیخود میشود، ناله سر میدهد و از اندوه عشقِ بیسرانجام خود شکایت میکند: «خواهش میکنم… میبینی، کار من تمام است. بیشاز این تاب تحمل ندارم! امروز کنارش نشسته بودم… من نشسته بودم و لوته پیانو مینواخت، ملودیهای گوناگون، و با چه قدرتبیانی! چه قدرتی!… چه قدرتی!… دیگر چه در سر داری، میخواهی با من چه کنی؟». روایت داستان در قالب نامه به خواننده امکان میدهد به گونهای ناخودآگاه خود را مخاطب نامهها فرض کند. راوی دربارهی اصلونسب ورتر توضیحی نمیدهد. با اینحال بهروشنی پیداست که او از سنخ جوانان تحصیلکرده است. شاید بتوانیم او را جوانی بیشاز اندازه حساس در نظر بگیریم که به دلیل عشق پرشور و عملاً تحققناپذیرش به لوته از پا درمیآید و در ورطهی نابودی میغلتد. از سوی دیگر میتوان او را مردی در نظر گرفت که میکوشد در










































































