باکوی زیرزمینی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۱۴

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب «باکوی زیرزمینی» نوشتۀ محمدسعید اردوبابی ترجمۀ سارا ودود مردی گزیده‌ای از متن کتاب در کارخانه سوت آغاز کارِ کارخانه نواخته شده بود اما کارگران هنوز کار نمی‏کردند. آیراپت، عسگر و ممد دور پاولوشا گرد آمده بودند و مشورت می‏کردند تا در جایی بتوانند روزنامۀ « کوالی » را که از تفلیس آورده بودند بخوانند. واسیا هم به آنان نزدیک شد. روزنامه‏خوانی را به شب موکول

۹۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-494418
شابک
۱۴۰۴۰۷۱۹۰۳
تعداد صفحه
۴۱۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب در وادی انقلاب
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مغز متفکر جهان شیعه
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اسب سرخ – مجموعه اثار 2

جان استن بک | سیروس طاهباز

ترجمه‌ی سیروس طاهباز

نگاه

۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پرى جنگلى و39 داستان دیگر

جمشید نوایى، هانس کریستین اندرسون

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به سوی فانوس دریایی

ویرجینیا وولف، خجسته کیهان

نگاه

۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نگاهی تازه به دریا

عبدالحمید زنگویی

نگاه

۵۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو (جیبی جلد سخت)

انتوان دو سنت اگزوپه رى

ترجمه‌ی احمد شاملو

نگاه

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در انتظار ترس

عین له غریب، اغوز اتای

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده ، نقد و فرهنگ

جورج لوکاچ

ترجمه‌ی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ عالم ارای عباسی

فرید مرادی، اسکندر بیگ ترکمان

نگاه

۳٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تعادل روز بر انگشتم

شمس لنگرودی

نگاه

۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کلمات ساده عشق عاشقانه های برتر جهان

فریده حسن زاده، یاروس لاو سایفرت

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه به پدر

نشده

ترجمه‌ی الهام دارچینیان

نگاه

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسین منزوی ( شعر زمان ما 14)

حسین منزوی، فیض شریفی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازخوانی منطق هگل در منطق جدید
۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنگ و صلح

لئو تولستوی، کاظم انصاری

نگاه

۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرزند نیل

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب البوم خاطرات

عباس پژمان

نگاه

۷۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی ودود مردی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب باکوی زیرزمینی در وادی عشق و مبارزه (مجموعه ادبیات آذربایجان)

محمدسعید اردوبادی

ترجمه‌ی ودود مردی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آبشرون (حکایت نفت،شوریدگی و شیدایی)

مهدی حسین

ترجمه‌ی ودود مردی

نگاه

۴۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آراز (کندن گور با سوزن)

عبدالله شایق

ترجمه‌ی ودود مردی

نگاه

۲۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بایرام سرباز انقلاب (تحولات باکو در آستانه انقلاب اکتبر)
۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قاچاق نبی

جلال برگشاد

ترجمه‌ی ودود مردی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «باکوی زیرزمینی» نوشتۀ محمدسعید اردوبابی ترجمۀ سارا ودود مردی گزیده‌ای از متن کتاب در کارخانه سوت آغاز کارِ کارخانه نواخته شده بود اما کارگران هنوز کار نمی‏کردند. آیراپت، عسگر و ممد دور پاولوشا گرد آمده بودند و مشورت می‏کردند تا در جایی بتوانند روزنامۀ « کوالی » را که از تفلیس آورده بودند بخوانند. واسیا هم به آنان نزدیک شد. روزنامه‏خوانی را به شب موکول کردند و از هم جدا شدند. پاولوشا انبر را برداشت و کوره را به‏هم زد، چلمان، سرمکانیک کارخانه، از سوراخ پنجره به پاولوشا زُل زده بود. او برحسب هر روز، پاولوشا را زیر نظر گرفته بود، می‏خواست بداند با چه کسانی دیدار و گفت‏وگو می‏کند. چلمان برای گزارش به مدیر کارخانه چیزی در دفتر یادداشتش نوشت و دوباره چشم به سوی پاولوشا چرخاند. او در دفترچه‏اش چنین نوشت: «آدم کله‏شق و سربه‏هوایی است، زبان تندوتیزی دارد. اما به‏هردلیلی کارگران دوستش دارند و از او حرف‏شنوی دارند. امروز هنگام ناهار، قبل از پرداختن به کار، باز آیراپت، عسگر، ممد و واسیا دورش جمع شده بودند. پچ‏پچ می‏کردند، مثل آدم‏های دزد و مشکوک حرف می‏زدند. به نظر من باید جمع آنها را به‏هم زد، چون جو کارخانه را مسموم کرده‏اند». چلمان سپس وارد کارگاه شد، نزدیک پاولوشا رسید و گفت: _ خوب به چشم‏های من نگاه کن! اینجا کارخانه است. جای حرف‏های مخفی نیست. تو باید برای همیشه بدانی که من حساب صدها آهنگر مثل تو را در عرض یک دقیقه می‏دهم و بیرونش می‏کنم. این کار به هیچ جای کارخانه برنمی‏خورد. باید بدانی که بین کارخانه‏های شرکت نوبل [1] ، کارخانۀ قاراشهر [2] اینجا از لحاظ مقررات نمونه است. این مقررات نتیجۀ دقت من در کارهاست. اینجا مکانیک‏هایی مثل چلمان وجود دارند. فهمیدی؟ خوب تو گوشت فرو کن، به من می‏گویند چلمان!… چلمان زیاد حرف زد. پاولوشا چندان اهمیتی به او نداد. آهن سرخ را از کوره با انبر سنگین برداشت. بر روی سندان گذاشت، با پتک کوبید و گفت: _ می‏شناسمت، تو هم مرا می‏شناسی. به من هم در قاراشهر می‏گویند پاولوشای آهنگر! تو در کارخانۀ قاراشهر نوبل مکانیک مشهوری هستی، من هم در تمام کارخانه‏های باکو به پاولوشای آهنگر شهرت دارم. در باکو پاولوشا نمونه است! من هم بهت پیشنهاد می‏کنم سعی کنی مرا بهتر بشناسی. با اینکه هر روز مرا زیر نظر داری، باز دربارۀ من چیزی نمی‏دانی. پاولوشا با انگشت عرق پیشانی‏اش را سترد. قطرات عرق روی آهن تفته ریخت و بخار شد. سپس با خونسردی آهن را در کوره گذاشت. آهن دوّم را که به‏سان زبان گاو سرخ شده بود، برداشت و کوبید و به کار پرداخت. کارگران منتظر نتیجۀ بحث میان چلمان و پاولوشا بودند. عدۀ زیادی کار را متوقف کرده بودند و با هیجان به آنان می‏نگریستند. چلمان به‏ناگاه چونان سگی که سنگ خورده باشد، خشمگین شد. به‏هیچ‏وجه باور نمی‏کرد که از آهنگر ساده‏ای چون پاولوشا چنین سخنان قاطعی بشنود. نزدیک‏تر آمد. می‏خواست برخی حرف‏ها را به او بزند. اما بُراده‏های آتشین جهیده از ضربۀ سنگین پتک پاولوشا روی آهن سرخ که چونان پروانه‏های بال طلایی به دوروبر پرواز می‏کردند، مانع شدند تا نزدیک شود. از دور به پاولوشا گفت: _ هی، بهت می‏گویم دست نگه‌دار! پاولوشا دوباره آهن را در کوره انداخت، تکانی به خودش داد، عرقش را سترد و گفت: _ حالا بفرمایید، گوش می‏کنم. چلمان دست به کمر زد و چشم‏هایش را تنگ کرد: _ زیاد به خودت مغرور نشو. وقتی اخراج شدی، هیچ‏یک از آشناهایت نمی‏آیند بگویند: «جناب چلمان ما پاولوشا را می‏شناسیم، بگذارید به کارش ادامه دهد». اگر کسی هم پیدا شود که چنین حرفی بزند، من بهش می‏گویم: تو هم با پاولوشایی که می‏شناسی برو به جهنم! تو می‏دانی امسال چه سالی است؟ [1] . نوبل از صاحبان صنایع نفت باکو. برادران روبرت و لودویک نوبل در سال 1870 از پترزبورگ به آذربایجان آمدند و به استخراج نفت در آن دیار مشغول شدند. شرکت آنان حدود بیست درصد نفت روسیه را تولید می‌کرد. این شرکت ‌جز صنایع نفت در زمینۀ صنایع دیگر هم سرمایه‌گذاری کرده بود. [2] . قاراشهر از محله‌های نفت‌خیز و کارگری آن زمان باکو. موسسه انتشارات نگاه کتاب «باکوی زیرزمینی» نوشتۀ محمدسعید اردوبابی ترجمۀ سارا ودود مردی موسسه انتشارات نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان