یک فنجان قهوه با ادگار الن پو – چشم و چراغ ۸۷

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۴۴

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب می خوانیم : کتاب یک فنجان قهوه با ادگار آلن پو نوشتۀ اندرو بارجر ترجمه فروغ مهرزاد دربارۀ نویسنده اندرو بارجر نویسنده‌ی کتاب برنده‌ی جایزه ” یک فنجان قهوه با پو: رمانی از زندگی پو” و “”بهترین داستان‌های کوتاه ترسناک 1849_1800: گلچین ادبی داستان‌های ترسناک کلاسیک می‌باشد.” صندوق‌های پست_ عمارت‌ها _شیطان‌ها” اولین مجموعه داستان‌های کوتاه او است. ا

۳۲۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-033143
تعداد صفحه
۳۴۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کودکان هم غیر نظامی هستند

هاینریش بل

ترجمه‌ی پرویز همتیان

نگاه

۴۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کاندید «ساده دل»

رضا مرادی اسپیلی، ولتر

ترجمه‌ی ی رضا مرادی اسپیلی

نگاه

۱۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گزارش یک ادم ربایی-مجموعه چشم وچراغ-94

گابریل گارسیا مارکز

ترجمه‌ی جاهد جهانشاهی

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رومی (جلال الدین محمد)

بهمن شکوهی

نگاه

۱٬۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه مقاله ها

صمد بهرنگی

نگاه

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاله تولا – چشم و چراغ 83

میگل داونامونو | نجمه شبیری

ترجمه‌ی نجمه شبیری

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنج نمایشنامه

اسکار وایلد، ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فلان فلان شده ها – مجموعه اثار 2

عزیز نسین | ثمین باغچه بان

ترجمه‌ی ثمین باغچه بان

نگاه

۱۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توده و قدرت

الیاس کانه تی| ابراهیم ملک اسماعیلی

ترجمه‌ی ابراهیم ملک اسماعیلی

نگاه

۹۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یکصد غزلواره ی عاشقانه

پابلو نرودا | رضا معتمدی

ترجمه‌ی رضا معتمدی

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اسب سرخ – مجموعه اثار 2

جان استن بک | سیروس طاهباز

ترجمه‌ی سیروس طاهباز

نگاه

۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان شهریار

محمد حسین شهریار

نگاه

۳٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گریختن در مه ( بررسی زندگی، شعر و غزل )
۱۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم

هاینریش بل |سارنگ ملکوتی

ترجمه‌ی سارنگ ملکوتی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بر ریل های برزخ

هادی خورشاهیان

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جستارهایی درباره ی توماس مان

جرج لوکاچ | اکبر معصوم بیگی

نگاه

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنج نمایشنامه (هنریک ایبسن)

هنریک ایبسن، اصغر رستگار

نگاه

۱٬۲۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چهرههای منفور در تاریخ معاصر ایران
۶۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی فروغ مهرزاد

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سفید برفی باید بمیرد

نله نویهوس

ترجمه‌ی فروغ مهرزاد

نگاه

۳۲۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب می خوانیم : کتاب یک فنجان قهوه با ادگار آلن پو نوشتۀ اندرو بارجر ترجمه فروغ مهرزاد دربارۀ نویسنده اندرو بارجر نویسنده‌ی کتاب برنده‌ی جایزه ” یک فنجان قهوه با پو: رمانی از زندگی پو” و “”بهترین داستان‌های کوتاه ترسناک 1849_1800: گلچین ادبی داستان‌های ترسناک کلاسیک می‌باشد.” صندوق‌های پست_ عمارت‌ها _شیطان‌ها” اولین مجموعه داستان‌های کوتاه او است. او ویراستار شماری از کتاب‌های تحسین شده شامل” تفسیر و نشانه‌های داستان‌ها و شعرهای ادگارآلن پو” است و همچنین برای پژوهش و نثر خلاقش شناخته می‌شود. اندرو سخنگوی فضای ادبی گوتیک نیز است. 1811_ دو سالگی صدای نت پایانی ارگ طنین انداخت و سکوتی طولانی فضای جایگاه مقدس را پر کرد. فرانسیس آلن [1] بار دیگر صفحه تاخورده روزنامه ریچموند را بررسی کرد: یکشنبه گذشته،خانم پو [2] ،یکی ازبازیگران کمپانی ریچموند درگذشت. با مرگ این بانو صحنه یکی ازافتخارات مهمش را ازدست داد. کوتاه‌ترین جمله‌ای که می‌توان درباره‌اش گفت این است که او عاشق بازیگری بود وهرگز پیش نیامد که مورد تحسین و تشویق تماشاچیان قرار نگیرد. “قلبم با دیدن این بچه درد می‌گیرد” فرانسیس این را گفت و به سمت شوهرش برگشت. “به او نگاه کن آنجا ایستاده و دست‌های کوچکش را روی پیشانی‌اش گذاشته. نمی‌توانم به چیزی دوست داشتنی‌تر از او فکر کنم.” ” غم انگیزه. اولین خاطره پسر، مرگ مادرش دو هفته قبل از کریسمس می‌شود.” جان آلن [3] به طاق سه پره‌ای اتاق سرایندگان کلیسا نگاه کرد. “اگربه خاطرمددکارهای اجتماعی نبود، او تنها یک پسربچه است بدون هیچ کس دیگری. کلیسای قدیمی سنت جان هیچوقت این قدر خالی نبود.” جان آلن گفت:”مرگ، جمعیت احمق‌ها و حریصان را دعوت می‌کند.” “خب، انگیزه ما که دلسوزی است.” فرانسیس آلن بعدها به یادم آورد که چگونه روی نوک انگشتانم درکنار تابوت ایستاده بودم. سوسن‌های سفید همه جا بودند. پارچه قرمز مرتب تاخورده و آراسته بود. پشت سکو، آینه‌ای لبه دار قرار داشت. من غم‌های خودم را درآغوش گرفته و درمیان اشک‌ها به گفتگوی جان و فرانسیس آلن، پدر و مادر خوانده جدیدم گوش می‌دادم. “بچه‌ی بیچاره، در این دنیای بیرحم در دو سالگی یتیم شده. درخشش اشک‌های پسرک را دیدم که روی تابوت افتاد و چهره آرایش شده مادرش را رنگی کرد.” جان گفت:”خواهرش را فراموش نکن. رزالی [4] فقط یک سال دارد.” درحالی که خیره به نور کهربایی رنگی بود که ازمیان ارگ بزرگ به جلوی جایگاه مقدس تابیده می‌شد، کراواتش را صاف کرد: “خدایا متشکرم که او خیلی کوچک است و این رویداد غم انگیز و یا حرفه‌ی نفرت انگیز والدینش را به خاطرنخواهد آورد. ویلیام مکنزی [5] وهمسرش او را به فرزندی قبول کرده‌اند. مطمئنم، تصمیمی نامناسب است.” فرانسیس برروی نیمکت کلیسا نشست و آستین‌های لباس ساتن سیاه و خاکستری رنگش را روی مچش کشید. در یک دستش دستمال کاغذی را همراه با تکه‌ای از لباسش مچاله کرده بود. ” اگرخانواده‌ی مکنزی در ریچموند جز خانواده‌های ثروتمند نبودند، بیشتر ناراحت می‌شدم. رزالی در بهترین مدارس بزرگ می‌شود بنابراین ما هم برای ادگار [6] هم همین کار را می‌کنیم. از طرف خودم برای آوردن ادگاربه خانواده‌مان ازت متشکرم. کی قصد داریم برای سرپرستی‌اش اقدام کنیم؟ امیدوارم خیلی زود. بیچاره، بچه‌ی بیچاره.” “حالا دیگراو به عنوان شهروند شرافتمند ریچموند بزرگ می‌شود وشایستگی نام خانوادگی خوب ما را خواهد داشت. تا آن زمان همه‌ی نگرانیم تربیت او خواهد بود. به پدربزرگش قول دادم.” ” خیلی سخت گیری.” جان آلن در حالی که صورتش به سمت صندلی روبه رویش بود، دست به سینه نشست. ” و پسر بزرگ‌تر پو چه می‌شود؟” “هنری [7] سه ساله است و ازقبل با پدربزرگش زندگی می‌کند. ژنرال دیوید [8] پو وهمسرمهربانش بهترین امکانات را برای او فراهم خواهند کرد ولی افسوس که ثروتمند نیستند. معلوم است که کهنه سرباز بزرگ انقلاب آگاه نیست که عروسش در تابوت سرد دراز کشیده، نه یک گل برای همراهی او درقبر فرستاده و نه می‌خواهد در مراسم حضور داشته باشد.” “یا شاید به این خاطر است که الیزا [9] پو ننگ خانواده به حساب می‌آمد، مخصوصا بعد ازاین که پسر ژنرال پو را از جاده موفقیت دور کرد.” “پول، ثروت. این همه‌ی چیزی است که درچنین زمانی به آن می‌اندیشی؟ توهین به مقدساته. جان، چطور می‌توانی این گونه درباره‌ی مادربینوای سه کودک صحبت کنی، درحالی که او مرده است؟ خدا تو را ببخشد.” “همه‌ی آن چه که می‌گویم این است که ژنرال پو برای پسرش دیوید چیزی بیشتر از سفر به اطراف امریکا واروپا ونقش بازی کردن درتئاترهای درجه‌ی سه با همراهی یک فرد غیراشرافی می‌خواست. پاپر [10] می‌گوید اجرای آخر الیزا درکلیسای مونیمنتال [11] بوده است. تو می‌توانی چنین… نمایش در کلیسا؟” جان سرش را تکان داد.”آرایش زیاد

۳۲۵٬۰۰۰تومان