توده و قدرت
۶۳۲
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب “توده و قدرت” نوشتۀ “الیاس کانهتی ” ترجمۀ “ابراهیم ملک اسماعیلی” گزیده ای از متن کتاب توده تغيير مسير ترس ناشى از تماس هيچ امرى براى آدمى نگرانكنندهتر از تماس با ناشناخته نيست. او مىخواهد آنچه را كه بر آن چنگ مىاندازد، ببيند، بشناسد يا دستكم به طريقى طبقهبندى كند. انسان هميشه مايل است در هر وضعيتى، از تماس با هر ناشناختهاى بپرهيزد. در تاريكى، هر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علم عمومی و ترویج علم
- شناسه کالا
- kj-072329
- تعداد صفحه
- ۶۳۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب “توده و قدرت” نوشتۀ “الیاس کانهتی ” ترجمۀ “ابراهیم ملک اسماعیلی” گزیده ای از متن کتاب توده تغيير مسير ترس ناشى از تماس هيچ امرى براى آدمى نگرانكنندهتر از تماس با ناشناخته نيست. او مىخواهد آنچه را كه بر آن چنگ مىاندازد، ببيند، بشناسد يا دستكم به طريقى طبقهبندى كند. انسان هميشه مايل است در هر وضعيتى، از تماس با هر ناشناختهاى بپرهيزد. در تاريكى، هراس ناشى از تماس با امرى غيرمنتظره مىتواند به وحشتى لجامگسيخته مبدل شود. حتى لباسها نيز نمىتواند به اندازه كافى امنيت ببخشد: چه دريدن آن سهل است و بدن عريان، بىپوشش و بىدفاع مىتواند به سادگى مورد تهاجم قرار گيرد و نفوذپذير شود. همه فاصلههايى كه انسانها در اطرافِ خود بهوجود آوردهاند، متأثر از اين ترس ناشى از تماس است. آنان خود را در خانهها كه كسى امكان ورود به آن ندارد محبوس مىكنند و به اين سبب خود را تا حدى ايمن مىپندارند. ترس از دزدان تنها بهخاطر دانستن نيّت غارتگرانهشان نيست، بلكه تا حدى ناشى از هجومى ناگهانى و غيرمنتظر از دل تاريكى است. دستى كه به شكل يك پنجه درآمده، همواره بهمثابه نمادى براى اين منظور بهكار مىرود. بسيارى از آنچه را كه گفته شد مىتوان در يك واژه دوپهلو [1] به معناى چنگ انداختن، هجوم بردن و دست يازيدن بازيافت. از دستدرازى و لمس كردن بىخطر تا هجوم مخاطرهانگيز در اين واژه جاى دارد و همواره بخشى از معناى بعدى در معناى اوليه طنين مىاندازد. اگرچه اسم مصدر و اصل اين واژه [2] ـ يعنى چنگاندازى، هجوم ـ تنها به معناى منفى آن خلاصه شده است. گزیده ای از متن کتاب “توده و قدرت” نوشتۀ “الیاس کانهتی” اين تنفر نسبت به تماس، حتى هنگامى كه به ميان مردم مىرويم، ما را رها نمىكند؛ شيوه حركت ما در يك خيابان شلوغ، در رستورانها، قطارها يا اتوبوسها نيز با اين ترس تعيين مىشود. حتى هنگامى كه در نزديكى ديگران ايستادهايم و مىتوانيم آنها را به دقت مشاهده و مطالعه كنيم، اگر ممكن باشد، باز هم از تماس پيدا كردن با آنها پرهيز مىكنيم. اگر رفتارى متغاير با اين امر داشته باشيم، دليل آن، تعلق خاطر ما به كسى بوده است؛ و در اين مورد خود ابتكار عمل را بر عهده داشتهايم. سرعت واكنش براى پوزشخواهى در هنگام تماس يا لمس اتفاقى و ناخواسته، انتظار و هيجانى كه طرف مقابل پس از چنين تماسى براى شنيدنِ پوزش ما از آن سرشار است، بروز واكنش تند و گاهى نيز بدنى ـ اگر چنين عذرخواهىاى صورت نگرفته باشد ـ احساس ناخوشايند و تنفرى كه در مقابل «خطاكار» بهوجود مىآيد، حتى اگر آدمى از سوءنيت او مطمئن نباشد، از جمله گِرههاى واكنشهاى روانى در ارتباط با تماس با ناشناختهها است كه با ناپايدارى و تحريكپذيرى افراطى آنها همراه مىشود، و مستدل مىدارد كه در اينجا ما با امرى بسيار عميق، همواره بيدار و هميشه نامطبوع روبهرو هستيم، امرى كه همواره با معين شدن حدود و ثغور شخصيت انسان با او همراه است و حتى در خواب هم كه آدمى بىدفاعتر است با اين نوع ترس دچار پريشانى مىشود. گزیده ای از متن کتاب “توده و قدرت” نوشتۀ “الیاس کانهتی” تنها در يك توده است كه انسان مىتواند از ترس ناشى از تماس خلاصى يابد. توده تنها موقعيتى است كه در آن، اين ترس به ضد خود بدل مىشود. آنچه توده به آن نياز دارد، تراكم توده است كه بدنها را به هم مىفشارد؛ و همچنين يك توده، سرشت روانى كسى است كه به هم فشرده شده، تحت فشار است، به نحوى كه ديگر فرد توجه زيادى نداشته باشد كه و چه كسى او را تحت فشار قرار مىدهد. به محض آنكه شخص خود را به توده مىسپارد، ترس از تماس از او رخت برمىبندد. در وضع ايدهآل، همه با هم يكى مىشوند؛ هيچ تفاوتى، حتى جنسيت، مهم تلقى نمىشود. آدمى از كسى كه همچون اوست تحت فشار قرار مىگيرد. او را چنان حس مىكنى كه خود را. ناگهان همه چيز جريانى مشابه با درون يك بدن مىيابد. شايد اين يكى از دليلهايى است كه يك توده را به متراكم ساختن خود وامىدارد: توده مىخواهد تا هر فرد در حدامكان و به طور كامل از شر ترس ناشى از تماس خلاص شود. هرچه انسانها خود را بيشتر به هم بفشارند، به يقين احساس ترس از يكديگر در آنها رخت مىبندد. اين وارونگى ترس ناشى از تماس به ماهيت تودهها تعلق دارد. ]در اين حالت[ احساس رهايى چشمگيرتر است در حالى كه توده متراكمتر است. توده باز و توده بسته توده، پديدهاى شگفتانگيز و جهانشمولترين است زيرا به طور ناگهانى و در حالى كه پيشتر هيچ اثرى از آن نبوده ظهور مىيابد. عدهاى انگشتشمار ـ پنج، ده يا دوازده نفر ـ و نه بيشتر ممكن است كنار هم قرار بگيرند؛ هيچ اعلامى نشده، هيچ پيشبينى نشده. ناگهان همه جا از جمعيت سياه مىشود و از هر سو انسانها سرازير شوند، گويى خيابانها تنها يك جهت دارند. بس



































