تاریخ جهان
۸۱۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیده ای از کتاب تاریخ جهان سركوبى دولتى آشكار شايد در كشورهاى صنعتى غرب بيش و كم عجيب بهنظر بيايد. اما شيوههاى نامحسوس ِ تسلط هميشه پابرجاست. در آغاز کتاب تاریخ جهان می خوانیم كريس هارمن در سال 1942 در انگلستان متولد شده و تحصيلات خود را در دانشگاه ليدز در شهر واتفورد نزديك لندن گذرانده است. وى از مدرسه اقتصاد لندن نيز به اخذ ديپلم Masterd of Philosophy ن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-153378
- تعداد صفحه
- ۸۱۶
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی پرویز بابایی
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب تاریخ جهان سركوبى دولتى آشكار شايد در كشورهاى صنعتى غرب بيش و كم عجيب بهنظر بيايد. اما شيوههاى نامحسوس ِ تسلط هميشه پابرجاست. در آغاز کتاب تاریخ جهان می خوانیم كريس هارمن در سال 1942 در انگلستان متولد شده و تحصيلات خود را در دانشگاه ليدز در شهر واتفورد نزديك لندن گذرانده است. وى از مدرسه اقتصاد لندن نيز به اخذ ديپلم Masterd of Philosophy نائل آمده است. مبارزه طبقاتى در اروپاى شرقى و انقلاب تباه شده آلمان از جمله تأليفات اوست. او سالها سردبير نشريه كارگران سوسياليست انگلستان و از رهبران برجسته آن حزب بوده است. وى طى نامهاى از مترجمان كتاب و نيز از بهزاد كاظمى كه سببساز اين ترجمه شد سپاسگذارى كرده است. پرسشهايى كه در شعرِ برشت مطرح شده نيازمند پاسخهايى است. فراهم آوردن ِ پاسخها بايد وظيفه تاريخ باشد. تاريخ را نبايد محفوظات گروه كوچكى از كارشناسان قلمداد كرد يا تفنن كسانى كه مىتوانند از عهده كار برآيند. تاريخ، بنابر ادعاى هنرى فورد [1] پيشتاز توليد كلان ِ خودرو و دشمن سرسخت ِ اتحاديههاى كارگرى و ستايشگر اوليه آدولف هيتلر ، «پرت و پلا» نيست. تاريخ درباره رشته رخدادهايى است كه به زندگى كنونى ما انجاميده. داستان چگونگى به خود آمدن ماست. درك اين مطلب كليد كشف ِ چند و چون راهى است كه مىتوان جهانى را كه در آن زندگى مىكنيم بيشتر تغيير دهيم. شعار «آن كه سررشته گذشته را در دست دارد، سررشته آينده نيز به دست اوست»، يكى از شعارهاى يكهتازانى است كه زمام دولت را در رُمان 1984 ، اثر جورج آرول [2] در دست دارند. شعارى كه همواره كاخنشينان و سورچرانان ِ وصف شده در پرسشهاى برشت آن را جدى تلقى مىكردهاند. حدود بيست و دو سده پيش يكى از امپراتوران چين حكم كيفر مرگ را براى كسانى درنوشت كه «براى انتقاد از اكنون، گذشته را دستاويز خود مىكردند.» آزتكها وقتى دره مكزيك را در سده پانزدهم فتح كردند به قصد از ميان بردن پيشينه دولتهاى گذشته برآمدند، و اسپانيايىها هم وقتى منطقه را در سالهاى 1620 مسخر كردند كوشيدند تمام پيشينههاى آزتكها را از ميان ببرند. امور در سده واپسين چندان فرقى نكرده. مخالفت با تاريخنگاران رسمى ِ استالين يا هيتلر در حكم زندان و تبعيد يا مرگ بود. همين سى سال پيش تاريخنگاران اسپانيايى مجاز نبودند كه موضوع بمباران شهرك گورنيكا ى ِ باسك را بررسى كنند، يا تاريخنويسان مجارستانى به رويدادهاى سال 1956 بپردازند. در همين اواخر كار دوستان من در يونان، بهسبب ايرادگيرى از تلقى دولت در نحوه پيوست ِ بخش بزرگى از خاك مقدونيه در دوره پيش از جنگ جهانى اول به دادگاه كشيد. سركوبى دولتى آشكار شايد در كشورهاى صنعتى غرب بيش و كم عجيب بهنظر بيايد. اما شيوههاى نامحسوس ِ تسلط هميشه پابرجاست. هماكنون كه اين مطلب را مىنويسم دولت تازه كارگرى اصرار دارد كه مدرسهها بايد بر تاريخ و دستاوردهاى انگليس تأكيد كنند و دانشآموزان بايد نام و دوره بزرگان انگليسى را بياموزند. در آموزش عالى، بيشتر تاريخنگارانى كه با نگرشهاى متداول همسازند، كماكان همان كسانى هستند كه كسب افتخار مىكنند و كسانى كه با چنين نگرشهايى مخالفت مىورزند، از مقامهاى اصلى ِ دانشگاهى كنار گذاشته مىشوند. موضوع ِ «سازش، سازش، راه ترقى توست»، همچنان پابرجاست. از دوره نخستين فرعون ها پنجهزار سال پيش، فرمانروايان، تاريخ را سياههاى از «دستاوردها»ى خود و نياكانشان نمايانيدهاند. تو گفتى يك همچو «بزرگمردانى» شهرها و آثار تاريخى را ساخته و سبب رونق شدهاند و بانى ِ كارهاى بزرگ يا پيروزىهاى ِ نظامى بودهاند. و برعكس، «بدكاران» لابد مسئول تمام نابكارىها در عالماند. نخستين آثار تاريخ فهرست شاهان و دودمانها بود و به «فهرستهاى شاهى» شهره بود. آموختن سياهههاى ِ همانند بخش ِ عمده تاريخ باقى ماند همچنان كه در مدرسههاى چهل سال پيش انگليس درس داده مىشد. دولت تازه كارگرى ـ و حزب محافظهكار مخالف ـ ظاهرآ سخت در فكر تحميل دوباره اين قضيهاند.بر پايه اين تعبير از تاريخ، شناخت تنها عبارت است از توانايى به يادسپارى اين سياههها، به روش «انسان حافظه» يا «مغز متفكر» رقيب. اين روش، تعبير جستجوهاى ِ سطحى ِ تاريخ است كه به درك معناى گذشته و اكنون كمكى نمىكند. روش ديگر بررسى ِ تاريخ، در مخالفت آگاهانه با نگرش «بزرگمرد» است. رخدادهاى خاص را برمىگيرد و ماجراى آنها را شرح مىدهد، گاهى از ديدگاه شركتكنندگان عامى، اين روش ممكن است مردم را مجذوب كند. تماشاگران برنامههاى تلهويزيونى پركم نيستند ـ حتى تمام كانالها ـ كه اينگونه مطالب را به كار مىزنند. دانشآموزانى كه با اين مطالب روبهرو مىشوند كشش غريبى به روش ِ كهن ِ «شاهان، دورهها و رخدادها» نشان مىدهند. اما چنين «تار







































