شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی
۱۲۳۶
صفحه
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
کتاب «شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی» نوشتۀ آلفرد لابی ار با ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری گزیدهای از متن کتاب سلیمان خان در روز جمعه در زمانی که سرگذشت ما شروع میشود زیباترین شهر جهان قسطنطنیه بود و آن شهر قلب امپراتوری عثمانی به شمار میآمد و در آن شهر عماراتی وجود داشت که مجموع آنها را «سرای» میخواندند و سرای قلب قسطنطنیه بود. چون نهفقط سلیمان خان ق
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-771457
- شابک
- ۱۴۰۳۰۵۳۰۰۱
- تعداد صفحه
- ۱۲۳۶
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی» نوشتۀ آلفرد لابی ار با ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری گزیدهای از متن کتاب سلیمان خان در روز جمعه در زمانی که سرگذشت ما شروع میشود زیباترین شهر جهان قسطنطنیه بود و آن شهر قلب امپراتوری عثمانی به شمار میآمد و در آن شهر عماراتی وجود داشت که مجموع آنها را «سرای» میخواندند و سرای قلب قسطنطنیه بود. چون نهفقط سلیمان خان قانونی با حرم خود در آن سرای سکونت داشت، بلکه سازمانهای حکومتی که مجموع آنها موسوم به «دیوان» بود در آن سرای کار میکرد، بنابراین میتوان گفت که سرای قلب امپراتوری عثمانی بود. در ایام هفته، نزدیک سرای، غیر از سکنۀ آن و کسانی که با سرای کار داشتند مشاهده نمیشدند اما روز جمعه در پیرامون سرای و حیاطهای آن جمعیتی انبوه به چشم میرسید، چون در آن روز سلیمان خان قانونی، امپراتور عثمانی، برای نماز روز جمعه به مسجد «ایاصوفیه» میرفت و همه میخواستند او را ببینند. سرای دارای حیاطهای متعدد بود و در روز جمعه بزرگانی که اجازه داشتند وارد سرای شوند در سه حیاط برای دیدن سلیمان خان قانونی قرار میگرفتند. ایلچیها که فرستادگان سلاطین جهان بودند در حیاط اول، که بلافاصله بعداز کوشک مخصوص سلیمان خان قرار داشت، او را میدیدند و سلیمان خان که سوار بر اسب از آن حیاط میگذشت عنان اسب را مقابل ایلچیها میکشید و با چند کلمه به آنها خوشباش میگفت و بعد به راه میافتاد و وارد حیاط دوم میشد. در حیاط دوم سلاطینی که دستنشاندۀ سلیمان خان، یعنی خراجگزار، او بودند یا نمایندگان آنها حضور داشتند و چون اکثر آنها دارای کیش اسلام بودند سلیمان خان چند لحظه مقابل آنها توقف میکرد و برای همه توفیق عبادت خداوند را میطلبید. بعد عازم حیاط سوم میگردید در آن حیاط بزرگانی حضور داشتند که همه از رجال داخلی عثمانی بودند و بایستی تا مسجد ایاصوفیه ملازم سلیمان خان بشوند و بهاتفاق وی از مسجد به سرای مراجعت نمایند و ناهار آن روز را در سرای بخورند. در رأس آن بزرگان وزیر اعظم بود که حتی وقتی در قفای سلیمان خان به مسجد ایاصوفیه میرفت دو نفر، که چماق نقره در دست داشتند، پیشاپیش وی حرکت میکردند. وزیر اعظم از عمامهای بهشکل مخروط که بر سر داشت و دو زنجیر طلا که مقابل عمامه بهشکل دو قوس نصب کرده بودند شناخته میشد و غیر از وزیر اعظم هیچیک از رجال کشور مجاز نبودند که عمامهای به آن شکل بر سر بگذارند. وقتی عنوان وزیر اعظم به چشم یا به گوش میرسد خواننده یا شنونده انتظار دارد که از مرتبۀ وزرای دیگر هم اطلاع حاصل نماید. اما در عثمانی بسیار اتفاق میافتاد که پادشاه، غیر از وزیر اعظم، وزیری دیگر نداشت و وزیر اعظم برجستهترین عضو دیوان بود و سلیمان خان در بین امرای کشور وزیر اعظم را از همه محترمتر میشمرد. لیکن دو صاحبمنصب دیگر در عثمانی بود که برتر از وزیر اعظم به شمار میآمد یا از حیث مرتبه با وی برابری میکرد. یکی «قزلر آقا» به معنای تحتاللفظی، یعنی فرمانده بانوان (یا) فرمانده دخترها) و او سیاهپوستی بود خواجه و بلندقامت که یک لبادۀ بلند به رنگ سبز میپوشید که دو آستین آن تا نزدیک زمین میرسید و هرگز دستها را از آستین بیرون نمیآورد و در فصل زمستان یک لبادۀ پوستین از پوست خز یا سنجاب، که بهمقدار زیاد از روسیه وارد میشد، در بر میکرد و آن لباده هم دارای دو آستین بلند بود که به زمین میرسید و قزلر آقا هرگز دستها را در آستین لبادۀ زمستانی نمیکرد. علامت مشخص قزلر آقا یک عمامۀ مرتفع بهشکل کلهقند و به رنگ ارغوانی بود که او را بلندتر از آنچه بود نشان میداد. قزلر آقا بر یک فوج از خواجگان حرم فرماندهی میکرد و در امپراتوری عثمانی جز سلیمان خان قانونی کسی نمیتوانست بر او فرماندهی کند. اگر قزلر آقا با یکی از امرای مملکت خصومت پیدا میکرد موجبات فنای او را فراهم مینمود و چون مردی عامی و بیاطلاع بود دشمنیاش خیلی خطر داشت. قزلر آقا هم روز جمعه مثل امرای دیگر با سلیمان خان قانونی به مسجد ایاصوفیه میرفت و بعداز نمازجمعه با او مراجعت میکرد. صاحبمنصب دیگر که از حیث مقام در ردیف وزیر اعظم قرار میگرفت «کاپیتن پاشا» فرمانده کل نیروی دریایی عثمانی به شمار میآمد و بعضی از کاپیتن پاشاها از مردان برجستۀ عصر خود بودند و اثری بزرگ در حفظ و تقویت قدرت پادشاهان عثمانی در اروپا داشتند. لباس تشریفات رجال دربار عثمانی، که روز جمعه و روزهای رسمی دیگر بایستی در برگنند، بهطور دقیق معلوم شده بود و لباسها، به اقتضای فصل، از ابریشم یا پارچههای پشمی به رنگهای مختلف انتخاب میشد. رجال دربار سلیمان خان لباس تشریفات زیبای خود را فقط در روزهای رسمی میپوشیدند، ولی در تمام ایام سال بایستی عمامۀ مخصوص خود را، که معرف شغل و مقام آنها بود، بر س





















































