پرش به محتوای صفحه
تاریخموجود

شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۲۳۶

صفحه

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب «شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی» نوشتۀ آلفرد لابی ار با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب سلیمان خان در روز جمعه در زمانی که سرگذشت ما شروع می‌شود زیباترین شهر جهان قسطنطنیه بود و آن شهر قلب امپراتوری عثمانی به شمار می‌آمد و در آن شهر عماراتی وجود داشت که مجموع آنها را «سرای» می‌خواندند و سرای قلب قسطنطنیه بود. چون نه‌فقط سلیمان خان ق

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-771457
شابک
۱۴۰۳۰۵۳۰۰۱
تعداد صفحه
۱۲۳۶
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خاطراتی از یک امپراتور

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جراح دیوانه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عشق صدراعظم

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عشاق نامدار: فرانسه و روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غزالی در بغداد

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب الماس بودا

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب منم تیمور جهانگشا

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر

نگاه

۱٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماری انتوانت

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهزاده خانم محکوم

ذبیح الله منصوری

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرزند نیل

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی» نوشتۀ آلفرد لابی ار با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب سلیمان خان در روز جمعه در زمانی که سرگذشت ما شروع می‌شود زیباترین شهر جهان قسطنطنیه بود و آن شهر قلب امپراتوری عثمانی به شمار می‌آمد و در آن شهر عماراتی وجود داشت که مجموع آنها را «سرای» می‌خواندند و سرای قلب قسطنطنیه بود. چون نه‌فقط سلیمان خان قانونی با حرم خود در آن سرای سکونت داشت، بلکه سازمان‌های حکومتی که مجموع آنها موسوم به «دیوان» بود در آن سرای کار می‌کرد، بنابراین می‌توان گفت که سرای قلب امپراتوری عثمانی بود. در ایام هفته، نزدیک سرای، غیر از سکنۀ آن و کسانی که با سرای کار داشتند مشاهده نمی‌شدند اما روز جمعه در پیرامون سرای و حیاط‌های آن جمعیتی انبوه به چشم می‌رسید، چون در آن روز سلیمان خان قانونی، امپراتور عثمانی، برای نماز روز جمعه به مسجد «ایاصوفیه» می‌رفت و همه می‌خواستند او را ببینند. سرای دارای حیاط‌های متعدد بود و در روز جمعه بزرگانی که اجازه داشتند وارد سرای شوند در سه حیاط برای دیدن سلیمان خان قانونی قرار می‌گرفتند. ایلچی‌ها که فرستادگان سلاطین جهان بودند در حیاط اول، که بلافاصله بعداز کوشک مخصوص سلیمان خان قرار داشت، او را می‌دیدند و سلیمان خان که سوار بر اسب از آن حیاط می‌گذشت عنان اسب را مقابل ایلچی‌ها می‌کشید و با چند کلمه به آنها خوش‌باش می‌گفت و بعد به راه می‌افتاد و وارد حیاط دوم می‌شد. در حیاط دوم سلاطینی که دست‌نشاندۀ سلیمان خان، یعنی خراج‌گزار، او بودند یا نمایندگان آنها حضور داشتند و چون اکثر آنها دارای کیش اسلام بودند سلیمان خان چند لحظه مقابل آنها توقف می‌کرد و برای همه توفیق عبادت خداوند را می‌طلبید. بعد عازم حیاط سوم می‌گردید در آن حیاط بزرگانی حضور داشتند که همه از رجال داخلی عثمانی بودند و بایستی تا مسجد ایاصوفیه ملازم سلیمان خان بشوند و به‌اتفاق وی از مسجد به سرای مراجعت نمایند و ناهار آن روز را در سرای بخورند. در رأس آن بزرگان وزیر اعظم بود که حتی وقتی در قفای سلیمان خان به مسجد ایاصوفیه می‌رفت دو نفر، که چماق نقره در دست داشتند، پیشاپیش وی حرکت می‌کردند. وزیر اعظم از عمامه‌ای به‌شکل مخروط که بر سر داشت و دو زنجیر طلا که مقابل عمامه به‌شکل دو قوس نصب کرده بودند شناخته می‌شد و غیر از وزیر اعظم هیچ‌یک از رجال کشور مجاز نبودند که عمامه‌ای به آن شکل بر سر بگذارند. وقتی عنوان وزیر اعظم به چشم یا به گوش می‌رسد خواننده یا شنونده انتظار دارد که از مرتبۀ وزرای دیگر هم اطلاع حاصل نماید. اما در عثمانی بسیار اتفاق می‌افتاد که پادشاه، غیر از وزیر اعظم، وزیری دیگر نداشت و وزیر اعظم برجسته‌ترین عضو دیوان بود و سلیمان خان در بین امرای کشور وزیر اعظم را از همه محترم‌تر می‌شمرد. لیکن دو صاحب‌منصب دیگر در عثمانی بود که برتر از وزیر اعظم به شمار می‌آمد یا از حیث مرتبه با وی برابری می‌کرد. یکی «قزلر آقا» به معنای تحت‌اللفظی، یعنی فرمانده بانوان (یا) فرمانده دخترها) و او سیاه‌پوستی بود خواجه و بلندقامت که یک لبادۀ بلند به رنگ سبز می‌پوشید که دو آستین آن تا نزدیک زمین می‌رسید و هرگز دست‌ها را از آستین بیرون نمی‌آورد و در فصل زمستان یک لبادۀ پوستین از پوست خز یا سنجاب، که به‌مقدار زیاد از روسیه وارد می‌شد، در بر می‌کرد و آن لباده هم دارای دو آستین بلند بود که به زمین می‌رسید و قزلر آقا هرگز دست‌ها را در آستین لبادۀ زمستانی نمی‌کرد. علامت مشخص قزلر آقا یک عمامۀ مرتفع به‌شکل کله‌قند و به رنگ ارغوانی بود که او را بلندتر از آنچه بود نشان می‌داد. قزلر آقا بر یک فوج از خواجگان حرم فرماندهی می‌کرد و در امپراتوری عثمانی جز سلیمان خان قانونی کسی نمی‌توانست بر او فرماندهی کند. اگر قزلر آقا با یکی از امرای مملکت خصومت پیدا می‌کرد موجبات فنای او را فراهم می‌نمود و چون مردی عامی و بی‌اطلاع بود دشمنی‌اش خیلی خطر داشت. قزلر آقا هم روز جمعه مثل امرای دیگر با سلیمان خان قانونی به مسجد ایاصوفیه می‌رفت و بعداز نمازجمعه با او مراجعت می‌کرد. صاحب‌منصب دیگر که از حیث مقام در ردیف وزیر اعظم قرار می‌گرفت «کاپیتن پاشا» فرمانده کل نیروی دریایی عثمانی به شمار می‌آمد و بعضی از کاپیتن پاشاها از مردان برجستۀ عصر خود بودند و اثری بزرگ در حفظ و تقویت قدرت پادشاهان عثمانی در اروپا داشتند. لباس تشریفات رجال دربار عثمانی، که روز جمعه و روزهای رسمی دیگر بایستی در برگنند، به‌طور دقیق معلوم شده بود و لباس‌ها، به‌ اقتضای فصل، از ابریشم یا پارچه‌های پشمی به رنگ‌های مختلف انتخاب می‌شد. رجال دربار سلیمان خان لباس تشریفات زیبای خود را فقط در روزهای رسمی می‌پوشیدند، ولی در تمام ایام سال بایستی عمامۀ مخصوص خود را، که معرف شغل و مقام آنها بود، بر س

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان