تاریخموجود

منم تیمور جهانگشا

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۰۵

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب منم تیمور جهانگشا نوشتۀ مارسل بریون به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول : دوران کودکی و تحصیل نزد شیخ شمس‏الدین نام پدرم «ترقائی» بود و جزو ملاكين خرده‌پای شهر «کش» به شمار می‌آمد و بین مردم آن شهر احترام داشت. قبل از اینکه من متولد شوم، پدرم در خواب دید مردی نیکومنظر، مانند فرشته، برابرش نمایان شد و شمشیری به دست پدرم داد. پ

۱٬۱۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-557820
شابک
۱۴۰۱۱۱۰۴۰۴
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژوزف بالسامو

ذبیح الله منصوری

نگاه

۳٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایران و بابر

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عارف دیهیم دار

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر کتاب

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قهرمان هند و چین

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلاوران گمنام ایران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرگذشت اخرین تزار روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ملاصدرا: فیلسوف و متفکر بزرگ ایرانی
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی پزشکی من

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان: جنگ خشایارشاه با یونانیان
۵۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مجموعه آثار صادق هدایت (11جلدی،باقاب)
۴٬۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نبرد من

آدولف هیتلر

ترجمه‌ی فرشته اکبرپور

نگاه

۱٬۲۸۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برادران کارامازف (2جلدی)

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی اصغر رستگار

نگاه

۱٬۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سکه سازان

اندره ژید

ترجمه‌ی حسن هنرمندی

نگاه

۹۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی صدا را مرتکب شدم

میثم ریاحی

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب از شعر گفتن

اسماعیل خوئی

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین شدگان نمیر میران (جلد دوم)
۵۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کیمیای سعادت

بهاالدین خرمشاهی، ابوحامد امام محمد غزالی طوسی

نگاه

۱٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گربه های اشراقی

بیتا شباهنگ

نگاه

۲۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بر ریل های برزخ

هادی خورشاهیان

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حماسه ملی ایران

بزرگ علوی، تئودور نولدکه

نگاه

۴۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی بر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب ماری انتوانت

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب منم تیمور  جهانگشا نوشتۀ مارسل بریون به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول : دوران کودکی و تحصیل نزد شیخ شمس‏الدین نام پدرم «ترقائی» بود و جزو ملاكين خرده‌پای شهر «کش» به شمار می‌آمد و بین مردم آن شهر احترام داشت. قبل از اینکه من متولد شوم، پدرم در خواب دید مردی نیکومنظر، مانند فرشته، برابرش نمایان شد و شمشیری به دست پدرم داد. پدرم شمشیر را از مرد گرفت و از چهار سمت به حرکت درآورد و ناگهان از خواب بیدار شد. ظهر روز بعد، پدرم برای ادای نماز به مسجد رفت و مثل روزهای دیگر به شیخ زیدالدین امام مسجد محله اقتدا کرد و نماز خواند. پس از خاتمۀ نماز خود را به شیخ رسانید و خواب شب گذشته را حکایت کرد. شیخ از پدرم پرسید: «چه موقع از شب این خواب را دیدی؟» پدرم گفت: «نزدیک صبح.» شیخ زیدالدین اظهار کرد: «تعبير خواب تو این است که خداوند به تو پسری خواهد داد که با شمشیر خود جهان را خواهد گرفت و دین اسلام را در سراسر آن توسعه خواهد داد. زنهار که از تربیت آن پسر غفلت کنی. از همان اوایل کودکی او را به مدرسه روانه کن تا درس بخواند و خط بنویسد، قرآن را به او تعلیم بده.» سال دیگر که من متولد شدم، باز پدرم نزد آن امام رفت و با او راجع به اسم من مشورت کرد. امام گفت: «اسم پسرت را تیمور بگذار که به معنای آهن [1] است.» پدرم می‌گفت روزی که نزد امام مسجد رفتم تا دربارۀ انتخاب اسم فرزندم با او مشورت کنم، وی مشغول خواندن قرآن بود و سورۀ شصت‌وهفتم قرآن را می‌خواند، همان موقع به این آیه رسید: «آیا نمی‌ترسی که خدای آسمان‌ها زمین را زیر پای تو بگشاید و به لرزه درآورد؟» کلمۀ «لرزیدن» در زبان عربی «تمرو» است و این کلمه در تلفظ نزدیک است به کلمۀ «تیمور» و به همین جهت شیخ زیدالدین اسم تیمور را برای اسم من انتخاب کرد. اولین چیزی که از دوران کودکی به یاد دارم، صدای مادرم است که روزی به پدرم گفت: «این بچه چپ‌دست است و لیکن با دست چپ کار می‌کند.» ليكن به‌زودی معلوم شد که من نه چپ‌دست هستم نه راست‌دست، بلکه با هر دو دست کار می‌کنم و بعدها که نزد آموزگار رفتم و شروع به درس خواندن کردم، با هر دو دست می‌نوشتم. پس از اینکه به سن رشد رسیدم، با دو دست می‌توانستم شمشیر بزنم و تیر بیندازم. امروز هم که هفتاد سال از عمر من می‌گذرد، چپ و راست برایم فرق ندارد. زمانی که مرا برای فراگرفتن سواد نزد آموزگار فرستادند، به قدری خردسال بودم که نمی‌توانستم روی لوح چوبی خود موم بمالم. در شهر ما و همچنین سایر شهرهای ماورإالنهر رسم بر این بود که یک گلوله از موم و یک لوح چوبی به شاگرد می‌دادند و به او می‌آموختند چطور موم را ذوب کند و به شکل یک ورقۀ نازک روی لوح چوبی را بپوشاند و آن‌گاه با قلم روی موم بنویسد. فایدۀ لوح مومی این بود که در مصرف کاغذ صرفه‌جویی می‌شد و دانش‌آموز می‌توانست بعد از هر مشق، موم را از روی لوح چوبی بردارد و دوباره ذوب کند و روی لوح بکشد و دوباره روی آن بنویسد و چون من نمی‌توانستم این کار را بکنم، مادرم لوح را برایم درست می‌کرد. اولین آموزگار من مردی بود به نام «ملا علی بیک» و مکتب‌خانه‌ای داشت واقع در مسجد محلۀ ما. مکتب‌خانۀ او هر روز هنگام ظهر تعطیل می‌شد، چون در آن موقع مؤمنین به مسجد می‌آمدند تا در نماز جماعت شرکت کنند و ما که طفل بودیم، چون نمی‌توانستیم بی‌صدا باشیم، حواس مؤمنین را پرت می‌کردیم. من چون خیلی کوچک بودم، بعد از تعطیل شدن مکتب‌خانه نمی‌توانستم به خانه بروم. مادرم و بعضی اوقات یکی دیگر از اهل خانه می‌آمدند و مرا به منزل می‌بردند. کم‌کم مرا به یکی از شاگردهای بزرگ‌تر مکتب‌خانه سپردند که خانه‌اش نزدیک ما بود و هنگام ظهر که مکتب تعطیل می‌شد، آن پسر دست مرا می‌گرفت و از کوچه و بازار که در آن موقع پیوسته پر از الاغ و اسب و استر و شتر بود، عبور می‌داد و به خانه می‌رسانید. حال که روزگار سپری شده و من به سلطنت رسیده‌ام، به آن پسر منصبی داده‌ام و هم اینک او زنده است. ملا علی بیک آموزگار من پیر بود و دندان نداشت و به همین جهت نمی‌توانست حروف الفبا و کلمات را به‌درستی تلفظ کند. در نتیجه من و شاگردانی که در مکتب‌خانۀ او درس می‌خواندیم، بعضی از حروف و کلمات را غلط فراگرفتیم. ملا علی بیک عقیده داشت که بهترین وسیله برای باسواد کردن شاگردان چوب است و حروف الفبا و آن‌گاه کلمات را با چوب در ذهن شاگردان جا می‌داد. در دوره‌ای که من به مکتب‌خانۀ او می‌رفتم، یگانه شاگردی که چوب نمی‌خورد، من بودم. چون هرچه می‌گفت فرامی‌گرفتم و بدون اشکال حروف و آن‌گاه کلمات را می‌نوشتم. تعجب می‌کردم که چرا بچه‌‎های دیگر نمی‌توانند مثل من با سهولت حروف و کلمات را یاد بگیرند و بنویسند. ملا علی بیک روزی به پدرم گفت: «قدر این پسر را بدان، چون علاوه بر اینکه هوش و حافظۀ خ

۱٬۱۵۰٬۰۰۰تومان