دلاوران گمنام ایران
۱۴۰۲
سال چاپ
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
کتاب دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیۀ تزاری نوشتۀ ژان یونیر به ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری گزیدهای از متن کتاب فصل اول زمزمۀ استقلال ایالات ایران در شمال رود ارس از طرف روسیه یکی از جنبههای جنگ فتحعلی شاه و تزار روسیه که از نظر مورخین شرق پنهان مانده مسئلۀ استقلال ولایات ایران بود که در شمال رود ارس قرار داشت. اولین مرتبه زمزمۀ استقلال ولایات ای
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-590601
- شابک
- ۱۴۰۲۰۱۲۰۰۱
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیۀ تزاری نوشتۀ ژان یونیر به ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری گزیدهای از متن کتاب فصل اول زمزمۀ استقلال ایالات ایران در شمال رود ارس از طرف روسیه یکی از جنبههای جنگ فتحعلی شاه و تزار روسیه که از نظر مورخین شرق پنهان مانده مسئلۀ استقلال ولایات ایران بود که در شمال رود ارس قرار داشت. اولین مرتبه زمزمۀ استقلال ولایات ایران واقع در شمال رود ارس در دورۀ سلطنت کاترین دوم ملکۀ روسیه بلند شد. کاترین دوم میخواست که ولایات مزبور را از ایران جدا کند. پوتمکین صدر اعظم کاترین دوم برای حصول آن منظور میکوشید و بیشتر در ولایاتی که اکثر سکنۀ آنها مسیحی بودند اقدام مینمود و حتی خود را نامزد سلطنت در آن ولایات بعد از استقلال آنها کرد، اما ولایاتی که اکثر سکنۀ آنها مسلمان بودند تحت تأثیر تبلیغ پوتمکین قرار نگرفتند و در ولایات دیگر که مسلمین نسبت به مسیحیان در اقلیت بودند باز راضی نشدند که از ایران جدا شوند. پوتمکین، صدر اعظم روسیه که در زمان جوانیاش معشوق کاترین دوم بود حتی آرم سلطنت خود را تعیین کرد، اما موفق نگردید که ولایات ایران را که در شمال رود ارس قرار گرفته بود به ظاهر مستقل کند و در عمل تحت سلطۀ کاترین دوم قرار بدهد. بعد از مرگ کاترین دوم جانشینهای او به جای اینکه در صدد برآیند ولایات ایران واقع در جنوب رود ارس را بهعنوان استقلال از ایران جدا کنند، بهتر دانستند که به آن ولایات تجاوز نمایند و با نیروی نظامی آن مناطق را اشغال کنند. چند بار حکام محلی ایران دستاویز به دست تزارهای روسیه دادند که به ولایات ایران واقع در شمال رود ارس حمله نمایند و چند بار هم امپراتوران عثمانی این بهانه را به دست تزارها دادند و در آن موارد امپراتوران عثمانی با آزادی مذهبی مسیحیانی که در ارمنستان عثمانی میزیستند مخالفت میکردند، اما سلاطین ایران در تمام ادوار، آزادی مذهبی مسیحیانی را که در شمال رود ارس میزیستند به رسمیت میشناختند و برای مذهب آنها قائل به احترام بودند. رعایت آزادی مذهبی مسیحیان شمال رود ارس از طرف پادشاهان ایران دو علت داشت: اول اینکه پادشاهان ایران میدانستند اگر بخواهند مسیحیان شمال رود ارس را چه در گرجستان چه در ارمنستان [1] چه در ولایات دیگر در قلمرو سلطنت خود نگاه دارند باید به مذهب آنها احترام بگذارند و در هر موقع که ولایات مسیحینشین شمال رود ارس تحت اشغال حکومتی در میآمد که مردم را از لحاظ مذهبی در فشار میگذاشتند، مسیحیان جلای وطن میکردند و به کشورهایی میرفتند که در آنجا مذهب مسیحی آزاد بود و بعد از اینکه امپراتوران عثمانی قسمتی از ارمنستان را اشغال کردند و از لحاظ مذهبی بر آنها سخت گرفتند هر مسیحی که توانست جلای وطن کرد و از آنجا رفت و عده ای کثیر از مسیحیانی که در ارمنستان میزیستند به ونیز رفتند و ساکن جمهوری مزبور شدند و تبعیت ونیز را پذیرفتند و فرزندان آنها بودند که در دوران سلطنت پادشاهان آق قویونلو در آذربایجان و آنگاه در دوران سلطنت پادشاهان صفوی در ایران باب تجارت را بین جمهوری ونیز و ایران گشودند و طوری بازرگانی دو کشور توسعه یافت که دوکا (پول ونیز) در تمام شهرهای ایران رایج بود و صنعتگران اولیۀ اروپایی که در دوران سلاطین آق قوینلو از جمهوری ونیز به ایران آمدند فرزند ارمنیهایی بودند که در قدیم به ونیز مهاجرت کردند. علت دوم که سبب شد سلاطین ایران در ولایات واقع در شمال رود ارس آزادی مذهبی مسیحیان را رعایت کردند این بود که در قرآن که کتاب مذهبی مسلمین میباشد حضرت مسیح مورد تجلیل قرار گرفته و از مسیحیان بهخوبی یاد شده و سلاطین ایران به تبعیت از قرآن در تمام قلمرو سلطنت خود مسیحیان را برای به انجام رسانیدن وظایف مذهبی آزاد می گذاشتهاند و اولین پناهگاه مسیحیان اولیه هم کشور ایران بوده و وقتی دیانت مسیح به قدری توسعه یافت که طرفداران آن نتوانستند خود را پنهان بدارند، در هیچ قسمت از اروپا و شرق نزدیک امنیت نداشتند و به همین جهت به ایران رو آوردند و سلاطین ایران که در آن موقع از سلسلۀ اشکانی بودند بهخوبی آنها را پذیرفتند و نه فقط آنان را آزاد گذاشتند که مراسم مذهبی خود را به انجام برسانند بلکه به آنها زمین برای زراعت دادند تا اینکه بتوانند از راه کشاورزی و پرورش دام، معاش خود را تأمین نمایند و تحت الحمایه قرار دادن عیسویان بعد از اینکه سلطنت اشکانیان منقرض شد از طرف امرای محلی اشکانی که مدتی در ایران حکومت کردند ادامه داشت و آنها به روش پادشاهان اشکانی مسیحیان را مورد حمایت قرار میدادند. تردیدی وجود ندارد که عامل سیاسی در این موضوع تأثیر داشته و سلاطین ایران چه از سلسلۀ اشکانی چه از سلسلۀ ساسانی به زعم زمامداران روم مسیحیان را مورد حمایت قرار می دادند. در مدت





















































