داستان و ادبیات
ژرار ژنت
ترجمهی الهام شیروانی شاعنایتی
وانیا
ژرار ژنت
ترجمهی الهام شیروانی شاعنایتی
وانیا
ادبیات و داستان بزرگترین قفسهی هر کتابفروشی است و شاید به همین دلیل، ایستادن جلوی آن گیجکننده باشد. رمان یا شعر؟ ایرانی یا ترجمه؟ کلاسیک یا تازه؟ این صفحه نقشهی راه شماست. اگر میخواهید کتاب ادبیات و داستان بخرید و نمیدانید از کجا شروع کنید، اگر میخواهید برای کسی هدیه بگیرید، یا فقط میخواهید بدانید در این دنیای بزرگ چه چیزهایی هست، در ادامه جواب میگیرید.
ما اینجا به زبان ساده از شاخههای ادبیات میگوییم، فرقشان را روشن میکنیم، مسیر شروع پیشنهاد میدهیم و نکتههایی برای خرید درست میآوریم. هر بخش را هم میتوانید جدا بخوانید.
ادبیات، هنر ساختن با کلمه است. گاهی این کلمهها به شکل داستان میآیند، گاهی به شکل شعر، گاهی نمایشنامه و گاهی جستار و یادداشت. داستان بخشی از ادبیات است که در آن ماجرایی را برایمان تعریف میکنند؛ از قصهی کوتاه تا رمان چند جلدی.
در دستهی ادبیات و داستان کتابجم، همهی این شکلها کنار هماند. رمان ایرانی و خارجی، شعر کلاسیک و معاصر، داستان کوتاه، نمایشنامه، نقد و نظریه، طنز، نامه و یادداشت، حتی مجموعهی آثار کامل. برای همین این دسته مثل یک شهر بزرگ است که هر محلهاش خلقوخوی خودش را دارد.
مهمترین نکته این است که در ادبیات «درست» و «غلط» نداریم. کتابی که شما را به خواندن برگرداند، کتاب خوب شماست؛ حتی اگر هیچ منتقدی اسمش را نبرده باشد. با این نگاه سراغ بخشهای بعد برویم.
اگر تازهکار هستید یا مدتها کتاب نخواندهاید، سه راه ساده برای شروع وجود دارد. هر کدام به یک نوع خواننده میخورد.
اگر فیلم و سریالهای ماجرایی، عاشقانه یا معمایی را دوست دارید، سراغ رمانی از همین نوع بروید. این کار کمی از ترس ورود به دنیای ناشناخته میکاهد. رمان جنایی و معمایی برای علاقهمندان معما، رمان عاشقانه برای دوستداران قصهی عشق، و علمیتخیلی برای کسانی که دنیاهای خیالی را دوست دارند.
داستان کوتاه، بهترین تمرین برای عادت به خواندن است. هر داستان را در یک نشست میخوانید و حس تمام کردن یک کتاب، اعتمادبهنفس میدهد. برای این مسیر، داستان کوتاه را ببینید.
رمان ایرانی، با فضا و زبان و فرهنگ آشنا، برای بسیاری از خوانندگان دروازهی طبیعی ادبیات است. اگر میخواهید از همینجا شروع کنید، رمان ایرانی را ببینید.
هیچکدام از این راهها بهتر از دیگری نیست. فقط ببینید کدام برای شما راحتتر است.
این سه در نگاه اول شبیهاند اما تجربهی متفاوتی میدهند. رمان طولانی است و شما را مدتها با شخصیتها نگه میدارد. داستان کوتاه فشرده است و تمام کارش را در چند صفحه میکند. مجموعهی داستان، چند داستان کوتاه را در یک کتاب جمع میکند.
رمان مثل یک سفر طولانی است و داستان کوتاه مثل یک پیادهروی کوتاه، که هر دو لذت دارند اما حال و حوصلهی متفاوتی میخواهند. اگر وقت کم دارید یا خواندن رمان را سخت میدانید، مجموعهی داستان مناسب است. اگر میخواهید در جهانی بزرگ غرق شوید، رمان.
در نظر بگیرید که بعضی نویسندهها در داستان کوتاه استادند و بعضی در رمان. اگر از رمان یک نویسنده خوشتان نیامد، داستان کوتاهش را امتحان کنید؛ ممکن است نظرتان عوض شود. عکسش هم صادق است.
ادبیات فارسی بیشعر معنا ندارد. شعر کلاسیک، از غزل و رباعی تا مثنوی و قصیده، بخش بزرگی از میراث ماست. شاعران بزرگ قرنها پیش نوشتند و هنوز خوانده میشوند. شعر معاصر هم راهی دیگر رفته: بیوزن یا با وزن تازه، با زبان امروز و دغدغههای امروز.
اگر شعر کهن میخواهید، به شعر کلاسیک سری بزنید. اگر زبان امروزی را ترجیح میدهید، شعر معاصر جای شماست. شعر را لازم نیست همهاش را بفهمید تا لذت ببرید. گاهی یک بیت، آدم را تا مدتها همراهی میکند.
یک راه ساده: هر روز یک شعر بخوانید. نه تحلیل، فقط بخوانید. کمکم گوشتان به آهنگ کلمات عادت میکند و لذتش را حس میکنید.
موجودی کتابها هر روز بهروز میشود و دستهی ادبیات و داستان بسیار گسترده است. این چند عنوان نمونهای از سلیقههای مختلفاند و دربارهی هر کدام فقط از روی اسم حرف میزنیم:
در بین این دسته انواع دیگر کتاب هم دیده میشود، اما اینجا فقط از عنوانهایی گفتیم که با ادبیات ارتباط روشن دارند. هر کتاب صفحهی خودش را دارد و مشخصات را آنجا میبینید.
کتابهایی هستند که دهها سال یا قرنها پس از نوشته شدن هم خوانده میشوند. به آنها «کلاسیک» میگویند. دلیلش این نیست که قدیمیاند؛ بلکه چیزی دربارهی انسان میگویند که با گذشت زمان کهنه نمیشود: عشق، حسادت، جاهطلبی، مرگ، ترس، امید.
خواندن کلاسیکها گاهی سخت است. زبان قدیمیتر است، ریتم کندتر و شخصیتها زیاد. پس اگر اولین بار است، ترجمهی روان را انتخاب کنید و صبور باشید. بعد از صد صفحهی اول، معمولا فضا جا میافتد. برای دیدن این نوع کتابها، دستهی ادبیات کلاسیک جهان را ببینید.
اگر میخواهید کلاسیکهای ترجمهشده را در کنار رمانهای امروزی ببینید، رمان خارجی هم پیشنهاد مناسبی است.
خیلیها میپرسند اول کدام را بخوانم. جواب سادهای ندارد، چون هر دو ارزش دارند. ادبیات ایرانی، شما را با خودتان و فرهنگتان روبهرو میکند. ادبیات خارجی، پنجرهای به دنیاهای دور است. کسی که فقط یکی را بخواند، از نیمی از دنیا بیخبر میماند.
در رمان ایرانی، زبان و فضا آشناست و بهراحتی درگیر میشوید. در رمان خارجی، ترجمه هم عامل است و انتخاب مترجم اهمیت دارد. اگر رمان ترجمه میخوانید، نام مترجم و ناشر را نگاه کنید و اگر چند ترجمه از یک کتاب هست، چند صفحهی اول را مقایسه کنید.
پیشنهاد این است که بین این دو تعادل داشته باشید: یک رمان ایرانی، بعد یک رمان خارجی. اینطور هم دنیایتان بزرگ میشود و هم از هیچکدام خسته نمیشوید.
ادبیات فقط رمان و شعر نیست. نمایشنامه را برای صحنه مینویسند و به گفتوگو تکیه دارد؛ خواندنش مثل دیدن یک نمایش در ذهن است. فیلمنامهها هم برای علاقهمندان سینما جالباند. جستار و ناداستان ادبی، به نوشتههایی میگویند که از تجربهی واقعی حرف میزنند اما با هنر داستاننویسی.
اگر رمانخوانی برایتان تکراری شده، سراغ اینها بروید. نمایشنامه و فیلمنامه راهی است برای دیدن ادبیات از زاویهای دیگر. نمایشنامه سریع خوانده میشود، چون بیشتر گفتوگو است و فضای سفید دارد.
و اگر میخواهید بدانید ادبیات را چطور بخوانیم و چه معیارهایی برای سنجیدنش هست، نقد و نظریه ادبی پاسخهای بیشتری دارد. البته نقد برای خوانندگان کنجکاو و حرفهایتر است و برای شروع لازم نیست.
گاهی ادبیات باید ما را بخنداند. ادبیات طنز در فارسی سابقهی دراز دارد و برای روزهای خسته، بهترین مرهم است. نامهها و یادداشتها هم بخش دیگری از ادبیاتاند: صدای مستقیم آدمها، بدون واسطه و آرایش.
این نوع کتابها برای وقتهای کوتاه مناسباند. لازم نیست از اول تا آخر بخوانید؛ هر صفحه را میتوان جدا خواند. برای شبهای پرمشغله یا مسافرت، همراه خوبی هستند.
اگر دوست دارید کتابهای نویسندهای را کامل داشته باشید، مجموعهی آثار هم در این دسته هست. این مجموعهها معمولا چند جلدیاند و برای کتابخانهی شخصی یا هدیهی خاص مناسباند.
ادبیات فارسی هزار سال و بیشتر قدمت دارد و چند نام آنقدر شناختهاند که تقریبا هر خانهای کتابی از آنها دارد. فردوسی و شاهنامه، داستانهای پهلوانی و تاریخ اساطیری ایران را به شعر درآورد. خیام با رباعیهایش، سعدی با گلستان و بوستان، حافظ با غزل و مولانا با مثنوی و غزلیات، هر کدام دنیایی ساختند که هنوز خوانده میشود.
اینها دانستنیهای عمومی است و برای شروع کافی. اگر میخواهید یکی را انتخاب کنید، دیوان حافظ برای فال و شعر، گلستان سعدی برای نثر ساده و حکایتهای کوتاه و مثنوی برای قصهها و تمثیلها گزینههای رایجاند. عنوانهایی مثل «مثنوی معنوی» یا «شهر عجاب» که در این دسته میبینید، به همین میراث برمیگردند.
هر چاپ از این آثار با دیگری فرق دارد: بعضی متن را با توضیح و معنی واژهها میآورند، بعضی فقط متن را. اگر برای اولین بار میخوانید، چاپی که توضیح دارد کمک بیشتری میکند. اگر فقط میخواهید شعر را بشنوید و لذت ببرید، چاپ ساده هم کافی است.
در ادبیات و داستان امروز هم همین رشته ادامه دارد. نویسندهها و شاعران معاصر با زبان امروز حرف میزنند اما ریشهشان به همان سنت وصل است. برای همین، خواندن کمی از ادبیات کهن به فهم نو هم کمک میکند.
خیلی از خوانندگان روزی میخواهند خودشان هم بنویسند. اگر شما هم این آرزو را دارید، خواندن بهترین آموزش است. کسی که زیاد بخواند، بیآنکه بفهمد ریتم جمله، ساختار قصه و تصویر را یاد میگیرد. کتابهایی هم در این دسته هستند که دربارهی خود نوشتناند؛ عنوانی مثل «بنویس تا اتفاق بیفتد» از همین جنس به نظر میرسد.
چند توصیهی ساده برای شروع نوشتن: هر روز چند خط بنویسید، حتی اگر بد باشد. از زندگی خودتان بنویسید، چون آن را بهتر از هر کس میشناسید. آنچه نوشتید را چند روز کنار بگذارید و بعد دوباره بخوانید. هر جا حوصلهتان سر رفت، احتمالا خواننده هم حوصلهاش سر میرود؛ همان بخش را کوتاه کنید.
و مهمتر از همه: نوشتن را با خواندن ادامه بدهید. نویسندهای که نمیخواند، کمکم خودش را تکرار میکند.
خواندن، تنهایی است اما حرف زدن دربارهی کتاب، جمعی. اگر چند دوست یا همکار دارید که به کتاب علاقه دارند، یک باشگاه کتاب کوچک راه بیندازید. هر ماه یک کتاب انتخاب کنید و در یک جلسه دربارهاش حرف بزنید. بسیاری از خوانندگان میگویند بحث دربارهی یک رمان، حتی بیشتر از خود خواندن آن لذتبخش است.
برای اینکه جلسهها خوب پیش بروند، کتابها را کوتاه انتخاب کنید و نوبت انتخاب را بین اعضا بچرخانید. سؤالهای ساده کافی است: کدام شخصیت را دوست داشتید؟ پایان کتاب را قبول داشتید؟ اگر جای قهرمان بودید چه میکردید؟ هیچ جواب درست و غلطی وجود ندارد.
اگر دور و برتان کسی نیست، میتوانید با خودتان هم گفتوگو کنید: یادداشت بگذارید، حاشیهی کتاب بنویسید، جملههای محبوبتان را جدا کنید. این کارها خواندن را عمیقتر میکند.
ادبیات مخصوص یک سن نیست. کودک قصه میشنود و که دنیای جداگانهی کتابهای کودک را دارد؛ نوجوان رمانهای ماجرایی و خیالی میخواند؛ بزرگسال از رمان اجتماعی و شعر و نمایشنامه لذت میبرد؛ و سالمندان بیشتر به خاطره و شعر کلاسیک برمیگردند.
البته اینها قواعد ثابت نیستند. بسیاری از بزرگسالها هنوز قصهی کودکانه را دوست دارند و نوجوانهای زیادی سراغ شعر حافظ میروند. مهم این است که آزاد بمانید و خودتان را به یک دسته محدود نکنید.
اگر کتاب را برای کسی از نسل دیگر میخرید، بهتر است ببینید در مشخصات، گروه سنی مشخص شده یا نه. برای نوجوانها و کودکان، محتوای کتاب اهمیت بیشتری دارد و بهتر است پیش از خرید توضیح ناشر را بخوانید.
وقتی جلوی هزاران عنوان ایستادهاید، چند معیار ساده کمک میکند. اول، نویسنده. اگر قبلا اثری از او خواندهاید و دوست داشتید، رمان دیگرش را امتحان کنید. دوم، مترجم، در کتابهای ترجمه. سوم، ناشر: هر ناشر سلیقه و اعتباری دارد. چهارم، مشخصات فنی: تعداد صفحه، قطع و نوع جلد.
پنجم، توضیح کتاب. مطمئن شوید موضوع آن چیزی است که دنبالش هستید. ششم، عنوان و جلد را جدی بگیرید اما تنها معیار نکنید. بسیاری از بهترین کتابها جلد سادهای دارند و بعضی جلدهای پرزرقوبرق داخل خیلی معمولیاند.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. بد نیست پیش از سفارش چند دقیقه برای خواندنش وقت بگذارید.
اگر میخواهید خواندن ادبیات را جدی بگیرید و برنامهای میخواهید، این مسیر دوازدهماهه پیشنهاد ماست. آن را بیرحمانه دنبال نکنید؛ هر جا خواستید تغییر دهید.
دو یا سه مجموعه داستان کوتاه بخوانید و یک رمان کمحجم. هدف این است که خواندن به عادت تبدیل شود. هر شب ده تا بیست صفحه کافی است.
هر ماه یک نوع متفاوت امتحان کنید: یک رمان ایرانی، یک رمان ترجمه، یک مجموعه شعر معاصر. ببینید کدام برایتان جذابتر است. در همین دوره متوجه میشوید چه چیزی را دوست دارید و چه چیزی را نه.
حالا که سلیقهتان روشن شده، سراغ نویسنده یا شاعری بروید که دوستش دارید و چند اثر پشت سر هم از او بخوانید. تفاوت و تکامل کارش را ببینید. کتابهایی هم دربارهی خود ادبیات، مثل جستار و نقد، در این مرحله جالب میشوند.
یک کتاب سختتر بردارید: رمانی قطور، یک کلاسیک جهانی یا دیوان شاعری بزرگ. حالا پشتوانه دارید و میتوانید تا آخر بروید. اگر باز هم سخت بود، اشکالی ندارد؛ کتابها منتظرند.
در پایان سال، اگر فهرست کتابهایتان را ببینید، احتمالا خودتان هم تعجب میکنید که چهقدر خواندهاید. و مهمتر، خواندن به بخشی از زندگیتان تبدیل شده است.
همهی اینها با یک نگاه به مشخصات کتاب و کمی فکر قابل پیشگیریاند.
وقت آدمها کم است و کتابها زیاد. اما لازم نیست ساعتها بخوانید. روزی بیست صفحه، در یک ماه، یک رمان را تمام میکند. بسیاری از کتابخوانها همینطور شروع کردهاند.
چند ترفند ساده: کتاب را در دسترس بگذارید، کنار تخت، در کیف، روی میز. زمان مشخصی انتخاب کنید، مثلا نیم ساعت پیش از خواب. گوشی را کنار بگذارید. اگر از کتابی خسته شدید، آن را کنار بگذارید و کتاب دیگری بردارید؛ اجباری در کار نیست.
و اگر میخواهید انگیزه بگیرید، یادداشتی از کتابهایی که خواندهاید نگه دارید. اسم کتاب و یک جمله دربارهی حسی که داشتید. بعد از یک سال، آن فهرست دنیای کوچک شماست.
کتاب چاپی حس خودش را دارد: وزن کتاب در دست، بوی کاغذ، ورق زدن، خط کشیدن زیر جملهای که دوستش دارید. برای ادبیات و داستان، که گاهی باید آرام و با مکث خوانده شود، این تجربه اهمیت بیشتری دارد. خیلی از خوانندگان میگویند شعر را روی کاغذ بهتر حس میکنند و رمان را با کتاب واقعی بیشتر دوست دارند.
در انتخاب نسخهی چاپی به چند چیز دقت کنید: اندازهی حروف، فاصلهی سطرها و کیفیت کاغذ. کتابی که چشم را اذیت نکند، ساعتها با آن میتوانید بمانید. برای خواندن پیش از خواب، کتاب سبک و کوچک بهتر است. برای نگهداشتن در کتابخانه، چاپ با جلد سخت.
مشخصات فنی هر کتاب در صفحهی خودش نوشته شده است. اگر نسخههای متفاوتی از یک اثر هست، آنها را کنار هم ببینید و بر اساس نیازتان انتخاب کنید.
کتاب هدیهای است که هم ماندگار است و هم معنا دارد. برای انتخاب، ابتدا به سلیقهی گیرنده فکر کنید. اگر مطمئن نیستید، رمانی محبوب یا مجموعهی شعری با ظاهر زیبا انتخاب امنی است. برای کسی که شعر میخواند، دیوانی با چاپ خوب ارزشمند است. برای کسی که دنیای رمان را تازه شروع کرده، رمانی کوتاه و گیرا.
اگر کتاب کلاسیک هدیه میدهید، به کیفیت چاپ و ظاهر کتاب دقت کنید. کتابی که برای نگهداشتن است، بهتر است جلد محکم و کاغذ خوب داشته باشد. چند خط دستنویس در صفحهی اول هم هدیه را شخصیتر میکند.
مجموعههای چندجلدی یا دورهی آثار، هدیهای بزرگ و پرمعنا هستند، اما فقط اگر مطمئن باشید گیرنده به آن نویسنده علاقه دارد.
کتابی کوتاه از نوعی که دوست دارید. داستان کوتاه یا رمان کمحجم شروع خوبی است. مشخصات و توضیح کتاب را ببینید و سراغ چیزی بروید که برایتان جذاب است.
رمان طولانیتر است و شخصیتها و ماجراها را گستردهتر پرورش میدهد. داستان کوتاه فشرده است و در چند صفحه تمام میشود. هر دو ارزش دارند.
لازم نیست همهی معانی را بفهمید. با صدای بلند بخوانید، چند بار تکرار کنید و به آهنگ کلمات گوش بدهید. با شعرهای کوتاه شروع کنید.
هیچکدام بهتر نیست. هر کدام دنیایی میدهند. اگر میتوانید، از هر دو بخوانید. در کتاب ترجمه، نام مترجم و کیفیت ترجمه را در نظر بگیرید.
بله. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
اصلا. همهی ما کتاب نیمهکاره داریم. اگر لذت نمیبرید، رهایش کنید و سراغ کتاب دیگری بروید. شاید چند سال بعد دوباره سراغش برگردید.
به سلیقهی گیرنده فکر کنید. رمانی محبوب، دیوان شعر با چاپ زیبا یا مجموعهی داستان کوتاه انتخابهای امناند. اگر مطمئن نیستید، از خود او یا نزدیکانش بپرسید.
ادبیات و داستان دنیای وسیعی است که هیچکس همهی آن را نمیخواند و لازم هم نیست. مهم این است که راهی پیدا کنید که برای شما لذتبخش باشد. با کوتاه شروع کنید، سلیقهی خودتان را بشناسید، به مترجم و ناشر نگاه کنید و اگر کتابی شما را نگرفت، رهایش کنید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید و نسخهی چاپی کتاب دلخواه را آنلاین سفارش بدهید. خواندنتان خوش.