تاریخموجود

ایران و بابر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب ایران و بابر نوشتۀ ویلیام ارسکین با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول خردسالی درحالی‌که زنان قریه برای کمک به وضع ‌ حمل و نجات زائو اطراف زن جوان و زیبا تقلا می‌کردند مردان و جوانان با شمشیرهای برهنه اطراف خانه و بر روی بام پیوسته در حرکت بودند و به ‌ نوبت نگهبانی می‌کردند تا اینکه آل [1] وارد خانه نشود و زائو را به قتل نرساند

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-950451
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژوزف بالسامو

ذبیح الله منصوری

نگاه

۳٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عارف دیهیم دار

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر کتاب

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قهرمان هند و چین

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلاوران گمنام ایران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرگذشت اخرین تزار روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ملاصدرا: فیلسوف و متفکر بزرگ ایرانی
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی پزشکی من

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان: جنگ خشایارشاه با یونانیان
۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کنت مونت کریستو – مجموعه سه جلدی
۳٬۷۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب ایران و بابر نوشتۀ ویلیام ارسکین با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول خردسالی درحالی‌که زنان قریه برای کمک به وضع ‌ حمل و نجات زائو اطراف زن جوان و زیبا تقلا می‌کردند مردان و جوانان با شمشیرهای برهنه اطراف خانه و بر روی بام پیوسته در حرکت بودند و به ‌ نوبت نگهبانی می‌کردند تا اینکه آل [1] وارد خانه نشود و زائو را به قتل نرساند. زمستان سخت ترکستان در آن شب بیداد می‌کرد. یخ ‌ بندان توأم با برف ‌ و بوران سخت سرتاسر شمال خراسان و ماوراءالنهر را فراگرفته بود، به ‌ طوری‌که در آن سال برای نخستین بار آب رودخانۀ سیحون یخ بست. به همین جهت سال ۱۴۸۳ میلادی مطابق با سال ۸۸۸ هجری به ‌ خاطر سرمای زیادش مبدأ تاریخ شد و پیرمردان قریه می ‌ گفتند که ما هرگز ندیده و نشنیده بودیم که آب رودخانۀ سیحون یخ ببندد. هریک از نگهبانان که نمی ‌ توانست به نگهبانی ادامه بدهد و برودت هوا وی را بی ‌ تاب می‌کرد وارد خانه می ‌ شد و کنار آتش خود را گرم می ‌ نمود و دیگری جایش را می ‌ گرفت. در آن قریه قابله وجود نداشت، لیکن تمام زن ‌ ها از مسائل و کارهای مربوط به وضع ‌ حمل، مطابق عقیده و رسم آن زمان، اطلاع داشتند و می ‌ دانستند که در شب زمستان وقتی زائو در آغاز شب دچار درد زایمان شد هنگام بامداد وضع ‌ حمل خواهد کرد. بامداد روز دیگر زن ‌ هایی که در اتاق زائو بودند شادی‌کنان بیرون دویدند تا به پدر و دیگران مژده بدهند که زائو یک پسر زاییده است. پدر طفل از آن مژده بسیار خوشوقت شد، زیرا پسر نداشت و دارای دختری پنج ‌ ساله بود. پس ‌ از اینکه طفل متولد گردید قسمتی از خانه را که مسکن زائو بود از قسمت ‌ های دیگر به‌کلی مجزا نمودند و به هیچ زن خارجی اجازه داده نمی ‌ شد که وارد آن قسمت شود، چون می ‌ دانستند که آل وقتی می ‌ خواهد به زائو حمله ‌ ور شود خود را به ‌ شکل زن می ‌ سازد و با لباس زنانه قدم به مسکن زائو می ‌ گذارد و جگر زائو را می ‌ خورد و از لحظه ‌ ای که جگر زائو خورده شد رنگ زنی که وضع ‌ حمل کرده تغییر می‌کند و قرمز می ‌ شود و به همین جهت اسم عفریت هولناک را که به زن ‌ های زائو حمله ‌ ور می ‌ شود آل گذاشته ‌ اند. مدت ده شبانه ‌ روز مسکن زائو به ‌ وسیلۀ نگهبانانی که شمشیر آخته داشتند محافظت می ‌ شد و خوشبختانه توانستند از ورود آل به مسکن زائو ممانعت کنند. [2] تا مدت ده روز کسی به دیدار پدر نرفت و به ‌ طریقِ ‌ اولی هیچ زن مجاز نشد که مادر را ملاقات نماید. پس ‌ از ده روز که محقق شد خطر آل ‌ زدگی از بین رفته زائو را با آب نیم ‌ گرم شستند و آن وقت مردها به ملاقات پدر و زن ‌ ها نزد مادر رفتند و پدر طفل به ‌ شکرانۀ اینکه خداوند یک پسر به او عطا فرموده ولیمه داد. در خانۀ پدر یک تالار طولانی و عریض بود دارای پنج در و به همین جهت آن را پنج ‌ دری می ‌ گفتند و تالار مذکور اختصاص به غذاخوری در موقع مهمانی داشت و به ‌ طور معترضه می ‌ گوییم که اتاق غذاخوری از اختراعات اروپاییان نیست، بلکه قبل ‌ از اینکه اتاق غذاخوری در اروپا به وجود بیاید در شرق مرسوم بود و ازآنجا به روم سرایت کرد و از روم به اروپا رسید. روزی که پدر به ‌ شکرانۀ تولد پسر در اتاق غذاخوری ولیمه داد آن اتاق را با منقل ‌ های بزرگ پر از آتش گرم کرده بودند و سفره ‌ ای طولانی و عریض در اتاق گستردند و انواع گوشت ‌ های آب ‌ پز و بریان را بر سفره نهادند و چند غذا از برنج به مهمانان خورانیدند. وقتی غذا خورده شد مهمانان از سفره برخاستند و به اتاق دیگر، که آنجا هم با منقل ‌ های بزرگ آتش گرم شده بود، رفتند و یکی از مهمانان پیشنهاد کرد که برای پیش ‌ بینی آیندۀ پسری که متولد گردیده تفأل بزنند. پدر طفل عقیده ‌ ای خاص نسبت به شاهنامه اثر فردوسی شاعر ایرانی داشت و هروقت می ‌ خواست فال بگیرد شاهنامه را می ‌ گشود و امر کرد که بروند و شاهنامۀ او را بیاورند. بعداز اینکه کتاب آورده شد شخصی که پیشنهاد تفأل را کرده بود شاهنامه را گشود و اولین شعر آغاز صفحه را به این مضمون خواند: «نژاد از دو کس دارد این نیک ‌ پی ز افراسیاب و ز کاوس‌کی» پدر طفل و کسانی که از شجرۀ خانوادگی نوزاد اطلاع داشتند بانگ تحسین برآوردند و بر روح فردوسی، سرایندۀ شاهنامه، رحمت فرستادند. زیرا کودکی که ده روز قبل در آن خانه متولد شده بود نژاد از دو نامدار جهان می ‌ برد، یکی «چنگیز» ازطرف مادر و دیگری «تیمورلنگ» ازطرف پدر. بعد راجع به نام طفل شور کردند که اسمش را چه بگذارند؟ پدر گفت: من تصمیم دارم که نام پسرم را «محمد» بگذارم. یکی از حضار گفت: تنها محمد کافی نیست و پسرت باید لقبی هم داشته باشد. قدری راجع به لقب شور کردند و لقب «ظهیرالدین» را برای طفل انتخاب نمودند. بااینکه نام طفل «محمد ظهیرالدین» بود کسی وی را با این اسم نمی ‌ شناسد و تاریخ دن

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان