پرش به محتوای صفحه

سرنوشت شوم یک امپراتور

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۲۴

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب سرنوشت شوم یک امپراتور نوشتۀ هپیر نزلف با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب گفت‌وگوی شاهزاده‌خانم با پدرش دربارۀ ازدواج امپراتور بزرگ فرانسه، ناپلئون بناپارت، سر را بین دو دست گرفته، آرنج‌ها را به میز تکیه داده و فکر می‌کرد. او راجع به آیندۀ خود می‌اندیشید و فکر می‌کرد بعد از اینکه از دنیا رفت سرنوشت امپراتوری بزرگی که به وجود آورده چ

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-539916
شابک
۱۴۰۱۰۶۲۹۰۱
تعداد صفحه
۴۲۴
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خاطراتی از یک امپراتور

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جراح دیوانه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عشق صدراعظم

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عشاق نامدار: فرانسه و روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غزالی در بغداد

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب الماس بودا

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب منم تیمور جهانگشا

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر

نگاه

۱٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماری انتوانت

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهزاده خانم محکوم

ذبیح الله منصوری

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرزند نیل

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب سرنوشت شوم یک امپراتور نوشتۀ هپیر نزلف با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب گفت‌وگوی شاهزاده‌خانم با پدرش دربارۀ ازدواج امپراتور بزرگ فرانسه، ناپلئون بناپارت، سر را بین دو دست گرفته، آرنج‌ها را به میز تکیه داده و فکر می‌کرد. او راجع به آیندۀ خود می‌اندیشید و فکر می‌کرد بعد از اینکه از دنیا رفت سرنوشت امپراتوری بزرگی که به وجود آورده چه خواهد شد و آن امپراتوری را چه ‌کسی اداره خواهد نمود ؟ او فکر می‌کرد مدت دَه سال شب و روز اوقات خود را در میدان جنگ گذرانید و دَه‌ها هزار نفر را به کشتن داد و سربازان او تمام خاک اروپا را لگدمال کردند. در اروپا کشوری نبود که غرش توپ‌های او در آن طنین‌انداز نشود وجنگ‌هایی وجود نداشت که غریو شیپورهای او در آن به سمع مردم نرسد. مدت دَه سال وی عهدنامه‌ها را تغییر داد و سرحدات را طوری دیگر نمود و دولت‌هایی را از بین برد و دولت‌هایی را که وجود نداشتند به وجود آورد و تمام این کارها را برای این کرد که یک امپراتوری بزرگ به وجود بیاید و مانند امپراتوری قدیم روم یا امپراتوری باستانی ایران صدها سال در جهان باقی بماند. ولی فکر می‌کرد به‌محض اینکه سر بر زمین گذاشت و شاید هنوز جنازۀ او دفن نشد، امپراتوری عظیم او متلاشی خواهد شد؛ چون کسی نیست که بعد از او جانشین وی باشد و نام او را حفظ کند و پرچم او را نگاه دارد. کسی نیست که از نژاد و خون او باشد و بعد از مرگ وی ملت فرانسه و ملل دیگر او را وارث تاج‌وتخت ناپلئون بناپارت بشناسند و در مقابل او سر تعظیم فرود بیاورند. کسی نیست که او بتواند هنگام مرگ به او بگوید: ای پسر من، این است امپراتوری بزرگی که من برای تو باقی گذاشتم؛ قدر این امپراتوری را بدان؛ زیرا با بهای خون صدها هزار نفر از فرزندان فرانسه و ملل دیگر و صرف میلیاردها به وجود آمده است. به او بگوید: ای پسر من و ای وارث تاج‌وتخت فرانسه! قدر این امپراتوری را بدان، برای اینکه هر روز نمی‌توان یک امپراتوری به وجود آورد. قرن‌ها باید بگذرد تا اینکه اوضاع و مقتضیات به ترقی یک مرد مستعد روی مساعدت نشان بدهد و خود آن مرد آن‌قدر موقع‌شناس باشد که بتواند از فرصت مناسب استفاده نماید و خویش را به عرشۀ تخت سلطنت و امپراتوری برساند. به او بگوید: ای پسر، برای حفظ این امپراتوری حتی از فدا کردن جان خود دریغ مکن؛ زیرا در این جهان اگر چیزی باشد که انسان برای حفظ آن باید جان فدا کند، همانا تاج‌وتخت امپراتوری است. ناپلئون بناپارت در این افکار بود و می‌اندیشید که بعد از مرگ او برادرانش هم قادر به حفظ امپراتوری فرانسه نیستند؛ زیرا آنها لیاقت کافی برای نگاهداری یک امپراتوری را ندارند. بنابراین او چاره ندارد جز اینکه برای خود فکر یک ولیعهد و وارث ذکور را بکند که بعد از مرگ وی حافظ نام و نژاد و امپراتوری او باشد و یگانه راه برای تحصیل ولیعهد و وارث ذکور این است که زوجه‌اش (ژوزفین) را که عقیم بود طلاق بدهد و زنی دیگر انتخاب نماید تا از او دارای فرزندی ذکور بشود؛ زیرا در مذهب مسیح مرد نمی‌تواند بیش از یک زن در آنِ ‌واحد اختیار کند. ناپلئون بااینکه می‌خواست ژوزفین را طلاق بدهد تصمیم خود را به تأخیر می‌انداخت؛ زیرا نمی‌خواست زنی را که شریک زندگی او بوده قرین رنج نماید و از اشک‌ریزی او می‌ترسید. ولی بالاخره در سال ۱۸۰۹ در قبال لزوم رعایت مصلحت دولتی و امپراتوری، مانند شناگری که یک‌مرتبه خود را در آب می‌اندازد، تصمیم به طلاق گرفت و کلیسا حکم طلاق را صادر کرد و ناپلئون آزاد گردید و به فکر ملکۀ جدیدی افتاد که برای او یک فرزند ذکور بیاورد. سه هفته بعد از این واقعه در مجارستان ماری لوئیز، دختر امپراتور اتریش و مجار، به‌اتفاق معلم خود مشق موسیقی می‌کرد و بعد از اینکه مشق تمام شد معلم موسیقی گفت: والاحضرتا، آیا از خبر تازه اطلاع دارید؟ ماری لوئیز گفت: نه، خبر تازه چیست؟ استاد موسیقی دستی به گرۀ کراوات خود زد و بدون اینکه به شاهزاده‌خانم جوان نظر بیندازد گفت: روز پانزدهم ماه دسامبر گذشته، حکم طلاق ناپلئون و ژوزفین صادر شده است. شاهزاده‌خانم جوان بی‌اختیار دست خود را روی شستی پیانو زد و صدایی از آن برخاست و گفت: آیا غول جزیرۀ کورس را می‌گویید؟ و آیا غول جزیرۀ کورس زن خود را طلاق داده است؟! استاد موسیقی گفت: بلی والاحضرتا، وخبر طلاق او رسماً منتشر شد و روزنامه‌ها آن را منتشر کرده‌اند. بعضی از اخبار و کلمات وقتی از دهان کسی در مجلسی بیرون می‌آید مثل این است که فضارا پر از اضطراب می‌کند و گوبی که تولید بدبختی می‌نماید. خبری که استاد موسیقی به شاگرد جوان خود می‌داد از آن قبیل بود؛ زیرا دوشیزۀ جوان به‌محض شنیدن آن خبر دچار اضطراب شد و با لحنی حاکی از تشویش گفت: آه خدایا! من از این موضوع اطلاع نداشتم؛ زیرا غیر از روزنامۀ گازت دو فرانکف