پیدایش
چینش کتابها

هنری کیسینجر در رهبری با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر تجربه مفهوم رهبری را از خلال زندگی و تصمیمات شش چهره تأثیر گذار تاریخ معاصر بررسی میکند. او با واکاوی راهبردهای این رهبران در مدیریت بحران هدایت تحولات بین المللی و شکل دهی به نظم جهانی تصویری دقیق از چالشها مسئولیتها و پیامدهای قدرت ارائه میدهد. این کتاب فراتر از…

«یک شالگردن و نصفی» داستان پسربچهای بامزه است که یک شالگردن بسیار طولانی دارد. او تلاش میکند شال را درست استفاده کند، اما اتفاقات خندهدار و غیرمنتظرهای رخ میدهد. تصاویر رنگارنگ یک شالگردن و نصفی باعث میشوند حتی کودکانی که تازه خواندن را یاد گرفتهاند، داستان را دنبال کنند. این کتاب کودک مناسب بلندخوانی والدین و مربیان است و لحظاتی…

درباره کتاب: «بیا بریم یه کم باهم بگردیم، سوئیمه» روزی شبیه بقیه ی روزها بود و کائوری ذوق زده می خواست من را به گردش ببرد. خیلی خشک گفتم: «نه، ممنون. » هنوز ذهنم درگیر پیشگویی کودان بود: زمستان سرزمین اشباح تمامی ندارد همین پیشگویی اتفاقات زنجیره واری را رقم زده بود و دلایل قانع کننده ای داشتم که شبح…

درباره کتاب: «اگه گفتی قشنگترین چیز توی این جهان چیه؟ » جهانی همیشه تاریک که حتی یک پرتوی نور هم به آن نمیتابید؛ جهانی که در آن موجودات غیرانسانی در تاریکی اینور و آنور میرفتند، چشمهایشان برق وحشتناکی میزد و در کمین شکار بودند؛ جهانی پر از خون و گوشت کندهشده و پر از بوی زنندهی جانوران… در واقع، سرزمین…

درباره کتاب: اگر میتوانستی به گذشته برگردی، دوست داشتی چه کسی را ببینی؟ همهی ما در زندگی کسانی را از دست دادهایم و اکنون در حسرت دیدار مجددشان و حرفهایی که باید میگفتیم و نگفتیم، میسوزیم. کافه دونادونا در دامنهی کوه هاکوتاداته در شمال ژاپن قرار دارد. این کافه به خاطر مشرف بودن به چشم انداز خیره کنندهی بندرگاه هاکوتاداته …

بخشی از کتاب: گوتارو چیبا، بیست و دو سال به دخترش دروغ گفته بود. فئودور داستایوفسکی میگوید: «سختترین چیز در زندگی این است که زنده باشی و دروغ نگویی.» آدمها به دلایل مختلفی دروغ میگویند. بعضیها دروغ میگویند تا خودشان را جذابتر و مقبولتر نشان دهند و بعضی هم دروغ میگویند تا دیگران را فریب دهند. دروغ میتواند آزاردهنده باشد،…

بخشی از کتاب: «تو هوکایدو، چیکار میکنین؟» صدای کِی توکیتا، از پشت گوشی ضعیف به گوش میرسید. «آروم باش، چیزی نیست.» ناگاره، توکیتا بعد از چهارده سال صدای همسرش را میشنید. او در هوکایدو، و دقیقتر در هاکوداته بود. شهر هاکوداته پر از خانههایی به سبک غربی است که قدمت آنها به اوایل قرن بیستم برمیگردد. این خانهها که در…

بخشی از کتاب: «پس هیچکاری نمیشه برای تغییر زمان حال انجام داد؟» مونجی کادوکورا با کنجکاوی سرش را کج کرد و یک گلبرگ شکوفهی گیلاس از لابهلای موهای خاکستریاش روی زمین افتاد. زیر نور کم لامپهای حبابدار که تنها نور کافه بود، صورتش را تقریبا به دفترچه یادداشتش چسبانده بود و به آن نگاه میکرد. «این دقیقاً یعنی چی؟» ناگاره…

درباره کتاب: اگر میتوانستی به گذشته برگردی دوست داشتی چه کسی را ببینی؟ همه ی ما در زندگی کسانی را از دست داده ایم و اکنون در حسرت دیدار مجددشان و حرفهایی که باید میگفتیم و نگفتیم میسوزیم چهار مهمان جدید به کافه ی کوچک و اسرار آمیز فونیکولی فونیکولا آمده اند به این امید که بتوانند در زمان سفر…

با بخشهای تکاندهندهی علوم همراه شوید! شما با خواندن کتاب گیاهان شرور میتوانید با بمبارانی از اطلاعات، دوستان خود را در حیرت فرو ببرید و کشف کنید. چگونه گیاهان داخل بدن حشرات مرده را میمکند؟ چرا گزنههای تیغدار از اسکلتها تغذیه میکنند؟ کدام قارچ میتواند انگشت پای شما را بیحس کند؟ اگر فکر میکنید توانایی تحمل بخش حال بهمزن علم…

درباره کتاب: بابی همهچیز دارد؛ خانهی خوب، خانوادهی شاد و یک حیوان خانگی: عنکبوتی به نام تِلما. همهی اینها بابی را راضی نگه داشته است. اما دردسر از وقتی شروع میشود که خانواده تصمیم میگیرند در شهر دیگری زندگی کنند. بابی باید با دوستانش، مدرسهاش و تیم فوتبالش خداحافظی کند.خب اینکه میتواند تلما را با خود ببرد کم چیزی نیست.…

بخشی از کتاب: «گیومی هیمهجیما آدم مهربانی بود. زمانی در معبدی قدیمی زندگی میکرد و مراقب بچههای یتیمی بود که جایی برای رفتن نداشتند. آه در بساطشان نبود اما خوشحال بودند خودش کم غذا میخورد تا شکم بچهها را سیر کند و هر روز سخت جان میَکند. هرگز دست روی کسی بلند نمیکرد و اگر اشتباهی از بچهها سر میزد…

بخشی از کتاب: «کیمونوی مشکی نرم با آستینهای بلند و طرحهای قشنگش جلوهی تازهای به پوست رنگپریدهی خواهر کوچکش داده بود؛ با آن کمربند اُبی پرزرق وبرق که ارکیدههای طلایی رویش داشت شبیه آدمهایی شده بود که همیشهی خدا اخمو و دلنگراناند و میگویند اینها همه ریختوپاش اضافی است. آیا زیر آن موهای سیاه که آنها را با گیره به…

کتاب «تو جیرجیرَکی؟»دهمین عنوان از مجموعهی «مَن بَلَدَم بِخوانَم» است. این کتاب ویژه برای هفتهی اول بهمن است و در آن کلاساولیها با نشانههای جـ ج _ُ استثنا آشنا میشوند. کلاس اولیها هر هفته صداهایی را میآموزند و کلمههایی را که با آن نشانهها ساخته شده، در کتاب و هر جای دیگر میخوانند. مجموعه کتابهای «من بلدم بخوانم» دربرگیرندهی شعرهایی کوتاه و آهنگین است. شعرهایی که گام به گام…

کتاب «آلوچه، به به!» یازدهمین عنوان از مجموعهی «مَن بَلَدَم بِخوانَم» است. این کتاب ویژه برای هفتهی دوم بهمن است و در آن کلاساولیها با نشانههای هـ ـهـ ه ـه چـ چ آشنا میشوند. کلاس اولیها هر هفته صداهایی را میآموزند و کلمههایی را که با آن نشانهها ساخته شده، در کتاب و هر جای دیگر میخوانند. مجموعه کتابهای «من بلدم بخوانم» دربرگیرندهی شعرهایی کوتاه و آهنگین است. شعرهایی که گام به…

درباره کتاب: لا که خانوادهاش را در سن کم از دست داده، فکر میکند شاید خانوادهی دزدانِ دریاییِ دون کیشوت فلامینگو بتواند به او سرپناهی بدهد، اما حالا که به قیمتی گزاف توانسته خودش را از شر فلامینگو خلاص کند، اتفاقاتی میافتد که فکرش را هم نمیکرد. او فرصت میکند که قدرتها و مهارت خودش را به عنوان جراح به نمایش بگذارد. در…

درباره کتاب: لو در خانهی مادربزرگش در اتاقی شریکی با مادرش زندگی میکند، و حالا جایی را میخواهد که بتواند گاهی از سروصدای خانوادهی فیلیپینی پرجمعیت ولی دوست داشتنیاش به آن پناه ببرد. لو عاشق کارگاه نجاریاش و پروژهی خلاقانه است، و حالا میخواهد روی زمینی که از پدرش به ارث برده برای خودش خانهای بسازد. ولی یکدفعه خبردار میشود…

بخشی از کتاب: «در سرزمینی بسیار دور از اینجا، شهری بود پر از رونق و فراوانی. بینِ ساکنانِ شهر، تاجر خوشبختی زندگی میکرد که تجارتخانههای بسیار داشت و ثروتش همچنان که خود آرزو داشت لذتهای فراوانی برایش به ارمغان آورده بود. او در کنار ثروت، از نعمت داشتن فرزندان بسیار نیز برخوردار بود. شش دختر و شش پسر داشت که…

بخشی از کتاب: «همهچیز از روزی شروع شد که کتاب محبوبم از توی قفسهی کتابخانه غیب شد. نمیدانستم غیب شده. هنوز نمیدانستم. توی ذهنم هنوز همانجا، روی قفسه، تک و تنها نشسته بود، مثل بچهای توی سالن غذاخوری، و منتظر بود تنها دوستش بیاید و پیدایش کند. منتظر بود من بروم و پیدایش کنم. فقط دلم میخواست قبل از زنگ…

بخشی از کتاب: «از اداره که آمدم مادرم در آشپزخانه غذا میپخت. از دیدنم دستپاچه شد. خیال کرد سرش غر میزنم. از آشپزخانه آمدم بیرون که با خیال راحت به کارش برسد.ازش پرسیدم:«بیرون رفته بودی؟» لبخندی ماتروی صورتش نشست:«نه، کجا دارم بروم.» خواستم بگویم پس چرا غذا حاضر نیست؟ نگاهی به من کرد و گفت: «پیش ملوکخانم رفته بود. آخه…

بخشی از کتاب: «آرزو کرد اتفاقی بیفتد. درحای که مجلهای را نگاه میکرد، آرزو کرد. مجلهای که دست دبی بود برای خواهرش کریسن بود؛ همینطور تختی که رویش نشسته بود و ژاکتی که تنش بود، آنها را وقتی قرض گرفته بود که برای استفاده از برق لب کریسن به اتاقش آمده بود، اما کریسن آنجا نبود. دبی با خودش گفت…

آهای باد… کلاهم را بده!»: یک داستان شیرین و بامزه دربارهی کلاه و انواع آن! در این داستان هر کس یک کلاهی دارد به جز سگ کوچولو! کلاه«سام» آبی است و کمی بزرگتر از سرش. برای همین با یک باد از سرش میافتد. کلاه بابا متفاوت از سامی است. رنگش کرم است و خطهای نارنجی دارد. کلاه بابا هم برای او بزرگ…

ایزی» یک جادوگر کوچک است که جادوهایش طبق برنامه پیش نمیرود! وقتی دلش میخواهد یک گربه ظاهر کند تا بغلش کند، یک کرم ظاهر میشود! وقتی دلش میخواهد یک اسب آبی ظاهر کند تا با آن آب بازی کند، یک قورباغه ظاهر میشود! روزها میگذرد و ایزی کلافه و سردرگرم هر کاری میکند تا بفهمد چرا جادوهایش اثر نمیکند. یک…

این داستان کوتاه تصویری دربارهی سنجاب کوچولویی است که میخواهند فندقش را در زمین پنهان کند اما حیوانات دیگر مدام مزاحمش میشوند. یکبار سگ فندقش را از سوراخ در میآورد. یکبار خرگوش همانجا یک سوراخ میکند و فندق سنحاب را بیرون میکشد. این داستان همچنان ادامه دارد تااینکه بالاخره سنجاب کوچولو یک جای مطمئن برای فندقش پیدا میکند. او همین…

کتاب «فرارکن نخود» با عنوان «Run,Bean,run» در سال 2023 برای اولین بار منتشر شد. داستان این کتاب دربارهی یک نخود فرنگی شیرین و خوشمزه است که دلش نمیخواهد تبدیل به یک خوراکی خوشمزه شود. نخود کوچک همین که میفهمد مادربزرگ میخواهد با او غذا درست کند، سریع تصمیم به فرار میگیرد. به باغچه پناه میبرد، پدربزرگ سر میرسد. به بوتهزار میرود، خرگوش…

کتاب «موش کور دروازه بان» با عنوان « Mole in gole» در سال 2019 برای اولین بار منتشر شد. این داستان تصویری دربارهی موش کوری است که عاشق فوتبال است. اما نمیتواند به خوبی بقیه فوتبال بازی کند چون او یک موش کور است و چشمهایش نمیبیند. هیچ وقت نمیتواند توپ را خوب پاس دهد یا گل بزند. همیشه از این بابت…

داستان اول: «خفاش خوابالو»: خفاش کوچولو مشغول گشت و گذار در آسمانها بود که یک زنگ بزرگ رو به رویش میبیند. نزدیک میشود و با دقت زنگ را نگاه میکند. فکر میکنید الین چیزی که به ذهنش میرسد چیست؟ شاید باور نکنید ولی با خودش میگوید:«چه جای خوبی! همینجا میخوابم». خفاش همانجا میخوابد. یک گربهی بایگوش نیز در همان حوالی زنگ بزرگ…

این کتاب با عنوان «I Am Quicker!& Greedy Gull» در سال 2023 برای اولین بار منتشر شد.این کتاب شامل دو داستان کوتاه تصویری برای کودکان بالای 5 سال است. داستان اول، چه کسی از همه تندتر است؟ دربارهی سرعت است. نویسنده با مثالهایی از زندگی روزمره و داستانی دلنشین مفهوم سرعت را برای بچهها توضیح میدهد. جنی، تامی و مامان و بابا…

کتاب گردش طوفانی
کتاب «گردش طوفانی» با عنوان «Whoosh» در سال 2022 برای اولین بار منتشر شد. این داستان تصویری درباره پدر و پسری است که تصمیم میگیرند به گردش یک روزه بروند.«بن» برای این گردش بسیار هیجان زده است. او تمام مقدمات سفر را با پدرش آماده کرده و منتظر یک تجربهی پرماجرا و هیجانانگیز است. اما اتفاقی ناگهانی تمام برنامهریزی آنها را بهم…

درباره کتاب: دهمین جلد از مجموعه سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین نوشته رکی کاواهارا با ترجمه پریسا گوهری منتشر شده است. بازیای به نام «شمشیرزنی آنلاین» یا «بازی مرگ» بازیکنان را به درون جهان مجازی میکشد و زندانی میکند. بازیکنانی که دز این واقعیت مجازی بمیرند، در جهان واقعی هم جان خود را از دست میدهند. مهم این نیست کجا میرویم.…

درباره کتاب: نهمین جلد از مجموعه سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین نوشته رکی کاواهارا با ترجمه پریسا گوهری منتشر شده است بازیای به نام «شمشیرزنی آنلاین» یا «بازی مرگ» بازیکنان را به درون جهان مجازی میکشد و زندانی میکند. بازیکنانی که دز این واقعیت مجازی بمیرند، در جهان واقعی هم جان خود را از دست میدهند. مهم این نیست کجا میرویم. مهم…

درباره کتاب: کوچه به کوچه، شهر به شهر، گشتیم و گشتیم دنبال صلح، که مدتها بود گمش کرده بودیم… تا اینکه ما پیدایش کردیم و داستانش را به شما هدیه میکنیم. دوستی و صلح مفاهیمیاند که این روزها بیشتر باید دربارهاش فکر کرد و آموزش داد. مادر زمین ،حین جنگ، آرامش را متولد میکند. آرامش با یک کولهپشتی سفری را…

بخشی از کتاب: کوچه به کوچه، شهر به شهر، گشتیم و گشتیم دنبال صلح، که مدتها بود گمش کرده بودیم… تا اینکه ما پیدایش کردیم و داستانش را به شما هدیه میکنیم. دوستی و صلح مفاهیمیاند که این روزها بیشتر باید دربارهاش فکر کرد و آموزش داد. چه شد که خندیدند داستان پسرکیست که هر چیزی را که نقاشی میکند…

درباره ی نویسنده: ساتیاناندا ساراسواتی (25 دسامبر 1923 - 5 دسامبر 2009) سانانیاسین، معلم یوگا و گورو در هر دو کشور زادگاه خود هند و غرب بود. وی شاگرد سیواناندا ساراسواتی، بنیانگذار انجمن زندگی الهی بود و مدرسه یوگای بیهار را در سال 1964 تأسیس کرد. وی بیش از 80 کتاب از جمله کتاب معروف خود Asana Pranayama Mudra Bandha…

درباره ی نویسنده: رخشنده اعتصامی (۲۵ اسفندِ ۱۲۸۵ – ۱۵ فروردینِ ۱۳۲۰)، معروف به پروین اعتصامی، شاعر ایرانی بوده است. او بیشتر بهدلیل به کار بردن سبک شعریِ مناظره در شعرهایش معروف است. مضامین و معانی شعرهای او توصیفکنندهٔ دلبستگیِ عمیقش به پدر، استعداد و شوقِ فراوانش به آموختنِ دانش، روحیهٔ ظلمستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران، حمایت از…

درباره ی کتاب: دو کارآگاه حاضر در داستانها، یادآور همکاری فراموش نشدنی کارآگاهان ادبیات کلاسیک هستند و اسرار منحصر به فرد پروندههای پلیسی شهر تهران را حل میکنند. در حالی رد پای جنایات در داستانها محسوس است، اما بیش از هر چیزی معماهای غیر قابل حل پروندههاست که در کانون توجه قرار میگیرد و ذهنهای کاوشگر را به خود جلب…

درباره ی کتاب: ز یک شب بارانی، همه چیز برای هما طور دیگری میشود. مردی غریبهطور، بابایش میشود؛ پسری قلدرطور زخمیاش میکند؛ مردی گوژپشتطور که سر چهارراه لواشک میفروشد، نجاتش میدهد؛ باغی بهشتطور در نزدیکی موزهی جواهرات، پناهگاهش میشود؛ زنی هنرمندطور معلمش میشود و با گروهی از همسن و سالهایش، در یک موسسهی حمایت از کودکان کار، مشغول تهیهی نمایشی…

درباره ی کتاب: شاید کسی از پلههای محله توانیر بالا نرفته باشد اما بعید میدانم که کسی در طول زندگیاش از کنار سربازی حیران رد نشده باشد… اگر کسی گذرش به امامزاده صالح افتاده باشد، بعید میدانم به پاساژ قائم نرفته باشد… شاید کسی قصههای مادام پیر و ماجراهای سهام و دختر عروسکفروش کنار ترمینال جنوب را نشنیده باشد، اما…

بخشی از کتاب: یک چراغ قوه بردارید، پتو را روی سرتان بکشید و توی دنیای کج وکوله و به شدت خنده دار تخیل رولی جفرسون شیرجه بزنید. در این داستانهای ترسناک خنده دار با زامبی ها خون آشامها ارواح و خیلی چیزهای دیگر آشنا مي شويد. به احتمال زیاد داستانهای ترسناک رولی شما را از خنده روده بر میکند. ولی…

بخشی از کتاب: آگوست شرودر، معلم علوم، پسر نوزدهسالهاش، فلیپ را از دست داده است. این تابستان قرار بود با فلیپ به یلوستون سفر کنند، اما اکنون با خاکستر او همسفر است. به جای فلیپ دو نوجوان با او همسفر میشوند. چیزی که هیچکدام فکرش را نمیکردند این بود که این سفر، هر کدام را به سمت سرنوشت جدیدی سوق…
نویسندگانی که کتابشان در نشر «پیدایش» چاپ شده است
این لیست از دادههای واقعی کتابهای همین ناشر استخراج شده است.
مترجمانی که با نشر «پیدایش» همکاری داشتهاند
فهرست مترجمهایی که آثارشان در این نشر منتشر شده است.



























































