عالیجناب مهربان، ترانه (دو جلد)
۲۸۸
صفحه
۱۳۹۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیدهای از کتاب عالیجناب مهربان، ترانه : ترانه هنگامى كه اصيل باشد، زمانى كه سوزى يا نشاطى برخاسته از توانى بالا و واقعى در آن نهفته باشد از بين رفتنى نيست. چه عواملى چنين ترانهاى را مىسازند؟ در آغاز کتاب عالیجناب مهربان، ترانه میخوانیم: كمى از پيدايش ترانه موسيقى جزء جدانشدنى طبيعت است. قطعآ از ديرزمان كه طبيعت پديد آمد موسيقى روان شد. در آرامش باغى، جن
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-323649
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۵
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیدهای از کتاب عالیجناب مهربان، ترانه : ترانه هنگامى كه اصيل باشد، زمانى كه سوزى يا نشاطى برخاسته از توانى بالا و واقعى در آن نهفته باشد از بين رفتنى نيست. چه عواملى چنين ترانهاى را مىسازند؟ در آغاز کتاب عالیجناب مهربان، ترانه میخوانیم: كمى از پيدايش ترانه موسيقى جزء جدانشدنى طبيعت است. قطعآ از ديرزمان كه طبيعت پديد آمد موسيقى روان شد. در آرامش باغى، جنگلى، در ارتفاع كوه بلندى، ميان درختان، كنار رودخانه، لب دريا بنشينيد و روى صداهاى اطراف تمركز كنيد. مىشنويد گذر نسيم از ميان برگها آوايى منظم دارد كه اگر همين نسيم تبديل به باد يا طوفان شود نواهايى متفاوت از اثر عبور نسيم از شاخهها و برگها برمىخيزد. در همان فضا به صداى پرندگان مختلف گوش كنيد. لازم نيست حتمآ به اغراق رمانتيك صداى بلبل در ادبيات ما يا حتى ترانههاى بيليتيس برسيد و از تكرار آن خسته شويد. حنجره هر پرندهاى نتهاى ويژهاى را با فواصل رعايت شده غريبى اجرا مىكند و گاهى آنها را به شكل دو صدايى (دوئت [1] ) يا چند صدايى (كُر [2] ) يا حتى سؤال و جواب مىشنويد. ديروقت شبى تابستانى هنرمند معاصر و از دوستان بسيار سالها ـ صديق تعريف ـ هنگام ترك منزل من به چنان كنسرتى از آواى گروهى از پرندگان در حياط خانه رسيد كه مجبور شد با گوشى موبايلش آنها را ضبط كند و اِى بسا از شيوه تحريرهاى بىنهايت منظم آنها درس بگيرد و به شاگردانش بياموزاند. اگر در صبحدمى از كنار بركهاى آرام عبور كرده باشيد آن وقت همنوايى و كُرخوانى بىاشتباه غوكها را در قالب كنسرتى حتمآ مىشنويد. اگر در صبحى بهارى به هم رسيدن برهها و گوسفندان مادر را رويارو شويد بعبع دست جمعى جستجو گرانه اين مادران و فرزندان را شاهد خواهيد بود كه همخوانى غريبى دارد. دستگاه نُتسنجى را كنار بال زنبورهاى گردان روى گلها براى جمعآورى شهد بگيريد و ببينيد كه نتها چگونه ريز و يكنواخت اجرا مىشوند. مگر صداى جريان مداوم آب رودخانه يا رسيدن موج به ساحل و برگشتناش، يا ريختن پرشتاب دانههاى باران بر سفال پشتبامها موسيقى نيست؟ امروز كه موسيقى مدرن حتى پاى در زمينه موسيقى سنتى ما گذاشته و در حال ايجاد تحولى بزرگ در آن است و يكى از مظاهر آن ورود سيلآسا، دگرگونكننده و دوستداشتنى سازهاى كوبهاى (پركاشن [3] ) بسيار گوناگون در اين نوع موسيقى است مىبينيم كه سازهاى جديدى با نامهاى «باران»، طبل آبى [4] لوبياهاى خشك [5] وارد اركستربندى مىشود و چه زيبايى طبيعى گوشنوازى به اجراهاى موسيقى ما مىدهد (فيلم كنسرت بزرگداشت مولانا توسط گروه پورناظرىها يا مجموعه «باران تويى» گروه چارتار). مگر كوبيدن رعد به آغاز سمفونى پنج و پايان سمفونى نُه بتهوون و صداى توپهاى اورتور 1812 چايكوفسكى و آغاز «كارمينا بورانا»ى كارل اُرف شبيه نيست؟ به يقين از هنگامى كه انسان اوليه يا حتى واپسين ميمونها توانستند لرزش تارهاى صوتيشان را كنترل كنند و با صداهاى منظم طبيعت هم آوا شوند ترانه شكل گرفته است. گرچه پيدايش كلام و زبان امر ترانه را شكلى ديگر و كاملتر بخشيده است ولى قطعآ همآوايى انسان و حيوان با طبيعت در رساندن پيامها به يكديگر نخستين ترانههاى زمين بودهاند. ايرج ملكى مىنويسد: «سرود همان ميوه شاداب جنگلى است كه انسان وحشى از آغاز كام سوخته و شكم گرسنه خود را با آن خرسند مىساخت [6] . مرتضى مهرجويان مىگويد: «موسيقى در آغاز از اصوات منظم كارورزان و از فرياد «كار» پديد آمد. نفس نفس زدن منظم انسانى كه تكه سنگى را مىساييده يا درختى را با تبر سنگى مىبريده و يا همنوايى كسانى كه بلم چوبى ابتدايى را با پارو به پيش مىراندند ريتمهايى مىساخت كه به خاطر حفظ همآهنگى و آهنگ حركت حفظ و تحكيم مىشد.» [7] . و آريانپور مىنويسد : «اولا موسيقى با آواز آغاز شد و آواز از تكامل «فرياد كار» و «صداى ابزار» فراهم آمد و ثانيآ ابزار كار زمينه و مسطوره ابزارهاى موسيقى بودند [8] .» تعريف ترانه به سادگى ترانه كلامى است كه بر روى ريتم موسيقايى مىنشيند. اين به اصطلاح «نشستن» اشكال گوناگون دارد. مىتوان با انتخاب ريتمى دلخواه لغاتى سازگار با برداشت از آن ريتم بر روى ضرب آهنگ نشاند و ترانه ساخت يا متقابلا با انتخاب شعرى از پيش سروده شده ريتمى هماهنگ آن طبق برداشت موسيقيدان مبتنى بر سواد، بينش، شعور اجتماعى و ادبىاش نوشت و آن شعر را تبديل به ترانه كرد. در واقع ترانه آينهاى است كه تصوير تاريخ، اجتماع، اقوام، شخصيتها، رويدادها و احساسات در آن منعكس مىشود و به اين شكل ناگزير بخش جدانشدنى از زندگى انسانهاست. با نگاهى به فهرست انواع ترانه به راحتى مىتوان اين تعريف از ترانه را با تمام بُرد و وسعت و عمقاش در تاريخ بشريت ديد. ترانه به شكل بخشى از ادبيات منظوم (شعر) مىت































