مردمشناسی
کریس فولر
ترجمهی حکمتالله ملاصالحی، علیاصغر سلحشور
دانشگاه تهران
کریس فولر
ترجمهی حکمتالله ملاصالحی، علیاصغر سلحشور
دانشگاه تهران
چرا مردم در یک گوشهی دنیا مردههایشان را با آواز بدرقه میکنند و در گوشهای دیگر با سکوت؟ چرا یک هدیهی ساده در یک فرهنگ نشانهی مهربانی است و در فرهنگی دیگر گرهای از تعهد؟ مردمشناسی از همین پرسشهای به ظاهر ساده شروع میشود و آهسته آهسته نگاه ما را به زندگی روزمره عوض میکند. در این صفحه از دستهی مردمشناسی کتابجم میخوانید این رشته دقیقا چه میکند، از کجا باید شروع کرد، چه جور کتابی به کار دانشجو میآید و چه جور کتابی به کار خوانندهی کنجکاو.
اگر تازه با این موضوع آشنا شدهاید، لازم نیست نگران اصطلاحها باشید. ما مسیر را قدم به قدم میگوییم. اگر هم دانشجو یا پژوهشگرید، بخشهای مربوط به روش کار و انتخاب منبع را با دقت بیشتری بخوانید.
مردمشناسی دانشی است که زندگی آدمها را در کنار هم بررسی میکند: چه میخورند، چه باور دارند، چگونه ازدواج میکنند، چطور کار را تقسیم میکنند، برای چه چیزهایی جشن میگیرند و از چه چیزهایی میترسند. مردمشناس فقط ثبت نمیکند که «آنها این کار را میکنند». میکوشد بفهمد آن کار برای خود آدمها چه معنایی دارد.
جذابیت کتاب مردمشناسی از همینجاست. خواننده در طول یک کتاب به خانهی مردمی راه پیدا میکند که شاید هرگز نبیند. سر سفرهشان مینشیند، در مراسمشان شرکت میکند و بعد، ناگهان، به عادتهای خودش هم با چشمی تازه نگاه میکند. چیزهایی که «طبیعی» میدانستیم، ناگهان یک انتخاب فرهنگی از میان چند انتخاب ممکن میشوند.
به همین دلیل خیلیها که هیچوقت درس مردمشناسی نخواندهاند، این کتابها را با اشتیاق میخوانند. برخی از آنها شبیه سفرنامهاند، برخی شبیه رمانی از دنیای واقعی و برخی هم متن دانشگاهی و فشردهاند. دستهی مردمشناسی جایی است که همهی این طیف کنار هم قرار میگیرد.
در فارسی هر دو اسم را میشنوید و همین باعث گیجی میشود. اسم انگلیسی رشته یک کلمهی واحد است و در فارسی هر دو معادل رایج شدهاند. در عمل، بسیاری از کتابها و دانشگاهها این دو را به جای هم به کار میبرند. گاهی «انسانشناسی» را برای نگاه کلیتر به انسان، شامل زیستشناسی و باستانشناسی، و «مردمشناسی» را برای مطالعهی فرهنگ و جامعه به کار میبرند، اما این تقسیم همیشگی نیست.
نکتهی عملی برای خریدار: هنگام جستوجو هر دو کلمه را امتحان کنید. کتابی که در عنوانش «انسانشناسی» آمده ممکن است دقیقا همان چیزی باشد که با «مردمشناسی» دنبالش هستید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و از توضیح آن میشود فهمید کتاب به کدام سو گرایش دارد.
این رشته چند شاخه دارد که هر کدام کتابهای خودشان را دارند. دانستن این شاخهها به شما کمک میکند در قفسهی کتابها گم نشوید.
پرکتابترین شاخه است. موضوعش زندگی گروههای انسانی است: خویشاوندی، دین و آیین، اقتصاد محلی، قدرت، جنسیت، هنر و روزمرگی. اگر کتابی دربارهی یک ایل، یک روستا، یک محلهی شهری یا یک جشن سنتی میخوانید، احتمالا در این شاخه است.
باستانشناس از روی آثار مادی مانند ابزار، ظرف، بنا و گور دنبال زندگی گذشتگان میرود. در برخی سنتهای دانشگاهی این شاخه زیر چتر مردمشناسی قرار میگیرد. کتابهایی که پیوند فرهنگ و آثار باستانی را نشان میدهند، مرز این دو حوزه را روشن میکنند.
این شاخه به بدن و تکامل انسان نگاه میکند و میپرسد انسان چگونه به این شکل درآمد و چه تفاوتهایی میان گروههای انسانی هست و چرا. خوانندهای که از کنار هم آمدن زیستشناسی و فرهنگ لذت میبرد، اینجا چیز زیادی پیدا میکند.
زبان فقط ابزار حرف زدن نیست، راهی برای دیدن جهان هم هست. این شاخه بررسی میکند مردم چگونه با زبان زندگی میکنند، چه چیزهایی را نام میگذارند و چه چیزهایی را بینام رها میکنند.
گاهی دانش مردمشناسی برای حل مسئلهی واقعی به کار میرود: طراحی یک طرح توسعهی روستایی، فهم رفتار مصرفکننده، یا سنجش اثر یک سیاست بر زندگی مردم. کتابهای این شاخه معمولا عملیترند.
یکی از دلایل تفاوت کتاب مردمشناسی با بقیهی کتابهای علوم انسانی، روش کارش است. پژوهشگر معمولا مدتی طولانی در میان مردمی که میخواهد بشناسد زندگی میکند. به این کار «کار میدانی» میگویند. او فقط تماشاچی نیست و تا جایی که میتواند در زندگی روزمرهی آنها شریک میشود؛ روشی که به آن «مشاهدهی مشارکتی» میگویند.
در کنار مشاهده، مصاحبه و گفتوگو هم هست. مردمشناس یادداشت مینویسد، عکس میگیرد، نسبنامه رسم میکند و به حرفهایی گوش میدهد که شاید در نگاه اول بیاهمیت به نظر برسند. بعد همهی این دادهها را کنار هم میگذارد و روایتی میسازد که به آن «قومنگاری» میگویند.
وقتی یک قومنگاری میخوانید، خوب است این را در ذهن داشته باشید: آنچه در دستتان است، یک برداشت دقیق و مستند، اما باز هم برداشت یک نفر است. مردمشناسان امروز خودشان هم این را میگویند و در کتابهایشان از جایگاه و نگاه خودشان صریح حرف میزنند. همین صداقت یکی از ویژگیهای ارزشمند این ژانر است.
ریشههای کنجکاوی دربارهی مردم دیگر قدیمی است. مسافران، بازرگانان و تاریخنگاران از دیرباز دربارهی آداب سرزمینهایی که دیده بودند نوشتهاند. اما مردمشناسی به شکل یک رشتهی دانشگاهی بعدها شکل گرفت، وقتی پژوهشگران تصمیم گرفتند به جای شنیدن از دیگران، خودشان به میان مردم بروند و مدتی طولانی کنار آنها بمانند.
در همان سالهای نخست، نگاه بسیاری از پژوهشگران به مردمان دیگر از بالا به پایین بود و فرهنگها را در نردبانی از «ساده» تا «پیشرفته» میچیدند. با گذر زمان، خود مردمشناسان این نگاه را نقد کردند. امروز مرسوم است که هر فرهنگ را با معیارهای خودش بفهمند و از مقایسهی سطحی بپرهیزند. اگر کتابی قدیمی میخوانید، خوب است این تغییر نگاه را در ذهن داشته باشید و زبان و پیشفرضهای آن دوره را با احتیاط بخوانید.
این تاریخچه به خریدار کتاب هم کمک میکند. بعضی کتابها برای فهم تاریخ خود رشته ارزشمندند و بعضی برای فهم مسائل امروز. پیش از خرید ببینید کدام را میخواهید: منبعی تاریخی که نشان دهد رشته چگونه رشد کرد، یا کتابی امروزی که با پرسشهای تازه سروکار دارد.
برای اینکه بدانید در قفسهی این دسته دنبال چه بگردید، چند موضوع پرتکرار را مرور میکنیم. هر کدام میتواند دری برای ورود شما باشد.
غذا فقط سوخت بدن نیست. اینکه چه چیزی میخوریم، با چه کسی میخوریم و کجا مینشینیم، دربارهی هویت و روابط ما حرف میزند. کتابهایی که به فرهنگ خوراک میپردازند برای خوانندهی تازهکار ورودی دلپذیرند.
هر جامعه برای ساختن خانواده قاعدههایی دارد. کتابهای این موضوع نشان میدهند چیزی که ما «طبیعی» میدانیم، در جاهای دیگر شکلهای دیگری هم دارد.
مردمشناسان به باورها بیطرفانه نگاه میکنند: نمیپرسند درست است یا غلط، میپرسند برای مردم چه کاری انجام میدهد. این نگاه محترمانه در کتابهای خوب این حوزه دیده میشود.
خرید و فروش، هدیهدادن، قرضدادن و همکاری، هر کدام قاعدههای نانوشتهای دارند. مردمشناسی اقتصادی همین قاعدهها را باز میکند.
مردمشناسی فقط به روستا و ایل محدود نیست. محله، بازار، مترو و حتی دنیای اینترنت هم میتواند موضوع یک کتاب باشد.
هر فرهنگ برای درد و درمان و مرگ و تولد مفهومهای خودش را دارد. کتابهای مردمشناسی پزشکی این تفاوتها را نشان میدهند. یادآوری میکنیم که این کتابها برای فهم فرهنگیاند و جای توصیهی درمانی یا نظر پزشک را نمیگیرند.
کتاب خوب در این حوزه چند نشانه دارد. اول، به مردم مورد مطالعه احترام میگذارد و آنها را موضوع تماشا نمیکند بلکه صدایشان را میشنواند. دوم، ادعایش را با مثال و مشاهده همراه میکند و به حرف کلی بسنده نمیکند. سوم، جایگاه نویسنده را صریح میگوید: او چه کسی است، چقدر آنجا بوده و چه محدودیتهایی داشته است. چهارم، زبانش هرقدر تخصصی، باز هم قابل دنبال کردن است.
اگر کتابی ترجمه است، نشانهی خوب دیگر، وجود توضیح برای مفهومهای بومی و ارجاعهای فرهنگی است. مترجمی که به خواننده کمک میکند تا بستر متن را بفهمد، کار را بسیار آسان میکند. پیش از سفارش، اگر صفحهی کتاب توضیحی دربارهی مترجم و ویراستار دارد، آن را بخوانید.
برای خوانندهی محتاط، یک محک ساده هم هست: چند خط از مقدمه را بخوانید. اگر مقدمه هدف کتاب و روش نویسنده را روشن میگوید، احتمالا با کتابی منظم سروکار دارید.
پرسشهای مردمشناسی برای نوجوانها هم جذاب است. نوجوانی که میپرسد «چرا ما این کار را میکنیم؟» در واقع مردمشناسی را شروع کرده است. اگر میخواهید علاقهی او را تقویت کنید، کتابی دربارهی رسمها و سفرهها و جشنهای ملتهای مختلف انتخاب کنید که تصویر و مثال زیاد داشته باشد و از اصطلاح سنگین دور باشد.
در خانه هم میشود از همین نگاه استفاده کرد. از بزرگترها دربارهی رسمهای خانوادگی بپرسید، از اینکه ازدواجها یا جشنهای قدیمی چگونه بوده، و یادداشت کنید. این کار کوچک، خودش یک پژوهش مردمشناسی است و بعد از خواندن یک کتاب خوب، انجامش لذتبخشتر میشود.
البته برخی کتابهای این دسته برای بزرگسال نوشته شدهاند و موضوعهایی مثل مرگ یا خشونت را روشن و بیپرده بررسی میکنند. برای نوجوان، پیش از خرید توضیحات کتاب را ببینید.
پیش از خواندن، آشنایی سریع با چند اصطلاح کار را آسان میکند.
لازم نیست همهی اینها را از حفظ باشید. وقتی چند فصل بخوانید، این کلمهها بهتدریج جا میافتند.
خوانندهی تازهکار معمولا با دو ترس روبهرو است: ترس از زبان سنگین دانشگاهی و ترس از اینکه کتاب بیش از حد تخصصی باشد. راهحل این است که اول سراغ کتابهای روایی بروید، یعنی کتابهایی که داستان یک مردم یا یک مکان را تعریف میکنند و اصطلاح را وسط قصه توضیح میدهند.
کتابهای مقدماتی و درسی مردمشناسی هم مفیدند، بهویژه اگر میخواهید نقشهی کلی رشته را ببینید. اینها معمولا فصلبندی روشنی دارند: تعریف رشته، تاریخچه، روشها، بعد موضوعها. اگر کتابی در مشخصاتش به «مقدمه» یا «مبانی» اشاره دارد، معمولا برای شروع مناسبتر است.
توصیهی ما برای اولین خرید ساده است: کتابی را انتخاب کنید که موضوعش برای خود شما جالب باشد. کسی که به آیینهای سوگ علاقه دارد، با کتاب دربارهی سوگ بهتر شروع میکند تا با یک کتاب کلی دربارهی نظریهها. علاقه، بهترین سوخت مطالعه است.
دانشجوی رشتهی مردمشناسی یا رشتههای نزدیک، به منابعی نیاز دارد که از نظر علمی دقیق و قابل ارجاع باشند. برای انتخاب چنین کتابی به چند چیز نگاه کنید:
نکتهی مهم دیگر این است که در پایاننامهنویسی، کتابهای موردی و قومنگاریهای میدانی اغلب همانقدر مهماند که کتابهای نظری. اگر موضوع پایاننامهی شما یک گروه یا منطقهی مشخص است، به دنبال کتابهایی بگردید که دربارهی همان بستر نوشته شدهاند.
ایران از نظر تنوع قومی، زبانی و آیینی جای پرباری برای پژوهش مردمشناسی است. کتابهایی که دربارهی رسمهای محلی، زندگی ایلی، معماری روستایی، جشنهای فصلی یا باورهای عامه نوشته شدهاند، برای خوانندهی ایرانی هم آموزندهاند و هم آشنا.
البته باید مراقب یک نکته بود. مردمشناسی دربارهی فرهنگ خودمان گاهی سختتر از فرهنگ بیگانه است، چون چیزهایی را که همیشه دیدهایم بهسختی «عجیب» میبینیم. کتاب خوب در این زمینه، همین عادت دیدهنشدن را میشکند و به شما نشان میدهد در همان کوچهی آشنا چه لایههایی بوده که ندیده بودید.
در میان کتابهای این دسته هم میتوان به موضوعهایی برخورد که به شخصیت و وضعیت انسان میپردازند، مثل نگاه انسانشناختی به باستانشناسی یا بررسی وضع انسان در کنار فرهنگ. این نشان میدهد که مردمشناسی فقط قصهی قبیلهها نیست و به پرسشهای بنیادی دربارهی انسان هم میرسد.
مردمشناسی با چند رشته مرز مشترک دارد و بسیاری از خوانندهها بعد از چند کتاب سراغ همسایهها میروند. اگر به ساختار جامعه و گروهها علاقهمندید، کتابهای جامعهشناسی نگاهی مکمل ارائه میکنند. تفاوت سادهاش این است که جامعهشناسی بیشتر روی جوامع بزرگ و دادههای عددی تکیه دارد و مردمشناسی روی زندگی نزدیک و کیفی.
اگر میخواهید ریشههای تاریخی رسمها را بشناسید، به کتابهای تاریخ سر بزنید. بسیاری از آیینهایی که امروز میبینیم، پیشینهای طولانی دارند و بدون تاریخ فهمیده نمیشوند.
پرسشهای بنیادی دربارهی انسان و معنا هم به کتابهای فلسفه میرسد. و اگر بیشتر دنبال روایتهای شخصی از زندگی در فرهنگهای مختلف هستید، زندگینامه و خاطرات میتواند سرگرمکننده و آموزنده باشد. همهی اینها زیر چتر گستردهی علوم انسانی و اجتماعی جمع میشوند.
بعضی خوانندهها کتاب مردمشناسی را مثل فهرستی از «رسمهای غریب» میخوانند و از آن سرگرم میشوند. این هم لذتی دارد، اما مقصود رشته این نیست. هدف این است که بفهمیم هر رسم در نظام معنایی خودش منطقی دارد.
اینکه یک کتاب دربارهی یک روستا نوشته شده، به این معنی نیست که همهی روستاها همانطورند. مردمشناس خوب خودش هم از تعمیم پرهیز میکند و خواننده هم باید همین کار را بکند.
وقتی با رسمی روبهرو میشویم که با ارزشهای ما جور نیست، وسوسهی محکوم کردن زیاد است. نسبیگرایی فرهنگی به معنای تأیید همهچیز نیست، بلکه دعوت به شناختن پیش از قضاوت است.
بعضیها فقط بخشهای روایی را میخوانند و فصل نظری را رد میکنند. اما همان فصلها چارچوبی میدهند که بقیهی کتاب را عمیقتر میکند. اگر فصل نظری سنگین بود، بعد از فصلهای روایی به آن برگردید.
اول فهرست منابع درس را از استاد بگیرید. بعد کتابهای مقدماتی و درسی را با یک قومنگاری خواندنی ترکیب کنید تا هم نظریه را بدانید و هم حس کار میدانی را.
با کتابهای روایی و کوتاه شروع کنید. سراغ متنهای نظری فشرده نروید مگر وقتی که کنجکاویتان به آنجا برسد.
کتابهای مربوط به روش، مانند مشاهدهی مشارکتی و مصاحبهی عمیق، به کار شما میآید حتی اگر موضوع پژوهشتان مردمشناسی نباشد.
برای هدیه، کتابی با موضوع ملموس و زبان روان انتخاب کنید؛ مثلا دربارهی غذا، سفر، آیین یا زندگی روزمرهی یک مردم. کتابهای خیلی نظری برای هدیه معمولا انتخاب مناسبی نیستند.
اگر میخواهید ساختاری برای خواندن داشته باشید، این ترتیب را پیشنهاد میکنیم:
لازم نیست این مسیر را دقیق دنبال کنید. مهم این است که از ساده به پیچیده بروید و هر بار چیزی که یاد میگیرید را با زندگی اطراف خودتان بسنجید.
خواندن کتاب مردمشناسی فقط اطلاعات نمیدهد. عادت نگاه کردن را عوض میکند. کسی که چند کتاب از این دست خوانده باشد، وقتی در یک مهمانی، یک عروسی یا یک مراسم عزا شرکت میکند، متوجه لایههایی میشود که پیشتر نمیدید: چه کسی کجا مینشیند، چه کسی اول شروع به خوردن میکند، چه جملههایی تکرار میشود و چرا.
این نگاه در کار هم مفید است. معلم، مدیر، پرستار، طراح و هر کسی که با آدمهای متفاوت سروکار دارد، با فهم بهتر تفاوتهای فرهنگی، کمتر دچار سوءتفاهم میشود. البته کتاب فقط نقطهی شروع است و تجربهی زندگی کنار آن قرار میگیرد.
یک فایدهی دیگر هم هست: فروتنی. مردمشناسی به ما یادآوری میکند که شیوهی زندگی ما یکی از شیوههای ممکن است و دیگران هم برای زندگی خود دلیلهایی دارند. این حس، در دنیایی که آدمها بیشتر از همیشه با هم در تماساند، ارزش زیادی دارد.
اگر دانشجو نیستید، با یک کتاب روایی یا مقدماتی دربارهی موضوعی که به آن علاقه دارید شروع کنید. بعد از خواندن چند کتاب میتوانید به منابع نظریتر بروید.
نه. بسیاری از کتابهای مردمشناسی برای خوانندهی عمومی نوشته شدهاند. کتابهای درسی و نظری البته ساده نیستند، ولی با صبر میشود آنها را هم خواند.
در بسیاری از موارد یک رشته را با دو اسم صدا میزنند. برای اطمینان، توضیح و مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید.
کتابی که به بستر پژوهش شما نزدیکتر باشد، چه از نظر موضوع و چه از نظر روش. مشورت با استاد راهنما بهترین راه است و ما فقط میتوانیم کتابها را در دسترس بگذاریم.
خیر. مردمشناسی امروز دربارهی شهر، خانواده، فناوری، پزشکی و هر چیز دیگری هم که به زندگی آدمها مربوط باشد مینویسد.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای دیدن وضعیت هر کتاب، صفحهی خود آن کتاب را ببینید.
نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و پیش از سفارش میتوانید آن را بخوانید.
مردمشناسی به ما یاد میدهد آدمها را با دقت و احترام بشناسیم و عادتهای خودمان را هم مثل عادتهای دیگران بررسی کنیم. چه دانشجو باشید و چه خوانندهای که فقط کنجکاو است، در این دسته کتابی هست که پرسش شما را جدی میگیرد. کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید. کمتر مطالعهای هست که نگاه شما را به مردم اطرافتان اینقدر عوض کند.