تلویزیون و هنرهای دیجیتالی
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
تیتراژ یک برنامهی تلویزیونی که در چند ثانیه اسم و حال و هوای برنامه را به شما میگوید، نوشتههای متحرکی که روی تصویر مینشینند، صحنهای که در واقعیت هرگز فیلمبرداری نشده اما کاملا باورپذیر است؛ همهی اینها محصول ترکیب مهارت تصویری با نرمافزار و فکر هستند. در دستهی تلویزیون و هنرهای دیجیتالی کتابجم کتابهایی گرد آمده که به همین دنیا میپردازند: از فهم فرایند تولید تلویزیونی تا آموزش نرمافزارهای موشنگرافیک، تدوین و جلوههای ویژه. این صفحه به شما میگوید در این حوزه چه چیزهایی هست، چه کتابی به چه کسی میخورد و برای یادگیری از کجا شروع کنید.
چه دانشجوی هنر و رسانه باشید، چه طراحی که میخواهد به سمت حرکت و تصویر متحرک برود، و چه علاقهمندی که میخواهد فیلمهای خانوادگی یا ویدیوهای خودش را حرفهایتر کند، ادامهی این مقاله برای شماست.
این عنوان دو دنیا را کنار هم میگذارد. یکی تلویزیون، یعنی رسانهای که از دههها پیش تصویر و صدا را به خانهها رسانده و شیوهی تولیدش قاعدهها و حرفههای خودش را دارد: تهیهکننده، کارگردان، فیلمبردار، صدابردار، گریم، تدوینگر و طراح گرافیک. دیگری هنرهای دیجیتالی، یعنی هر اثری که با رایانه و نرمافزار ساخته میشود: طراحی، انیمیشن، جلوههای تصویری، موسیقی و چیدمان صدا.
وقتی این دو کنار هم قرار میگیرند، نتیجه چیزی است که هر روز میبینیم: تیتراژ، نماهنگ، آگهی، گرافیک روی صفحهی خبر و بستهبندی تصویری برنامهها. کتاب تلویزیون و هنرهای دیجیتالی، هر کدام از این زمینهها را از یک زاویه بررسی میکند. بعضی دربارهی مبانی و فرایند تولیدند و بعضی آموزش نرمافزار هستند.
مهم است بدانید این دسته با کتابهای عمومی سینما، انیمیشن و گرافیک همپوشانی دارد. اگر دنبال چیز مشخصی هستید، مثلا آموزش یک نرمافزار تصویر متحرک، در همین دسته جستوجو کنید. و اگر به مبانی زیباییشناسی یا تاریخ رسانه علاقه دارید، دستههای همسایه را هم ببینید.
برای درک بهتر کتابهای این حوزه، خوب است بدانید یک برنامه یا محتوای تصویری چه مراحلی را طی میکند. معمولا سه مرحلهی کلی وجود دارد.
همهچیز از ایده شروع میشود. نویسنده یا تهیهکننده ایده را به شکل طرح یا فیلمنامه در میآورد، بودجه و زمانبندی مشخص میشود، گروه انتخاب میشود، مکانها بازدید میشوند و تختهی داستان کشیده میشود. هرچه این مرحله دقیقتر باشد، مراحل بعد کمهزینهتر و کمدردسرتر میشوند.
مرحلهی فیلمبرداری و ضبط است. نور، ترکیببندی نما، حرکت دوربین، ضبط صدا و کار با بازیگر یا مجری در این مرحله انجام میشود. کارهای تصویری که بعدا با رایانه اضافه میشوند هم گاهی از همینجا برنامهریزی میشوند، مثلا فیلمبرداری پشت پردهی سبز برای این که پسزمینه بعدا عوض شود.
تدوین، رنگپردازی، افزودن جلوهها، گرافیک متحرک، صداگذاری و آمادهسازی برای پخش در این مرحله انجام میشود. بخش بزرگی از «هنرهای دیجیتالی» همینجاست و بیشتر کتابهای آموزش نرمافزار هم به این مرحله میپردازند.
موشنگرافیک یعنی به حرکت درآوردن عناصر گرافیکی مثل نوشته، شکل، نماد و تصویر. تیتراژ برنامهها، نوار خبری، نمودارهای متحرک، معرفی محصول و آگهیهای کوتاه اغلب موشنگرافیک دارند. جلوههای ویژه هم از افزودن دود و آتش و باران ساختگی تا ساخت صحنههای کامل را در بر میگیرد.
ابزارهای این کار نرمافزارهای ترکیببندی و حرکت هستند که در آنها هر عنصر را در لایهای جدا میگذارند و هر لایه را در زمان حرکت میدهند. یکی از نرمافزارهای شناختهشده در این زمینه افتر افکت است و کتابهای آموزشی زیادی دربارهی آن در جهان نوشته شده است. کتابهایی که به شکل «کلاس درس در یک کتاب» معرفی میشوند، معمولا پروژهمحورند: شما گامبهگام یک کار را از اول تا آخر انجام میدهید.
اگر میخواهید موشنگرافیک را شروع کنید، بهتر است یک کتاب پروژهمحور بردارید. یادگیری این نرمافزارها فقط با خواندن ممکن نیست و باید همزمان با کتاب کار کنید. فایلهای تمرینی همراه بعضی کتابها اجازه میدهند دقیقا همان کاری را که در کتاب توضیح داده شده انجام دهید. توضیحات صفحهی هر کتاب را بخوانید و ببینید چه چیزی همراهش هست.
پرخوانندهترین نوع کتاب در این دسته، آموزش نرمافزار است. اما انتخاب درست دو نکته دارد که باید به آنها دقت کنید.
نرمافزارها هر چند وقت یک بار بهروز میشوند و ظاهر یا امکاناتشان تغییر میکند. کتابی که برای یک نسخهی مشخص نوشته شده، در نسخههای بعدی هم معمولا اساس کار را درست توضیح میدهد، اما ممکن است نام یا محل بعضی ابزارها فرق کرده باشد. پیش از خرید، ببینید کتاب برای کدام نسخه است و نسخهای که خودتان دارید با آن چقدر فاصله دارد.
کتاب مقدماتی همهچیز را از صفر توضیح میدهد. کتاب پیشرفته فرض میکند شما پایه را میدانید. اگر تازهکارید، از مقدماتی شروع کنید و برای پیشرفته بهسرعت هجوم نبرید.
کتاب پروژهمحور با تمرین قدم به قدم شما را جلو میبرد و برای کسی که میخواهد کار را یاد بگیرد بهتر است. کتاب مرجع همهی ابزارها و تنظیمات را فهرستوار توضیح میدهد و بعد از یادگیری اولیه برای مراجعهی سریع به درد میخورد.
یک نکتهی دیگر: کتابهای آموزش نرمافزار چاپی این مزیت را دارند که میتوانید کنار صفحهی رایانه بگذارید و بدون جابهجایی مدام میان پنجرهها دنبالشان کنید. این ساده به نظر میرسد ولی هنگام کار واقعی تفاوت بزرگی میسازد.
ابزار، تنها بخشی از ماجراست. چند مهارت پایه هست که هر علاقهمند به این حوزه باید بشناسد.
کتابهای خوب این حوزه معمولا فقط دکمهها را نشان نمیدهند بلکه اصلهای بالا را هم پوشش میدهند. اگر فقط کتاب آموزش نرمافزار میخوانید، حتما یک منبع دربارهی مبانی تصویر هم کنارش بگذارید.
خیلی از کارگردانها میگویند فیلم در میز تدوین دوباره نوشته میشود. تدوین یعنی انتخاب، برش و چینش نماها به ترتیبی که داستان را بگوید و ریتم درستی داشته باشد. دو نمای مشابه که پشت سر هم قرار بگیرند، معنایی میسازند که هیچکدام تنها نداشتند.
مبتدیها معمولا تدوین را کار فنی میدانند: بریدن و چسباندن. اما تدوینگر خوب به این فکر میکند که بیننده در هر لحظه چه چیزی را باید ببیند و چه چیزی را حس کند. چند اصل ساده در کتابهای تدوین تکرار میشود: برش روی حرکت، حفظ پیوستگی جهت نگاه و حرکت، تنوع اندازهی نماها و سنجیدن طول هر نما. آشنایی با این اصلها به شما کمک میکند حتی ویدیوهای سادهی خودتان را بهتر بسازید.
در بسیاری از کتابهای تلویزیون و هنرهای دیجیتالی، فصل تدوین همراه با تمرینهایی است: مثلا یک صحنهی مکالمه را از چند نمای مختلف بچینید و ببینید ریتمش چگونه عوض میشود. این تمرین ساده بسیار آموزنده است.
نور چیزی است که تصویر را میسازد. یک صحنهی ساده با نور خوب، حرفهای به نظر میرسد و یک صحنهی مهم با نور بد، ضعیف. در کتابهای تولید تلویزیونی معمولا بخشی به نورپردازی سهنقطهای اختصاص دارد: نور اصلی، نور پرکننده و نور پسزمینه. این شیوهی ساده پایهی بسیاری از مصاحبهها و برنامههاست.
در کنار نور، قاببندی مهم است. اندازهی نما از نمای دور تا نمای بسیار نزدیک، هر کدام حسی را منتقل میکند. نمای دور فضا را نشان میدهد و نمای نزدیک احساس شخصیت را. زاویهی دوربین هم اثر دارد: زاویهی پایین شخصیت را بزرگ و زاویهی بالا او را کوچک نشان میدهد.
این مباحث برای کسی که میخواهد با دوربین گوشی هم فیلم بگیرد کاربرد دارد. ابزار عوض میشود ولی اصلهای نور و قاب یکی است. کتاب خوب، این اصلها را با مثال تصویری توضیح میدهد. پس هنگام انتخاب به این توجه کنید که کتاب چند نمونهی تصویری و نمودار دارد.
وقتی صدا خوب است متوجهش نمیشویم، اما وقتی بد است همهچیز خراب میشود. ضبط صدای تمیز، حذف نویز، تنظیم بلندی و اضافه کردن موسیقی و جلوهی صوتی، بخش مهمی از پستولید است. مبتدیها معمولا برای تصویر وقت زیاد میگذارند و صدا را در آخر میگذارند.
چند نکتهی ساده که در بیشتر منابع آمده: میکروفن را تا حد امکان نزدیک منبع صدا بگذارید. محیط ضبط را ساکت کنید. صدا را با هدفون کنترل کنید و فقط به بلندگوی رایانه اکتفا نکنید. موسیقی زمینه نباید صدای گوینده را بپوشاند.
اگر میخواهید صداگذاری را جدی بگیرید، کتابهایی در حوزهی صدابرداری و میکس هم هست که کنار کتاب تصویر بسیار مفیدند.
رنگپردازی یعنی تنظیم رنگ و روشنایی تصویر برای ساختن حال و هوای مشخص یا یکدست کردن نماهایی که در شرایط مختلف گرفته شدهاند. صحنهای که در آفتاب و صحنهای که در سایه گرفته شدهاند، با رنگپردازی میتوانند یکدست به نظر برسند. رنگپردازی هنری دقیق و پرجزئیات است و کتابهای اختصاصی دارد.
کلیدزنی یا حذف پسزمینه، روشی است که در آن پسزمینهی یکرنگ، معمولا سبز یا آبی، از تصویر برداشته میشود و بهجایش تصویر دیگری قرار میگیرد. اخبار هواشناسی و بسیاری از جلوههای ویژه از همین روش بهره میبرند. برای نتیجهی خوب، نور یکنواخت روی پرده و فاصلهی سوژه از پرده اهمیت زیادی دارد. کتابهای آموزش جلوههای ویژه این نکتهها را با جزئیات توضیح میدهند.
هر دو مهارت با نرمافزارهای ترکیببندی انجام میشوند و کسی که موشنگرافیک را یاد میگیرد، معمولا اینها را هم میآموزد. پس اگر کتابی که میخرید فصلهایی برای این دو موضوع دارد، نقطهی قوت آن کتاب است.
یکی از بهترین پروژهها برای تمرین در حوزهی تلویزیون و هنرهای دیجیتالی، ساخت یک تیتراژ کوتاه است. تیتراژ همهی مهارتهای پایه را میطلبد: ایده، طراحی حروف، رنگ، حرکت، ریتم، صدا و تدوین. و چون کوتاه است، میشود آن را تمام کرد و دید.
برای شروع، این مراحل را امتحان کنید. اول یک برنامهی خیالی انتخاب کنید و دو سه کلمه دربارهی حال و هوایش بنویسید. بعد رنگها و قلم را تعیین کنید. سپس چند طرح ساده روی کاغذ بکشید که نشان دهد نوشتهها چگونه وارد و خارج میشوند. آنگاه در نرمافزار، هر عنصر را در لایهی جدا بسازید و حرکتش را تنظیم کنید. در پایان موسیقی یا صدا اضافه کنید و نسخهی نهایی را ببینید.
بعد از تمام شدن، آن را به چند نفر نشان دهید و بپرسید چه حسی گرفتند. بازخورد سادهی «چه چیز را دوست داشتی و چه چیز را نه» برای رشد شما کافی است. سپس همین کار را با یک ایدهی دیگر تکرار کنید. بعد از چند تیتراژ کوچک، تفاوت کیفیت را حس میکنید.
تلویزیون در قرن بیستم به یکی از اصلیترین رسانههای جهان تبدیل شد و شکل فکر و زندگی مردم را تغییر داد. در طول دههها، فناوری تصویر از سیاهوسفید به رنگی و بعد به دیجیتال رسید. با ورود رایانه، ساخت گرافیک و جلوهی تصویری از دستساز به رایانهای رفت و ابزارهایی که روزی فقط در استودیوهای بزرگ بود، به رایانهی خانگی رسید.
این تغییر باعث شد امروز کسی با یک رایانه و کمی آموزش بتواند کاری تولید کند که پیشتر نیاز به تجهیزات گران داشت. کتابهای آموزشی هم همین را نشان میدهند: آموزشها بیشتر به سمت پروژهمحور و عملی رفتهاند. اگر میخواهید بدانید ابزار امروز از کجا آمده، یک کتاب تاریخ رسانه یا تاریخ سینما و تلویزیون میتواند جالب باشد.
یکی از نگرانیهای رایج این است که برای کار با نرمافزارهای تصویر متحرک، رایانهی بسیار قوی لازم است. واقعیت این است که نرمافزارهای ترکیببندی و تدوین منابع زیادی میخواهند و رایانهی ضعیف با آنها کند میشود. اما برای تمرینهای ساده و کوتاه، رایانهی متوسط هم کفایت میکند. بهتر است مشخصات لازم نرمافزار را از منبع رسمی همان نرمافزار بخوانید، چون در طول زمان تغییر میکند.
چند اصل کلی وجود دارد: حافظهی کافی و فضای ذخیرهی مناسب برای فایلهای ویدیویی مهم است، چون ویدیو فضای زیادی میگیرد. صفحهی نمایش با رنگ دقیق برای رنگپردازی اهمیت دارد. و در کنار همهی اینها، نظم در ذخیرهسازی فایلها و نسخهی پشتیبان، از هر سختافزاری مهمتر است.
پیش از سرمایهگذاری روی سختافزار، با تمرینهای ساده و ابزارهایی که دارید شروع کنید. بعد از آن که مطمئن شدید این حوزه برایتان جذاب است، تصمیم بگیرید چه چیزی را ارتقا دهید.
هنرهای دیجیتالی در تلویزیون، جدا از هنرهای همسایه نیست. اگر به فیلمسازی و روایت علاقه دارید، کتابهای سینما فرایند فیلمسازی، فیلمنامه و تاریخ فیلم را روشن میکنند. اگر شخصیتپردازی و حرکت طراحیشده برایتان جذاب است، کتابهای انیمیشن اصلهای حرکت و داستانگویی متحرک را میآموزند.
برای طراحی عناصر بصری مانند لوگو، حروف و ترکیببندی صفحه، ارتباط تصویری (گرافیک) منبع اصلی است. و اگر میخواهید بنویسید و روایتی برای صحنه بسازید، ادبیات نمایشی و نمایش (بازیگری و کارگردانی) کتابهای مفیدی دارند.
همهی این دستهها زیر چتر هنر و معماری جمع میشوند. اگر میخواهید تصویر بزرگتر را ببینید، سری به آن دسته بزنید.
چون تعداد کتابهای چاپی فارسی در حوزهی تلویزیون و هنرهای دیجیتالی محدود است، انتخاب دقیقتر ارزش دارد. سه سؤال از خودتان بپرسید. اول، هدف من چیست: یادگیری یک نرمافزار، فهم فرایند تولید یا آماده شدن برای درس؟ دوم، سطح من کجاست: تازهکار، متوسط یا حرفهای؟ سوم، نرمافزار و نسخهای که استفاده میکنم کدام است؟
با جواب این سه پرسش، صفحهی هر کتاب را بخوانید. اگر کتابی رسمی و از سوی سازندهی نرمافزار منتشر شده باشد، معمولا ساختار آموزشی منظمی دارد. اگر مجموعهمقاله یا کتاب نظری است، به فهرست مطالب نگاه کنید تا ببینید با نیاز شما جور است. و اگر کتاب ترجمه است، به نام مترجم و توضیح ویراست توجه کنید.
اگر در دستهی تلویزیون و هنرهای دیجیتالی چیزی که میخواهید را پیدا نکردید، به دستههای سینما و نقاشی هم سر بزنید. گاهی کتاب دربارهی تصویر و رنگ در یکی از دستههای همسایه است.
یادگیری تولید تصویر و هنرهای دیجیتالی، مسیر مشخصی دارد که ترتیب آن میتواند به شما کمک کند.
در تمام این مسیر، کتاب همراه شماست. اما بدون تمرین نتیجه نمیگیرید. هر روز حتی نیم ساعت کار عملی، از چند ساعت مطالعهی بیعمل بهتر است.
مبتدیها اغلب عاشق جلوهها هستند و فراموش میکنند که ایده و روایت باید اول باشد. جلوهی زیبا روی ایدهی ضعیف، هنوز ضعیف است.
خواندن کتاب آموزش نرمافزار بدون کار عملی، مثل خواندن کتاب رانندگی بدون نشستن پشت فرمان است.
بیننده تصویر ضعیف را زودتر میبخشد تا صدای بد را. مبانی صدا را جدی بگیرید.
شناخت ترکیببندی و نور به کار هر ابزاری میآید. نرمافزار عوض میشود اما این مبانی ثابت میمانند.
تقلید از یک نمونه برای یادگیری خوب است، اما اگر همیشه تقلید کنید، سبک خودتان شکل نمیگیرد. بعد از چند تمرین، ایدهی خودتان را امتحان کنید.
برای درسهای تولید، تدوین و گرافیک متحرک، هم کتاب مبانی و هم آموزش نرمافزار لازم است. فهرست منابع درس را با استاد بررسی کنید.
طراحی که میخواهد کارش را به حرکت درآورد، با یک کتاب موشنگرافیک آغاز میکند. اصول طراحی را میدانید و فقط باید زمان را اضافه کنید.
کسی که ویدیو برای شبکههای اجتماعی یا کسبوکار خودش میسازد، با یادگیری تدوین و گرافیک متحرک، کیفیت کارش را بالا میبرد.
معلمهایی که میخواهند ویدیوی آموزشی بسازند، از کتابهای این حوزه برای یادگیری اصول تولید و ارائهی تصویری بهره میبرند.
اگر فقط کنجکاو هستید، یک کتاب پروژهمحور کوچک با تمرینهای ساده، لذت آفرینش را به شما نشان میدهد.
کتاب مقدماتی و پروژهمحور دربارهی یکی از نرمافزارهای رایج، که مراحل را قدم به قدم توضیح بدهد و فایل تمرین همراه داشته باشد.
مبانی معمولا ثابتاند و در نسخهی جدید هم کار میکنند. ممکن است جای بعضی ابزارها یا نامشان کمی فرق کرده باشد و لازم شود کمی جستوجو کنید.
لازم نیست نقاش ماهر باشید. شناخت ترکیببندی و رنگ کمک میکند و با تمرین به دست میآید.
کتابهای این دسته بیشتر به تولید تلویزیونی و ابزارهای دیجیتال میپردازند. کتابهای سینما و انیمیشن تمرکز بیشتری بر روایت، تاریخ و فن آن رشتهها دارند. هر دو مکمل هماند.
بله، بسیاری از آنها مکمل مناسبی برای درسهای عملیاند. هماهنگی با سرفصل درس را بررسی کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. وضعیت هر کتاب را در صفحهی خودش ببینید.
نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
دنیای تلویزیون و هنرهای دیجیتالی ترکیبی از ایده، مهارت فنی و ذوق است. کتاب درست میتواند مسیر یادگیریتان را کوتاه کند، اما هیچ کتابی جای تمرین را نمیگیرد. اگر تازهکارید، با یک کتاب پروژهمحور شروع کنید و مبانی تصویر را فراموش نکنید. اگر حرفهای هستید، منابع تخصصیتر و مرجع را کنار دست بگذارید. کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید.