پژوهشی جامعه شناختی در نثر داستانی جدید فارسی
۳۱۲
صفحه
۱۳۹۷
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
پژوهش حاضر در باب ادبیات داستانی پدیدآمده میان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی است. محتوا و مفهوم آثاری بررسی و ارزیابی شده است که بهنظر میرسد بیشترین ارزش را از برای فهم شکوفایی اجتماعی ایران داراست. پیش از تحلیل آثار نویسندگان، طرحی از زمینه تاریخی و میراث فرهنگهای کلاسیک و عامه با بخشی کوتاه درباره نوشتههای زمینهساز دوران پیش از انقلاب مشروطه بههمراه
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- جامعهشناسی
- شناسه کالا
- kj-755418
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۱۵۷۲۴۱
- تعداد صفحه
- ۳۱۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۴۱۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۷
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از توس
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ابوالقاسم سری
مشاهدهی همهتوضیحات
پژوهش حاضر در باب ادبیات داستانی پدیدآمده میان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی است. محتوا و مفهوم آثاری بررسی و ارزیابی شده است که بهنظر میرسد بیشترین ارزش را از برای فهم شکوفایی اجتماعی ایران داراست. پیش از تحلیل آثار نویسندگان، طرحی از زمینه تاریخی و میراث فرهنگهای کلاسیک و عامه با بخشی کوتاه درباره نوشتههای زمینهساز دوران پیش از انقلاب مشروطه بههمراه توصیف شیوهها و تاثیرهای سانسور و ابزارهایی که نویسندگان برای گریز از آن بهکار میبردند پیش چشم خواننده نهاده شده است. *************************** چکیده این کتاب بهبررسی ادبیات داستانی جدید ایران میپردازد که رویش تازهای است که از بیداری ملی پایان سده نوزدهم و انقلاب مشروطه ۱۹۰۶م. نشأت یافته است. این ادبیات در ضمن حفظ عناصر مرده ادبیات کلاسیک پارسی، مستقیم یا نامستقیم از قالبهای اروپایی تأثیر پذیرفته، گرایشی کلی را نسبت به واقعباوری اجتماعی نشان میدهد. این ادبیات بازتاب کنندۀ دگرگونیهای اجتماعی بزرگی است که ایران در طی هفتاد واند سال، میان (۱۹۰۶م./ ۱۲۸۴خ.) و(۱۹۷۹م./ ۱۳۵۸خ.) با آنها دست بهگریبان بوده است. برونداد (یا محصول) ادبی دورانهای پیاپی گواه دگرگونیهای بزرگ در نگرشهای (یا طرز تلقی) متداول و علاقه های اجتماعی است. بخش نخست به زمینۀ تاریخی و اجتماعی تا سال (۱۹۷۹ م./ ۱۳۵۸خ.) میپردازد. بخش دوم به ویژگی های اجتماعی ادبیات کلاسیک و عامه پرداخته، دربارۀ آثاری ویژه بحث میکند که در دورۀ زمینه ساز پیش از سال (۱۹۰۶م./۱۲۸۴خ.) پدید آمدند. بخش سوم پژوهشی است دربارۀ ادبیات مدرن ایران که به سه دوره بخش شده: ۱۲۸۴-۱۳۱۹خ. : آن هنگام که نگرش غالب ملت باوری گیتیانه، افتخار به گذشته ایران را با گرایش به مدرن گری در هم آمیخته بود. ۱۳۱۹-۱۳۳۲خ. : آن هنگام که دشمنی با خودکامگی (پس از تجربههای حکومت رضاشاه) با نگرش سیاسی که رویهمرفته بیشتر سوسیالیستی بود تا لیبرال (آزادیخواه) و گاه نیز ضد روحانی بود، جوش خورده بود. ۱۳۳۲-۱۳۵۸خ. : آنگاه که در میان گرایشهای گوناگون مهمترین نگرانیها دربارۀ وضع تهیدستان و هویت فرهنگ ملی بود. از آنجا که کوششهای ادبی در دوران هر دو شاه پهلوی با سانسور روبهرو بود و از آن تأثیر میپذیرفت، در بخش سوم از سرشت و میزان دگرگون شونده، شدت سانسور و ابزارهای طفرهرفتن نویسندگان از آن، بحث میشود. و دو گرایش اصلی این دوران به همپوشانی یکدیگر میپردازند، زیرا هر یک نماینده دگرگونی ناگهانی علیه مدرنگری شتابآلود و تحمیلی است. بدیهی است که برخی از نویسندگان بیشتر نگران سختیهای اقتصادی و اجتماعی تودهها بودند و برخی دیگر بیشتر نگران تأثیرهایی که بر فرهنگ سنتی اسلامی و شیوه زندگانی تودهها میگذاشت. *************************** پیشگفتار دیوید برادی ( رئیس کتابخانۀ دانشگاه منچستر) نخستین بار که رضا را دیدم پس از مرگ یکی از همکاران؛ یعنی جان .ا. بایل، استاد پژوهشهای پارسی در دانشگاه منچستر بود. همسر جان از من خواسته بود تا در فروش کتابخانه آن فقید کمک کنم و علاقه رضا به کتاب، او را از دورهام به منچستر کشانده بود تا در مجموعه کتاب های مربوط به فرهنگ ایران تحقیق کند. آن مجموعه را بعد کتابخانه جان ری لندز۲ منچستر خریداری کرد. پیوستن به هنگام رضا به ما – کارمندان کتابخانه جان ری لندز – توفیقی بود. وی برای فراهم کردن فهرستی از نسخه های خطی پارسی کتابخانه به اینجا آمده بود. در بحبوحۀ کوشش هایش در راه فراهم کردن این فهرست بود که از ناگاه بهگونهای غمانگیز او را از جمع ما گرفتند. دوست میداشتم او را بهتر بشناسم، بدبختانه روزگار با ما دمساز نبود. وضع کار ما نیز چنین بود. آنگاه که رضا در کتابخانه جان ری لندز در میان شهر کار میکرد، من نزدیک یک مایل دورتر در کتابخانه اصلی دانشگاه به کار گماشته شدم. گهگاه شبحوار از کنار هم میگذشتیم؛ به مثل، گاه که با دوچرخه به کتابخانه میرفتم او را در حال گذشتن از پهنای خیابان برای سوار شدن به اتوبوس میدیدم که از آپارتمان خود در ویلی رنج۳ در دینزگیت ۴ آمده بود، میایستادیم و چند کلمهای سخن گفته سپس ناچار باز راه خود میگرفتیم. گاه رضا پیشرفتی را که در فهرست برداری از نسخههای خطی حاصل کرده بود نشانم میداد، گاه برای کمک به من و پاسخ دادن به پرسشها و رفع تردیدهایی که در نسخه برداری و طبقه بندی کردن کتابهای پارسی داشتم، به کتابخانه اصلی میآمد. در اثر آگاهی بسیاری که در تاریخ و ادبیات ایران داشت پاسخهایش همیشه سخت بر من اثر داشت، گواه این مدعا نه همین رسالۀ دکترای او در دورهام، بلکه فهرست کتابشناسی ایران است که در سلسله نشریههای کتاب شناختی جهان در سال ۱۹۸۸م. به چاپ رساند. اما آنچه بیش از دانش او برما اثر داشت، منش او بود. درگذ

















