
سرمایه و ایدئولوژی
نوشتهی توماس پیکتی
هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باشقیمت از
۱٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
کتاب «سرمایه و ایدئولوژی» نوشتۀ توماس پیکتی ترجمۀ جلال علوینیا گزیده ای از متن کتاب فصل نخست جامعههای سهگانه: نابرابری سهکارکردی هدف دو بخش نخست این کتاب بررسی تاریخ رژیمهای نابرابریگرایانه در چشماندازی بلندمدت است. بهویژه، کوشش خواهیم کرد بغرنجی و کثرت روندها و مسیرهایی را بهتر درک کنیم که باعث شدهاند جامعههای سهگانه و بردهدار باستان، در قرن نوز
نسخههای موجود
۱٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
ناشر:فرهنگ نشر نوسرمایه و ایدئولوژی
ترجمهی حسین راغفر
۱٬۱۴۴ صفحهرقعیگالینگور (جلد سخت)چاپ ۱۴۰۵شابک ۹۷۸۶۰۰۴۹۰۴۷۸۰۴٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از فرهنگ نشر نو
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی حسین راغفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی جلال علوی نیا
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «سرمایه و ایدئولوژی» نوشتۀ توماس پیکتی ترجمۀ جلال علوینیا گزیده ای از متن کتاب فصل نخست جامعههای سهگانه: نابرابری سهکارکردی هدف دو بخش نخست این کتاب بررسی تاریخ رژیمهای نابرابریگرایانه در چشماندازی بلندمدت است. بهویژه، کوشش خواهیم کرد بغرنجی و کثرت روندها و مسیرهایی را بهتر درک کنیم که باعث شدهاند جامعههای سهگانه و بردهدار باستان، در قرن نوزدهم جای خود را به جامعههای مالکان و جامعههای استعمارگر پسابردهدار بدهند. در بخش نخست، بیشتر به مورد جامعههای سهگانۀ اروپایی و تبدیل آنها به جامعههای مالکان میپردازیم. در بخش دوم، مورد جامعههای بردهدار و استعمارگر، و چگونگی تحول جامعههای سهکارکردی غیراروپایی براثر تماس با قدرتهای اروپایی را بررسی میکنیم. سپس، در بخش سوم، بحران جامعههای مالکان و جامعههای استعمارگر در قرن بیستم، زیر ضربۀ جنگهای جهانی و چالش کمونیسم، را تحلیل میکنیم. سرانجام، در بخش چهارم، چگونگی نوزایش این جامعهها و دگرگونی ممکن آنها در دنیای پسااستعماری و نومالکیتگرایانۀ پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم را مطالعه میکنیم. منطق سهکارکردی: دینیاران، اشراف، طبقۀ سوم این بررسی را با مطالعۀ جامعههایی آغاز میکنیم که من آنها را «جامعههای سهگانه» میخوانم. این جامعهها قدیمیترین و گستردهترین گروه رژیمهای نابرابریگرایانه در تاریخ را تشکیل میدهند. بهعلاوه، آنها اثر پایدار خود را بر دنیای کنونی گذاشتهاند و بدون تحلیل آغازین این زاهدان اولیۀ نابرابری اجتماعی و توجیهگری آن، نمیتوان دگرگونیهای سیاسیایدئولوژیک بعدی را بهدرستی بررسی کرد. جامعههای سهگانه در سادهترین شکل خود از سه گروه اجتماعی متمایز تشکیل میشوند که هر یک از آنها کارکردهای بنیادینی را در خدمت کل جامعه و ضروری برای ماندگاری آن بر عهده میگیرد: دینیاران، اشراف، و طبقۀ سوم. دینیاران طبقۀ دینی و فکری را تشکیل میدهند و هدایت معنوی جامعه، ارزشها و آموزش آن را بر عهده دارند؛ آنان به تاریخ و آیندۀ جامعه معنا میبخشند و در این راه، هنجارها و راهنماهای فکری و اخلاقی لازم را فراهم میآورند. اشراف طبقۀ جنگاور و نظامی را تشکیل میدهند: آنان مسلحاند و امنیت، حفاظت و ثبات کل جامعه را تأمین میکنند و مانع از آن میشوند که جامعه دستخوش بیسامانی همیشگی و رواج دزدی و چپاول شود. طبقۀ سوم از تودههای زحمتکش و غیراشرافی تشکیل میشود: این طبقه بقیۀ مردم، ازجمله دهقانان، پیشهوران و کاسبان را در بر میگیرد؛ آنان به برکت کار خود، به کل جامعه امکان میدهند تغذیه کند، پوشاک خود را فراهم آورد و تولیدمثل کند. میتوان برای توصیف این سنخ تاریخی، از عنوان «جامعههای سهکارکردی» نیز نام برد. این جوامع در عمل اغلب شکلهای بسیار پیچیدهتر و متنوعتری به خود میگیرند و چند زیرطبقه را در هر گروه جای میدهند، ولی طرح کلی توجیهگری، و حتی گاه سازماندهی سیاسی رسمی آنها، بر سه کارکرد یادشده متکی است. این سنخ عمومی سازماندهی اجتماعی را میتوان نهتنها در اروپای مسیحی تا زمان انقلاب فرانسه، بلکه در جامعههای بیشمار غیراروپایی و در اغلب دینها، به صورتهای گوناگون، در چارچوب دین هندو و اسلام شیعی و سنی مشاهده کرد. مردمشناسان در گذشته این فرضیۀ (مردود) را مطرح کردهاند که نظامهای «تقسیم سهگانۀ» جامعه که در اروپا و هند دیده شدهاند، خاستگاه هندواروپایی مشترکی دارند که در اسطورهشناسی و ساختارهای زبانشناختی آنها تشخیص داده میشود. [1] طبق دانش کنونی ما، که بسیار ناکامل است، اینگونه سازماندهی جامعه به سه طبقه درواقع بسیار گستردهتر است و تز خاستگاه یگانه اعتبار ندارد. طرح سهگانه تقریباً در همۀ جامعههای باستانی و در همۀ بخشهای جهان تا خاور دور، در چین و ژاپن، دیده میشود، منتها با گونهگونی اساسی. از این رو، مطالعۀ این گونهگونیها مناسبت دارد، زیرا به لحاظ محتوا، جالبتر از شباهتهای ظاهری آنهاست. شگفتزدگی در برابر آنچه ناملموس است یا ناملموس فرض میشود، اغلب از گونهای محافظهکاری سیاسی و اجتماعی حکایت میکند؛ در حالی که واقعیت تاریخی همواره دگرگونشونده، سرشار از امکانهای پیشبینیناپذیر، سرهمبندیهای نهادی حیرتآور و شکننده، مصالحههای ناپایدار و سمتگیریهای ناتمام است. برای درک این واقعیت و نیز برای آماده کردن خود برای سمتگیریهای آتی، بهتر است شرایط تغییر اجتماعیتاریخی را دستکم به همان اندازۀ شرایط حفاظت تحلیل کرد. این امر دربارۀ جامعههای سهگانه و دیگر جامعهها نیز صدق میکند. برای پیشروی در این تحلیل، مقایسۀ پویاییهای بلندمدت مشاهدهشده در محیطهای بسیار متفاوت، بهخصوص در اروپا و هند، و در کل در چشماندازی تطبیقی و




























































