( کتاب اسیب دیده ) کاوش درونی
درباره کتاب ( كتاب آسيب ديده ) کاوش درونی همچو آن وقتی که خواب اندر رَوی تو ز پیش خود به پیش خود شَوی تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق بلک گردونی و دریای عمیق مولانا «واقعا اینطوری شد یا در خواب دیدی؟» گویی که خوابْ واقعی نیست. رابرت جانسون، روانشناس یونگی، در این کتاب به ما نشان میدهد که چرا و چطور خواب و تخیل «واقعیتر از واقعی» است. این کتاب نخست به رابطه
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کد تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحض موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-299363
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از بینش نو
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی آرش منجم
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب ( كتاب آسيب ديده ) کاوش درونی همچو آن وقتی که خواب اندر رَوی تو ز پیش خود به پیش خود شَوی تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق بلک گردونی و دریای عمیق مولانا «واقعا اینطوری شد یا در خواب دیدی؟» گویی که خوابْ واقعی نیست. رابرت جانسون، روانشناس یونگی، در این کتاب به ما نشان میدهد که چرا و چطور خواب و تخیل «واقعیتر از واقعی» است. این کتاب نخست به رابطه میان ناهشیاری و هشیاری میپردازد و به خوبی جوهره مباحث نظری را به زندگی روزمره پیوند میدهد؛ به نحوی که خواننده میتواند حضور ناهشیار را در زندگی روزمره خود احساس کند. درمییابیم که همه ما نه تنها ناگزیر از درآغوشکشیدن ناهشیارمان هستیم بلکه بهرهمندی از ثروتهایی که در عمق وجودمان است، چه غفلت عظیمی میتواند باشد. از نظرگاه یونگ، دو شاهراه مهم برای رفتن به قلمرو ناهشیاری وجود دارد: رؤیاها و تخیل فعال. ما ناگزیریم که سراغ ناهشیار برویم؛ چراکه اگر چنین نکنیم، ناهشیارمان به شکل اختلال روانی، ناراحتیهای جسمانی، و روابط معیوب سراغ ما میآید. ( كتاب آسيب ديده ) کاوش درونی قسمتی از کتاب: به نظرم هیچ توصیفی بهتر از این چند بیت برای مضمون این کتاب نمیتوان آورد و نوشتن بیشتر از جانب من، سخنفرسایی خواهد بود. اما ترجمه این کتاب، به نوبه خودش نوعی کاوش درونی بود. در دوران لیسانسم دو قهرمانِ کاملاً متضاد داشتم: اسکینر و یونگ. وقتی استاد ارجمندم دکتر نیما قربانی ترجمه این کتاب را به من پیشنهاد کردند، داشتم بال در میآوردم. اما دیری نگذشت که چالش آغاز شد: از یکسو کتاب مرا به خودش میکشید، قلبم را گرم میکرد، تجربههای عمیقی را که رهایشان کرده بودم به رخم میکشید، از من میخواست بیشتر و بیشتر به خودم گوش کنم، و خلاصه دعوتی بود رسا و گیرا برای کاوش درونی و کنارگذاشتن فرارهایم از ناهشیار. اما از سوی دیگر مرا وسواسی میکرد، شواهدش به نظر کافی نمیرسیدند، «از کجا معلوم»ها دست از سرم بر نمیداشتند، و در کل صدای آژیرهای «خطر روش تحقیق» مسئول سابق آزمایشگاه دانشکده روانشناسی لحظهای گوشهایم را رها نمیکردند. بزرگترین دستآورد ترجمه این کتاب برای من این بود که در نهایت پذیرفتم که از شکاف میان دو قهرمان نوجوانیام، میان درون و بیرون، میان آپولو و دیونوسوس، فرار نکنم. امیدوارم برای خوانندگانی که شانس خواندهشدن به این کتاب میدهند نیز، کاوشی درونی باشد. بازگشت به فروشگاه وبسایت دکتر نیما قربانی
















