پرش به محتوای صفحه

زندگی این پسر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۴۰

صفحه

۱۴۰۰

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

جملاتی از کتاب زندگی این پسر هرازگاهی شبی می‌رسید که جز نشستن و گریه‌کردن هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد. مثل هرکسِ دیگری، او هم همزمان چیزهای متفاوتی می‌خواست؛ قلب آدمی جنگلِ تاریکی است. قدرت فقط وقتی لذت‌بخش است که به رسمیت شناخته شود و بقیه از آن بترسند. شهامت و بی‌پروایی در ضعیفان برای قدرتمندان دیوانه‌کننده است. هر مسابقه را با این باور آغاز می‌کردم که قرار

۸۲٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
زندگی‌نامه و خاطرات
شناسه کالا
kj-434984
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۵۴۰۷۲۲
تعداد صفحه
۲۴۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از توبیاس ولف

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب کوچک (88) شکارچیان در برف (نیلا)

توبیاس ولف

ترجمه‌ی ادریس رنجی

نیلا

۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از میلکان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رهبری با آرامش (تسخیر قلب ها و ذهن ها و پیروز شدن در مسابقات)

کارلو آنچلوتی

ترجمه‌ی شورش بشیری

میلکان

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زنی پشت پنجره

ای.جی.فین

ترجمه‌ی راضیه مرادی

میلکان

۴۸۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شیر تلخ

الیف شافاک

ترجمه‌ی سیامک تقی زاده، شالیز فدایی نیا

میلکان

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هرگز به جایی نمی رسد! (خلق نت فلیکس و سرگذشت معرکه ی یک ایده)
۳۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قهرمان در ماموریت (راهی به سوی معنابخشی به زندگی)

دانلد میلر

ترجمه‌ی اعظم مصلحی

میلکان

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهره وری آهسته (هنر گمشده ی رسیدن به موفقیت بدون فرسودگی)

کال نیوپورت

ترجمه‌ی مائده نصیری شریفی

میلکان

۲۱۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی ناممکن

مت هیگ

ترجمه‌ی مهسا صباغی

میلکان

۳۴۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی بدن نه می گوید (بهای استرس پنهان)

گبور مته

ترجمه‌ی فهیمه بختیاری

میلکان

۹۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی دلخواه تان را بسازید (علم و هنر شادکامی)

اپرا وینفری، آرتور سی. بروکس

ترجمه‌ی هانیه علیایی

میلکان

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آن چه پرنده کوچک به من آموخت (خاطرات هم بنیان گذار توییتر)
۲۴۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بریت ماری اینجا بود

فردریک بکمن

ترجمه‌ی سمانه پرهیزکاری

میلکان

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب از دل بی نظمی (جدال هر روزه برای نظم بخشیدن به زندگی با وجود اختلال ADHD)
۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرضیه ی دل آسودگی (با تغییری ساده بر زندگی تان مسلط شوید)

مل رابینز

ترجمه‌ی هانیه علیایی

میلکان

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تقصیر تو نیست (شناخت خود شیفته ها و التیام از زخم های رابطه با آن ها)
۶۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهایی (شناسایی الگوهای شرطی شده،رهایی از بند گذشته و تجلی خود حقیقی تان)
۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قدرت عذرخواهی (گام هایی شفابخش برای دگرگون کردن تمام روابط شما)
۳۵۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

جملاتی از کتاب زندگی این پسر هرازگاهی شبی می‌رسید که جز نشستن و گریه‌کردن هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد. مثل هرکسِ دیگری، او هم همزمان چیزهای متفاوتی می‌خواست؛ قلب آدمی جنگلِ تاریکی است. قدرت فقط وقتی لذت‌بخش است که به رسمیت شناخته شود و بقیه از آن بترسند. شهامت و بی‌پروایی در ضعیفان برای قدرتمندان دیوانه‌کننده است. هر مسابقه را با این باور آغاز می‌کردم که قرار بود برنده شوم، و مسابقه را با این باور به پایان می‌بردم که من باید برنده می‌شدم. اما او شجاعت و انضباط آلمانی‌ها را می‌ستود و می‌گفت به‌نظر او در جنگ طرفِ گروه اشتباه را گرفته بودیم. باید به مسکو حمله می‌کردیم، نه برلین. به‌رغم همه‌چیز، ما دهاتی بودیم، و برای یک دهاتی نقطهٔ عطفِ سفر به شهر لحظهٔ ترکِ شهر است، لحظه‌ای که شهر همچون تله‌ای که دیر بسته شده، پشت‌سرش بسته می‌شود. راجع به من چه فکری می‌کرد؟ از نکوهش و نارضایتی‌اش می‌ترسیدم، اما بیش از آن از درک‌نکردنش می‌ترسیدم. حتی از احساسِ تمسخرش درقبالِ چیزی که نمی‌توانست درکش کند هم وحشت داشتم. قربانی‌ها سزاوار سرزنش‌اند؛ بگذار مردم هرقدر دوست دارند تظاهر کنند که این‌طور نیست؛ خودی باشی بهتر است تا غریب بیفتی؛ مغروربودن بهتر از مهربان‌بودن است؛ و همرنگ جماعت بودن بهتر از تنهابودن است، چون این‌طوری بیش‌تر خوش می‌گذرد. درباره کتاب زندگی این پسر تفنگ را پر کردم، یک فشنگ وارد لوله شد، انگشتم بدون فشار روی ماشه بود، و از طریق مگسک تفنگ هر کسی را که رد می‌شد نشانه می‌گرفتم: زن‌های کالسکه‌به‌دست، بچه‌ها، مأموران شهرداری که می‌خندیدند و یکدیگر را صدا می‌زدند. هر کس از زیر پنجره‌ی ما رد می‌شد‌، مجبور بودم لب‌هایم را گاز بگیرم تا جلوی خنده‌ای را بگیرم که از سر شور و شوقم به‌خاطر برتری‌ام از آن‌ها و تصورِ احساسِ امنیتِ بی‌معنی و معصومانه‌شان بر لبم می‌نشست. اما بعد از مدتی، این معصومیت آزارم می‌داد. یک‌جور عصبانیت عجیب‌غریب بود که سال‌ها بعد در وجود همخدمتی‌های دوران سربازی‌ام دیدم، و وقتی‌که شهروندان غیرمسلح ویتنامی را به‌صورت گروهی جمع می‌کردیم و آن‌ها با ما حرف می‌زدند، خودم هم چنین حسی را تجربه کردم. قدرت فقط وقتی لذت‌بخش است که به رسمیت شناخته شود و بقیه از آن بترسند. شهامت و بی‌پروایی در ضعیفان برای قدرتمندان دیوانه‌کننده است. یک روز بعدازظهر ماشه را کشیدم. به‌سمت زن و مرد مسنی نشانه گرفته بودم. آن‌ها آن‌قدر آهسته حرکت می‌کردند که وقتی به پیچِ انتهای تپه رسیدند، پاک کنترلم را از دست دادم. باید شلیک می‌کردم. نگاهی به سروته خیابان انداختم. خیابان خالی بود. به‌جز دو سنجاب که روی سیم‌های تلفن دنبال یکدیگر افتاده بودند، هیچ جنبنده‌ای آن‌جا نبود. یکی از سنجاب‌ها را با نشانه دنبال کردم. نهایتاً سنجاب لحظه‌ای بی‌حرکت ایستاد و من هم شلیک کردم. سنجاب مستقیم افتاد در خیابان. خودم را در تاریکی عقب کشیدم و منتظر ماندم تا اتفاقی بیفتد. مطمئن بودم یک نفر صدای شلیک را شنیده یا سقوط سنجاب به خیابان را دیده بود. اما صدایی که به‌نظر من خیلی بلند می‌رسید برای همسایگان‌مان چیزی بدتر از صدای محکم‌کوبیدنِ درِ کابینت نبود. پس ‌از مدتی دزدکی نگاهی به خیابان انداختم. سنجاب کاملاً بی‌حرکت بود؛ شبیه شالی که یک نفر روی زمین انداخته باشد.

۸۲٬۰۰۰تومان