پرش به محتوای صفحه

نازنین و بوبوک

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب “نازنین و بوبوک” نوشتۀ “فیودور داستایوسکی” ترجمۀ “رحمت الهی” گزیده ای از متن کتاب من که بودم و او که بود … خب، تا هنوز او اینجاست، همه‌چیز درست است. نزدیک می‌روم و هر دقیقه نگاهش می‌کنم. اما فردا می‌برندش، چطور، پس من تنها خواهم ماند؟ الان در تالار، روی میز قرار دارد، دو میز بازی را پهلوی هم گذاشته‌اند و نعش، روی آنهاست. ولی فردا، تابوت سفید، سفید مایل

۲۲۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-315681
شابک
۱۴۰۴۰۶۱۵۰۳
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از فیودور داستایوسکى

مشاهده‌ی همه

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی سعیده رامز

افکار

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی ناصر موذن

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برادران کارامازف

اصغر رستگار، فیودور داستایوسکى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یادداشت های زیرزمینی

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی رحمت الهی

نگاه

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شب های روشن

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی رضا ستوده

نگاه

۲۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برج بابل: نازنین

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی یلدا بیدختی نژاد

نشر چشمه

۲۸۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی رحمت الهی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب نازنین و بوبوک

فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی

ترجمه‌ی رحمت الهی

نگاه

۲۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یادداشت های زیر زمینی

فیودار داستا یفسکی

ترجمه‌ی رحمت الهی

علمی و فرهنگی

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یادداشت های زیرزمینی

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی رحمت الهی

نگاه

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یادداشت های زیر زمینی

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی رحمت الهی

نگاه

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یادداشت های زیر زمینی

فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی

ترجمه‌ی رحمت الهی

قدیانی

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاهکارهای کوتاه (شش داستان)،(ادبیات جهان92)

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی رحمت الهی، علی پاک بین

جامی

۹۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب “نازنین و بوبوک” نوشتۀ “فیودور داستایوسکی” ترجمۀ “رحمت الهی” گزیده ای از متن کتاب من که بودم و او که بود … خب، تا هنوز او اینجاست، همه‌چیز درست است. نزدیک می‌روم و هر دقیقه نگاهش می‌کنم. اما فردا می‌برندش، چطور، پس من تنها خواهم ماند؟ الان در تالار، روی میز قرار دارد، دو میز بازی را پهلوی هم گذاشته‌اند و نعش، روی آنهاست. ولی فردا، تابوت سفید، سفید مایل به نقره‌ای [1] خواهد آمد. هرچند اصلاً صحبت از آن نبود… دائماً راه می‌روم و می‌خواهم موضوع را برای خودم روشن کنم. حالا شش ساعت است تلاش می‌کنم که مطلب را روشن کنم. راه می‌روم. راه می‌روم. مرتب قدم می‌زنم… آن واقعه این‌طور بود، با سادگی و به ترتیب حکایت می‌کنم، به ترتیب آقایان. من به‌هیچ‌وجه شخص ادیبی نیستم، خودتان نیز متوجه می‌شوید. هرچه می‌شود، بشود. چنان‌که می‌فهمم، می‌گویم و وحشتم هم از همین‌جاست که همه‌چیز را می‌فهمم! اگر می‌خواهید موضوع را بدانید، یعنی اگر از اول مطلب شروع کنم، چنین بود که او در نهایت سادگی پیش من آمد که اشیایی گرو بگذارد، تا پول آگهی روزنامۀ صدا را بپردازد و آگهی کند که مثلاً «چنین و چنان بانویی، مربی اطفال، حاضر است در خانه تدریس کند و به خارج نیز برود و…» اولش این‌طور بود و بدیهی است که من بین او و دیگران فرقی نمی‌گذاشتم. مثل سایرین بود. می‌آمد و می‌رفت، ولی بعداً به‌تدریج بین او با دیگران تفاوت قائل شدم. قامتی میانه‌بالا داشت. موبور، نازک‌اندام و در معاشرت با من کمی سرد بود و خجالت می‌کشید. تصور می‌کنم که با همۀ بیگانگان همین‌طور بود و طبعاً با من هم که از نظر او غریبه بودم، جز این نبود. البته درصورتی‌که مرا یک انسان فرض می‌کرد، نه یک نفر جیزگر [2] ، کارگشا یا صاحب صندوق رهنی و استقراضی. به محض دریافت پول پشت به من می‌کرد و می‌رفت. همیشه خاموش بود. دیگران جدال می‌کنند، چانه می‌زنند، التماس می‌کنند تا در مقابل گرویی، پول بیشتری بگیرند، ولی او نه، هرچه می‌دادم… به نظرم می‌رسد که گیج شده بودم… بله، اوایل اشیایی که می‌آورد، مبهوتم می‌کرد: گوشواره‌های نقره‌ای مطلا، مدال کوچک بی‌بها و اشیایی که بیشتر از ده کوپک [3] نمی‌ارزید. خودش هم می‌دانست اشیایی که می‌آورد، دیگر ارزشی ندارند. ولی از خطوط چهره‌اش می‌توانستم بفهمم که این اشیا در نظر او بسیار گرانبها هستند، یعنی درحقیقت اینها تمام آن میراثی بود که از پدر و مادرش باقی مانده بود. بعدها این قضیه را فهمیدم. فقط یک بار به خودم اجازه دادم به اشیایی که می‌آورد، با تحقیر لبخندی بزنم. یعنی باید به شما بگویم که در هیچ موقع دیگر، اجازۀ چنین کاری را به خود نمی‌دهم و همواره موقع معامله و تجارت مثل یک جوانمرد رفتار می‌کنم؛ کم‌ حرف می‌زنم، با احترام و سخت‌گیر هستم، سخت‌گیر، سخت‌گیر و سخت‌گیر… ولی یک مرتبه که به خودش اجازه داد که آخرین قطعات باقی‌مانده، به تمام معنی از آخرین قطعات، یعنی یک کمرچین [4] دارای پوست خرگوش ژنده و پاره بیاورد، دیگر نتوانستم خودداری کنم و ناخواسته چیزی شبیه به کنایه به او گفتم. پروردگارا! چطور آتش گرفت! چشمان درشت، کبودرنگ، متفکر و خواب‌آلودی داشت. چگونه برقی زدند و درخشیدند. اما حتی یک کلمه حرف نزد و «آخرین باقی‌مانده‌ها» را جمع کرد و رفت. در همین لحظه بود که برای اولین بار به طرز خاصی به او توجه کردم و چیزی درباره‌اش اندیشیدم از این قبیل. یعنی اگر بخواهید بدانید، درواقع علت تأثیر اصلی این بود. نتیجۀ تمام مطلب این بود. یعنی آنکه او بسیار جوان بود، آن‌قدر جوان که گویی فقط چهارده سال عمر داشت و واقعاً نیز در آن تاریخ شانزده سال تمام نداشت، هنوز سه ماه مانده بود که شانزده سالش تمام شود، ولی اصلاً این را نمی‌خواستم بگویم و قضیه‌ای که نتیجه و خلاصۀ تمام مطلب در آن است، این نبود که الان گفتم. [1] . Gros de naples [2] . کاسه کوزه‌دار، آنکه قمارخانه دارد برای استفاده از حقی که از قماربازان ستاند. [3] . kopek : پول خرد رایج در روسیه. [4] . نوعی قبای کوتاه‌دامن. موسسه انتشارات نگاه کتاب “یادداشت‌های زیرزمینی” نوشتۀ “فیودور داستایوسکی” ترجمۀ “رحمت الهی” موسسه انتشارات نگاه

۲۲۵٬۰۰۰تومان