پرش به محتوای صفحه

پیرانزی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۲۱

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

شومیز

نوع جلد

داستانی فانتزی با نثری فوق‌العاده زیبا و فضاسازی‌های غریب وقتی ماه بر فراز تالار سوم شمالی بالا آمد، به دهلیز نهم رفتم تا شاهد به هم پیوستن سه جریان جزرومد باشم. این اتفاق فقط هر هشت سال یک بار می‌افتد. دهلیز نهم به خاطر سه راه‌پله‌ی بزرگی که دارد منحصربه‌فرد است. دیوارهایش با مجسمه‌های مرمری پوشیده شده است؛ صدها و صدها مجسمه، ردیف‌ردیف تا ارتفاع زیادی بالا

۶۳۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
علمی‌تخیلی و فانتزی
شناسه کالا
kj-703275
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۵۴۵۲۰۸
تعداد صفحه
۲۲۱
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از سوزانا کلارک

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از میلکان

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی پریسا موسوی

مشاهده‌ی همه

توضیحات

داستانی فانتزی با نثری فوق‌العاده زیبا و فضاسازی‌های غریب وقتی ماه بر فراز تالار سوم شمالی بالا آمد، به دهلیز نهم رفتم تا شاهد به هم پیوستن سه جریان جزرومد باشم. این اتفاق فقط هر هشت سال یک بار می‌افتد. دهلیز نهم به خاطر سه راه‌پله‌ی بزرگی که دارد منحصربه‌فرد است. دیوارهایش با مجسمه‌های مرمری پوشیده شده است؛ صدها و صدها مجسمه، ردیف‌ردیف تا ارتفاع زیادی بالا رفته است. از دیوار غربی بالا رفتم تا رسیدم به مجسمه‌ی زنی که کندوی عسل حمل می‌کند. پانزده متر بالاتر از سنگفرش. قد زن دو یا سه برابر من است و کندوی عسل با زنبورهایی مرمری‌ پوشیده شده که اندازه‌ی انگشت شست من هستند. یک زنبور، که همیشه با دیدنش حالت تهوع خفیفی به من دست می‌دهد، دارد روی چشم چپ او می‌خزد. با فشار خودم را در فرورفتگی جایی که مجسمه‌ی زن قرار دارد، جا ‌دادم و منتظر ‌ماندم تا زمانی که صدای غرش جزرومد را از تالارهای پایینی شنیدم و احساس کردم دیوارها با فشار آن چیزی که در شرف وقوع بود، دارند می‌لرزند. و تو، تو چه‌کسی هستی؟ چه‌کسی هستی که برایت می‌نویسم؟ آیا مسافری هستی که جزرومدها را فریب داده‌ای و از طبقه‌های فروریخته و راه‌پله‌های متروک عبور کرده‌ای تا به این تالارها برسی؟ یا شاید کسی هستی که می‌خواهی مدت‌ها پس از مرگم در تالارهای من زندگی کنی؟ ـ از متن کتاب ـ خانه‌ی پیرانزی ساختمانی عادی نیست: اتاق‌های آن بی‌نهایت و راهروهایش بی‌انتهاست. دیوارهایش را هزاران هزار مجسمه که هیچ‌کدام شباهی به دیگری ندارد پوشانده است. در این هزارتوی تالارها اقیانوسی محبوس است. امواج آن از پایین پله‌ها خروشان به بالا می‌آید و در چشم برهم‌زدنی اتاق‌ها را پرآب می‌کند.پیرانزی اما نمی‌ترسد. او جزرومد را همانند الگوهای هزارتو می‌شناسد. زندگی او کنکاش خانه است. «شاهکاری معجزه‌آسا و درخشان از داستان‌سرایی… همین حالا دلم می‌خواهد به تالارهای زیبا و فراموش‌نشدنی داستان برگردم.» ـ مدلین میلر، رمان‌نویس آمریکایی «سوزانا کلارک چه جهانی را با جادو خلق کرده است! لحظه به لحظه چه چیزهایی آشکار می‌شود! پیرانزی همچون جعبه‌ای نفیس و اسرارآمیز است.» ـ دیوید میچل، رمان‌نویس بریتانیایی «رازی شگفت‌انگیز و طلسم‌کننده. گنجی که در ساحلی فراموش‌شده در انتظار کشف شدن است!» ـ ارین مورگنشترن، نویسنده‌ی آمریکایی

۶۳۵٬۰۰۰تومان