ال میرا
به ساحل نزدیک میشد و قدمهایش را میشمرد. سالها پیش وقتی آفَت زدهبود به برنجها پدرش گفتهبود مرور زمان همه چیز را حل میکند و این حرف به گوش حسن نشسته بود؛ اما حالا که شمارش قدمهایش به هفتادوپنج رسیدهبود و دمپاییهای لاانگشتیِ آبی رنگش توی موجهای ساحل خیس میشدند پیش خودش فکر کرد مرور زمان هیچ کوفتی را حل نمیکند فقط اینقدر خستهات میکند تا فراموش کن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-112697
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۹۷۸۵۸۵۰
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از لوح فکر
مشاهدهی همهتوضیحات
به ساحل نزدیک میشد و قدمهایش را میشمرد. سالها پیش وقتی آفَت زدهبود به برنجها پدرش گفتهبود مرور زمان همه چیز را حل میکند و این حرف به گوش حسن نشسته بود؛ اما حالا که شمارش قدمهایش به هفتادوپنج رسیدهبود و دمپاییهای لاانگشتیِ آبی رنگش توی موجهای ساحل خیس میشدند پیش خودش فکر کرد مرور زمان هیچ کوفتی را حل نمیکند فقط اینقدر خستهات میکند تا فراموش کنی چه چیزی میخواستی و بمانی میان الا بلا. هفت سالِ آزگار تمام وقت و زندگی و انرژیاش را گذاشته بود از این اداره به آن اداره، از این بنگاه به آن بنگاه تا این زمین کشاورزی تغییر کاربری بدهد و فروش برود. نشده بود؛ نمیشد. باید این دندانِ لق را میکند و میانداختش دور.



































