یادگاری ها با درخت بزرگ می شوند
زیبایی زنی هستم سال ها پس از مرگ که عکس هایش خاک می خورندو پیرتر می زند آنقدر به بودنم مشکوکم که مادرم قسم می خورد مرا سقط کرده است آقای قاضی! من گناهان زیادی دارم یکبار جیب خودم را زدم در آن چاقوی آشپزخانه ای بود که هر روز تیزتر می شود _همان که از سینه ام درآوردند_ خودم را کشتم و انداختم گردن کسی که در عکس های مان حاضر بود, غایب باشد آنقدر روی این تخت خوابی
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- شعر معاصر
- شناسه کالا
- kj-430918
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
زیبایی زنی هستم سال ها پس از مرگ که عکس هایش خاک می خورندو پیرتر می زند آنقدر به بودنم مشکوکم که مادرم قسم می خورد مرا سقط کرده است آقای قاضی! من گناهان زیادی دارم یکبار جیب خودم را زدم در آن چاقوی آشپزخانه ای بود که هر روز تیزتر می شود _همان که از سینه ام درآوردند_ خودم را کشتم و انداختم گردن کسی که در عکس های مان حاضر بود, غایب باشد آنقدر روی این تخت خوابیده ام دهانم بوی جنازه بگیرد اعتراف می کنم به قتل خودم من شکل زنی ست که به زیبایی اش اسید پاشیده #اثر مهدی نظارتی زاده #یادگاری ها با درخت بزرگ میشوند

















