مردان هنگام پیری می گریند
۲۱۶
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
رقعی
قطع
کتاب مردان هنگام پیری میگریند نوشتۀ ژان لوک سگل ترجمۀ بهمن یغمایی و ستاره یغمایی گزیدهای از متن کتاب پیشگفتار سال 1961 است. آلبرت 53ساله است، در طبیعت سکنی دارد. در مزرعهای به دنیا آمده که وابسته به دهکدهای است با 73 نفر جمعیت. شبها برای تأمین مخارج زندگیاش در کارخانۀ میشلن در کلرمون فران با شرایطی سخت کار میکند. 22 سال است با سوزان ازدواج کرده و دو
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-930316
- تعداد صفحه
- ۲۱۶
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب مردان هنگام پیری میگریند نوشتۀ ژان لوک سگل ترجمۀ بهمن یغمایی و ستاره یغمایی گزیدهای از متن کتاب پیشگفتار سال 1961 است. آلبرت 53ساله است، در طبیعت سکنی دارد. در مزرعهای به دنیا آمده که وابسته به دهکدهای است با 73 نفر جمعیت. شبها برای تأمین مخارج زندگیاش در کارخانۀ میشلن در کلرمون فران با شرایطی سخت کار میکند. 22 سال است با سوزان ازدواج کرده و دو پسر دارد. نمیتواند با هانری، پسر بزرگترش که در الجزایر میجنگد، ارتباطی عاطفی برقرار کند. با دومین فرزندش ژیل، 11ساله و علاقهمند به ادبیات، نزدیکتر است. آلبرت خودش در زمان جنگ جهانی دوم سرباز بوده و پنج سال را در اسارت آلمانها گذرانده است. پس از بازگشت هرگز دربارۀ جنگ صحبتی نمیکند. کتاب سرشار از هیجان و احساسات انسانی است. جامعۀ پس از جنگ در حال تغییر است و به طرف مدرنیت مصرفی پیش میرود؛ مدرنیتهای که با روحیۀ آلبرت سازگاری ندارد، درحالیکه سوزان همسرش با تخیلات خود در آرزوی چنین جامعهای است. آلبرت در تضاد با آن میگوید نمیخواهم از این زندگی لذت ببرم، اهل این نوع زندگی نیستم. من از زمان دیگری هستم، گسست با گذشته؟ مادر آلبرت که با آنها زندگی میکند پیرزنی است کهنسال که دچار آلزایمر شده است. کتاب لبریز از نوستالژیِ زیبایی است که شدیداً اثرگذار است. نویسنده بهخوبی توانسته است با نوشتهای تلخ و بیپیرایه سادگیِ شاعرانۀ تراژدیِ زندگیِ مردی را که بار سنگینی از جبهۀ جنگ را با خود حمل میکند، به تصویر بکشد؛ جنگی که علاوه بر میدانهای نبرد، جانها و امیدها را در زندگیِ تازه هم نابود میکند. درواقع این کتاب کیفرخواستی است محکم در برابر جنگ، در برابر همۀ تاریخی که پنهان شده، در برابر همۀ پستیها و بزدلیهای مردان سیاسی. نوشتهای است تند، تلخ، تکاندهنده برای سروسامان دادن به حقیقت. زیرا رماننویسها، و نه سیاستمداران و تاریخنویسها، دروغ را احساس میکنند و آن را بیرون میکشند. نویسنده دربارۀ بازماندگان جنگها میگوید که قربانیان اصلی فقط کسانی نیستند که در میدانهای نبرد کشته میشوند، بلکه بازماندگانیاند که چون قهرمان نمردهاند و گاهی شرمساری سربازان شکستخورده را هم با خود حمل میکنند. او میپرسد چرا کسانی که از جنگ برگشتهاند تا این حد دچار غم و اندوه شدهاند؟ و میافزاید خاموشی و سکوت تاریخ از گلولههای دشمن کشندهتر است. او از اشکهایی میگوید که هنوز روی گونههای مردانی جاری است که مدتهاست از جنگ برگشتهاند و در خلوت شب به میدان نبرد و به آنهایی میاندیشند که حتی فرصت گفتن خداحافظی را نداشتهاند. او از سربازانی یاد میکند که در آسایشگاهها لنگلنگان با چوب زیر بغل، خود را میکِشند. کتاب علاوه بر علل شکست فرانسه در جنگ جهانی دوم، با آنهمه استحکاماتی که در خط ماژینو در برابر ارتش آلمان نازی ایجاد کرده بود، به فجایع جنگهای اول و دوم نیز اشاره میکند، دو جنگی که در آن حدود 85میلیون نفر نظامی و غیرنظامی، پیر و جوان و کودک کشته و شهرها به تلی از خاک و سنگ تبدیل شدند. آلبرت، شخصیت اصلی رمان که خود در جنگ دوم در خط ماژینو شاهد تسلیم ارتش فرانسه بوده است، تصمیم میگیرد با فداکاری بزرگ خود، فرزندش را از جنگ کثیفی که در الجزایر جریان دارد بازگرداند و نگذارد کشته شود. او اعتقاد دارد دیگر نباید فرزندانمان را به کشتارگاهها بفرستیم. ژاک لوک سِگل، نویسندۀ این کتاب که جایزۀ بزرگ آرتیال و جایزۀ اکتاو میربو را برای این رمان دریافت کرده است، خود در نزدیکی «کلرمون فران»، محل واقعه، به دنیا آمده است. او نویسنده، سناریونویسِ تئاتر، تلویزیون، سینما و نمایشنامهنویس است. پدربزرگش که در جنگ جهانی اول در سال 1914 در جبههها سرباز و نیز کارگر کارخانۀ میشلن بوده، به همراه مادربزرگش که او نیز کارگر همان کارخانه بوده است، سرپرستیاش را به عهده داشته و از نظر فکری هم تغذیهاش کردهاند. کتاب در نهایت، با خطابهای تکاندهنده دربارۀ حقیقت خط ماژینو، دروغ سیاستمداران و دروغ تاریخ که ژیل، پسر آلبرت، پس از گذشت پنجاه سال از ماجرای پدرش، در دانشگاه ایراد میکند، به پایان میرسد. این کتاب علاوه بر مسائل تاریخی، لبریز از مسائل دیگر اجتماعی و روانشناختی است که ماهرانه ارائه شده است؛ کتابی است که با ما از گذشته حرف میزند، از حال میگوید و به فکر کردن به آینده وامیداردمان. مجلۀ معتبر اکسپرس پاریس در تفسیر و اظهارنظر خود از این کتاب با تیتر «زمزمهای از یک تراژدی» یاد میکند. امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد، اسم زنش را صدا میکرد؛ ماریا… ماریا و بعد جلوی چشمان من مرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترِ کمسنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولاً پای



































