شوریدگی و ماخولیا
۲۰۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
شومیز
نوع جلد
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
معرفی کتاب
کتاب «شوریدگی و ماخولیا» نوشتۀ ساوریو آنسالدی ترجمۀ ابراهیم رنجبر گزیده ای از متن کتاب فصل اول مارسیلیو فیچینو: عشق، ماخولیا، شوریدگی 1 بیتردید باید شرح بر همنوشی افلاطون (1469) اثر مارسیلیو فیچینو را سرآغاز حقیقی سنت دور و دراز رنسانس بر محور «عشقنامهها» دانست. دیالوگ هم نوشی به سیاق دیالوگهای افلاطون طی گفتوگوی حریفان مختلف در هفت مقال به موضوع عشق میپردازد. درنتیجه، این دیالوگ در ساختار خود بازتابی از دیدگاه افلاطون است. با اینهمه، فیچینو خود را به تکرار موضوعاتی که افلاطون در هم نوشی مطرح کرده، محدود نمیکند، درعوض، هریک از حریفان سخن را به نوبۀ خود مفسر خاص دیالوگ افلاطون میداند. درست به همین دلیل است که فیچینو در شرح به دنبال «احیای» صرف هم نوشی نیست، بلکه سعی دارد با گلگشت در سنتهای مختلف باستانی و قرونوسطایی جنبهها و ابعاد کاملاً تازه و بیسابقۀ این دیالوگ را آفتابی کند. مسئله و دغدغۀ اصلی فیچینو در شرح بیشک در ساختار نظری پیچیدۀ آن نهفته است؛ در این ساختار مشاهده میکنیم که دیالوگ افلاطون با تنشهای مسئلهآفرین بیشماری روبهرو میشود که در یک سوی آن متافیزیک افلاطون، هستیشناسی تشکیکی دیونوسوس آرئوپاگی و پروکلوس و پیدایشخدایان در متون هرمسی [1] و در سوی دیگر اخلاق ارسطو و اخلاقیات آبای کلیسا، بهویژه اخلاقیات آگوستین، قد علم کردهاند. در این میان بیشک سهم طب جالینوسی، ابنسینا و رازی نیز که به همین اندازه مهماند، فراموش نشده است. (1) 2 وانگهی، در اینجا همۀ هموغم من فقط این نیست که ببینم براهین و استدلالهای فیچینو از چه آبشخورهایی سیراب میشوند، درعوض ترجیح میدهم ببینم او چه تعاملی میان سه مفهوم اساسی برقرار کرده است که در شرح جولان میدهند: عشق، ماخولیا و شوریدگی. وقتی رابطۀ این سه مفهوم را در نظر آوریم و بررسی کنیم، آن وقت است که میفهمیم نظریۀ فیچینو در این کتاب چه بوده و چه معنایی دارد، منظور نظریۀ «تقدیر آسمانی» [2] طبیعت انسانی و توان آن در فراچنگ آوردن همۀ اشکال زیبایی و خیرهای الهی نهادینه در نظام خلقت است. بن و اساس فکر فیچینو جز این نیست که طبیعت انسانی در مواجهه با عوارض ماده و جسم میتواند با قوۀ نفس نامیرای خود به بلندای عقل فرشتگانی برسد و درنتیجه به شهود مسرورانۀ حقیقت الهی مشغول شود. طبیعت انسانی در گذار از ماده به خدا علیالدوام دست به دامان نیروی پرمایۀ عشق است و عشق به او مجال میدهد بهخوبی از مقام «پست» [3] ماخولیا درگذرد و عزم رسیدن به سپهر «رفیع» [4] شوریدگی بکند. (2) 3 به همین سبب میخواهم در توضیح مقصود و منظور پژوهش خود به سراغ مسئلهای خاص بروم. میدانیم که فیچینو در شرح قصد دارد «فلسفهای برای عشق دستوپا کند که قرار است با بدل کردن حاکم خوب [5] به مرکز ثقل خلق کل موجودات، اخلاق ارسطو را دگرگون سازد.» (3) اولین پرسشی که پیش میآید، این است: فلسفۀ عشقی که از اساس در دامان سنت افلاطون و نوافلاطونی بالیده، چطور میتواند خود را با مقصود و غایت اخلاق ارسطویی همساز و همداستان کند؟ برای نمونه، این فلسفه چطور رابطۀ «عشق شوریده» [6] را که در فایدروس (265a) مطرح میشود، با «فراست اعتدالی» [7] در اخلاق نیکوماخوسی (VI, 1140b 11) تبیین میکند؟ به دیگر سخن، افراط و حد نگه داشتن، تفریط و حد وسط، در حوزۀ عمل چه نسبتی باهم دارند؟ به تعبیری ارسطویی اینگونه به این پرسشها پاسخ خواهم گفت: باید به سراغ مسئلۀ اساسی «وظیفۀ» [8] انسان رفت. 4 ارسطو در دفتر اول اخلاق نیکوماخوسی بدین گونه این مسئله را بیان میکند: درواقع همانطور که یک نینواز، یک مجسمهساز، یکایک هنرمندان و در کل هرکسی که وظیفه و کار خاصی دارد، در ضمن وظیفۀ خود به دنبال خیر و کمال خویش است، پس شاید بتوان باور کرد که اگر آدمی وظیفهای دارد، چیزی جز این نیست. مگر میشود نجار و کفاش وظیفه و کاری برای به انجام رساندن داشته باشند، ولی آدمی هیچ وظیفه و کاری نداشته باشد و در طبع و سرشت او کارکردی تعبیه نشده باشد؟ (4) 5 اخلاق در نظر ارسطو یعنی تأمل دربارۀ شکلی از زندگی که بیشترین تناسب را با وظیفۀ آدمی دارد. همین شکل زندگی است که درواقع از فضیلت نفس برمیآید و آدمی را به سعادت میرساند. «بهباور ارسطو، اگر ما در چنین شرایطی وظیفۀ انسان را شکل خاصی از زندگی بدانیم (یعنی آن را فعلی برآمده از نفس و اعمال عقلانی تصور کنیم) یا پا را فراتر گذاریم و بگوییم انسان فضیلتمند اعمالش کامل و نیک است، یعنی هریک از اعمال او یکسره نشان از فضیلت مناسب خود دارد، درنتیجه در چنین شرایطی خیر انسان فعلی نفسانی خواهد بود که از فضیلت حکایت میکند یا اگر فضائل بسیار باشند، خیر انسان آن فعلی است که نشان از کاملترین و غاییترین فضیلت دارد.» (5) 6 همین
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- فلسفه
- شناسه کالا
- kj-665813
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۶۷۴۷۵۵
- تعداد صفحه
- ۲۰۸
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۲۵۰ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.

















