اینه های شهر
۳۷۸
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب آینههای شهر دومین رمان الیف شافاک است که به همت تهمینه زاردشت به فارسی برگردانده شده است. این نویسنده ترکیانگلیسی در ایران با کتاب «ملت عشق» به شهرت رسید و کتابش ظرف مدت کوتاهی به لیست پرفروشترین کتابهای بازار ایران پیوست. همچنین رمان «پنهان» او در سال 1998 برندهی جایزهی رومی شد که به بهترین اثر از ادبیات عرفانی ترکیه اهدا میگردد و در سال 2009 نی
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-656480
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۶۲۸۹
- تعداد صفحه
- ۳۷۸
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی تهمینه زاردشت
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب آینههای شهر دومین رمان الیف شافاک است که به همت تهمینه زاردشت به فارسی برگردانده شده است. این نویسنده ترکیانگلیسی در ایران با کتاب «ملت عشق» به شهرت رسید و کتابش ظرف مدت کوتاهی به لیست پرفروشترین کتابهای بازار ایران پیوست. همچنین رمان «پنهان» او در سال 1998 برندهی جایزهی رومی شد که به بهترین اثر از ادبیات عرفانی ترکیه اهدا میگردد و در سال 2009 نیز جایزهی بنیاد نویسندگان و روزنامهنگاران ترکیه را دریافت کرد. داستان «آینههای شهر» در قرن شانزدهم و در اسپانیا و ترکیهی آن روزگار میگذرد و فضای رعب و وحشت و تفتیش عقاید را بهخوبی به تصویر میکشد. در مادرید اسپانیا مردمانی از مذاهب گوناگون، بیآنکه مذهب آنها را از یکدیگر دور سازد، در کنار هم زندگی میکنند. در این میان آلونسو پرز دو هررا که تحت فرمان صدایی است، مسیحیان را به دشمنی با مردم مذاهب دیگر ترغیب میکند و جنایاتی به بار میآورد. مترجم دربارهی داستان این کتاب نوشته است: «مهمترین نکتهای که میتوان دربارهی آینههای شهر به آن اشاره کرد، همزیستی ادیان در فضایی است که شافاک خلق کرده. مسلمان و مسیحی و یهودی دستکم در دنیای این رمان بیهیچ اختلافی میتوانند در کنار هم، در خانهی هم و در شهر هم بهسر ببرند. نه دین یا ادیان که قدرت(های) حاکم هستند که میخواهند به نفع خود بین آنها تفرقه بیندازند.» نویسنده در «آینههای شهر» واقعیتها و تاریخ را با افسانه پیوند میزند و در قالب چندین داستان بهظاهر پراکنده قرار میدهد و با این تکهها پازل داستانش را میسازد. او برای رمانش زمان را به عقب برده و از گذشتههای دور اسم میبرد تا شاید آنگونه که مترجم نیز به آن اشاره داشته، از لزوم واقعیت بگریزد و دست به دامان افسانه شود.

















